۲۰ پاسخ

کلا بچه آوردن اشتباهه، دومی رو اوردن حماقت محضه... از وقتی بچه میاد دیگه نمیتونی واسه خودت زندگی کنی
واسه کوچیکترین کارات هم باید منت این و اونو بکشی تا مثلا بتونی یه حموم بری...

چقدر حرف های دلمو زدی
با این وضعیت شوهرم اخلاق نداره زیادتر اذیت میشم

همه مادرا همین هستیم سخته لی بدون تنها نیستی وضعیت ما هم همینه

فقط بهت میگم تنها نیستی رفیق این منم ولی دل خوش کردم که میگذره هم دست تنهام هم بیست چهار ساعت خونه هستم ماشین نداریم نمیتونم برم جایی بادوتافسقلی دیونه شدم رسما بخدا از وسط نصف شدم خیلی وقتها گریه کردم خسته شدم ولی بازهم میگم همین که هست چکنم

عزیزه دلم تو بهترین مامان دنیایی این ک خسته ای این ناشکری نیس والا رباتم خراب میشه.میدونم خیلی اذیت میشی دیگ خودتو فراموش کردی
اصلااشکال نداره اگه گاهی از خستگی گریه میکنی یاسر بچه هات داد میزنی
ایناهیچی ازتویی ک بهترین مامانی کم نمیکنه.خونت کثیف باشه اشکال نداره تمیزمیشه بالاخره حساس نشو.بزرگ میشن عزیزم راحترمیشی

عزیزم بازم شکر شما دوتا داری من سه تاشو دارم یعنی در کل بخوام بگم یه پیر زن ۹۰ساله روانی شدم

واااای چرا این حرفا رو میزنید منم دوتادارم خستممممممم دمارو از روزگارم در اوردن ولی هیچوقت پشیمون نشدم و ناشکری نکردم خدا رو هزاران مرتبه شکر بخاطر وجودشون

عزیزم درکت میکنم واقعا سخته...
ولی حتما باید اولی رو ببری مهد تا بتونی یکم استراحت کنی

چرا براشون تلویزیون نمیگذاری، بگذار کارتون ببینه بزرگه، کوچکه رو هم با اسباب بازی سرگرم کن، حمومو گفتی:حموم با خودت ببرشون یک تفنگ آبی بده دست بزرگه، کوچکه هم اگر وای میسته با خودت بشورش، بچه ها خوراکی دستشون باشه ساکت میشن توی یک کاسه میوه و بیسکوییت و خوردنی هر چی داره بده دست بزرگه

بله درکت میکنم عزیزم ولی به روزایی فکر کن که بزرگ میشن و راحت تر میشی

ای خدا نگو دلت میاد😚😂هنوز کوچیکه حالا وایسا بزرگ شه ببین چه خبره😵‍💫🥲

دست تنهایی

ان الله مع صابرین

عزیزم تا میتونی قرآن گوش بده بهت آرامش میده حموم میری غسل صبرکن فقط چندساله ولی بعدش بهترمیشه باهم بزرگ میشن الان ک خدا داده کاریش نمیشه کرد بهتره کناربیای و آرامش خودتو حفظ کنی وصبور باشی بعداینکه بزرگ شدن دیگه چندسال راحتی میکشی

الهی بگردم
بیا بغلممم🫂
میدونم سخته واقعا
حالا من دخترم ۱۱ سالشه
پسذم سه و نیم سالشه
پسرم خیلی شری میکنه
اما اینکه دخترم بیشتر رو مخمه اذیتم میکنه چینی یه کارای میکنه یه رفتارایی داره که دلت میخاد بزنیش

منم عین خودت دقیقا

میفهممتتتت

منم خیلییییی خستم وقتی هم صدامو بالا میبرم میگم خسته شدم شوهر احمقم میگه صداتو بیار پایین میگم هیچ کمکی نمیکنی خسته شدم خوب میگه پس تو برو سرکار تا بیستم خسته میشی یا ن😔

آهنگ بذار بعضی وقتا برقصن

منم همینم 😢

سوال های مرتبط

مامان مینل مامان مینل ۴ سالگی
سلام مامانهای عزیز امیدوارم هرجا هستین خوب ‌و خوش باشید…
خانم‌ها دختر من سه سال و چهار ماهش هست و‌ شبها که میخوابه معمولا کاری نداشته باشیم یا مسافرت نباشیم تا ظهر فرداش میخوابه و بخاطر همین طبیعیه که تا ظهر دو بار تو خواب شیر میخوره احتمالا گرسنه اش میشه…تاکید میکنم قبل از خوابش هم حتما میبرم دستشویی و قبلش هم غذا میدم و سیر میشه.

مشکلم اینه تا الان که به اینجا رسیدیم کلا یک روز بوده که طول شب بدون سر و صدا و غر زدن یکسره تا صبح حدود ساعت ۵-۶ صبح خوابیده ، بطوریکه اون یک روز یادم مونده…و لازم‌ به ذکر هست که هم پستونک میخوره و هم شب تا ظهر که میخوابه حدودا دو شیشه شیر خشک میخوره تو خواب.

سوالم اینه که بچه های شماهم یکسره تو‌خواب غر میزنن و شیر و‌ پستونک میخوان؟ یعنی حسرت به دلم‌ مونده خوابش سنگین باشه و شبها بخوابه و بدون سر و صدا و غر زدن منو بیدار نکنه تا صبح 😒 من آدم صبوری هستم ولی دیگه صبرم سر اومده .. مسئله دیگه اینکه با صدای بلندی هم غر میزنه و استرس و اضطراب میگیرم بیدار میشم … تازه بماند که ماهی حدودا دو بار هم که کلا با گریه شدید بیدار میشه و میگه پام درد میکنه😐 نمیدونم چجوری پستونک و شیر شب رو ازش بگیرم چون با صدای بلند گریه و غر میزنه تو خواب
بچه های شماهم تو خواب هر یک ساعت ازین پهلو به اون پهلو میشن سروصدا دارن و غر میزنن تو خواب؟
راجع به سر و صدا تو خواب و از پستونک و شیر گرفتن شب و خواب عمیق هر راهنمایی بلدید بگید لطفا 🤯🤕
این غر زدن مشترک هر شب هست چه بیرون بره چه خونه باشه چه خواب روز داشته باشه چه نه.. چه زیاد غذا خورده باشه چه کم ...
مامان نورالزهرا مامان نورالزهرا ۳ سالگی
ما مادرها. جایی برای درد دل نداریم غیر از خدا. وجمعی از مادرای گهواره که بعضیاشون. همدرد همن. حال هم می‌فهمن جایی نداریم. نه. دکتر. میتونه. کمک کنه. نه. مردم. نه هیچکس غیر. از خدا من سر. اون دخترم نورالزهرا یک سال ونیم رژیم بودم. فکر می‌کردم فقط وزنم کم میشه دوباره وزنم جبران میشه نمیدونستم که. از ذخایر. بدنم استفاده شده تو این یک سال ونیم نه فقط 30 کیلو از وزنم کم شد بلکه به دفعه تو بارداری سر این دختر کوچیکم. زانو درد گرفتم زانوهام موقع راه رفتن نشستن صدا میده. الان این دخترم که راه میبرم دیگه توان اون زمان ندارم. کمرم درد میکنه. زانوهام . شیر خودم میدم دوباره هم رژیمم تو این دوماه. اندازه دوسال. بهم گذشت. چون از 8 روز شروع شد. خانما. اینجا مادر باردار. هست شیر ده. هست. تو رو خدا. خانما. میخوام برام دعا کنید. بدنم بکشه این بچه بزرگ کنم خدا توان بهم. بده چون. از نظر روحی. وجسمی داغوووونم داغون. بچه مدرسه ای دارم میان از مدرسه. نمیخوام صداشون بشنوم از شدت عصبی. دختر سه ساله دارم نیاز. به. مراقبت. داره. و به نوزاد رفلاکس الرژی با یه مادر ضعیف. که دیگه. نه توان جسمی ونه روحی داره. خانما خواهش میکنم. هر کس. از تایپکم رد میشه برام دعا کنه. بتونم ادامه بدم. ودخترم زود. خوب. بشه.
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
امروز بعد از دو تا مصاحبه مهد کودک و مثبت شدن نتیجه مصاحبمون، و بازدید ما از سه تا مهد کودک دیگه و پرسش‌های ما از اونا باعث شد بلاتکلیف بمونیم، کجا ثبت نام کنیم!!!
همسرم تو محیط کارش با آدمهای خوبی ارتباط داره، و هر کدومشون متوجه شده بودن که میخوایم راد رو بزاریم مهد جاهاییکه خوب بوده رو معرفی کردن
و از طرفی گفتن که اصلا نفرستینش تا پیش ۲… و بچه نیاز نداره بره مهد
و به درد خونواده‌هایی میخوره که مادر شاغله و تو محیط خونه نیست
همسرم هم امروز بعد از ظهر به من میگفت تو که کارت تو خونه است و دور کاری و بهتره که نره، پیشت بمونه و …
😳😳😳😳
وااایییی من… دیگه گنجایش مجاب کردن ندارم🫠🫠🫠🫠
به همسرم گفتم آخه فقط راد با منو تو در ارتباطه کسیکه این راهنمایی رو بهت گفته دارن بچه‌هاشونو به صورت گروهی بزرگ میکنند یا تو خونه مامانه خانومشه یا خونه پدریشون
و اینکه راد اصلا دورش بچه نیست همه بزرگن و سن بالا، یا اگر بچه‌ای هست جنسیتش باهاش یکی نیست
من مهد رو برای ارتباط با بچه‌های دیگه و ارتباطهای اجتماعیش در نظر گرفتم، و حتی دیدگاهم اینه که استقلال شخصیتی بگیره
خلاصه که دارم قاطی میکنم😂😂😂
ساعت ۱۲ تا ۲ که برقمون قطع شد تصمیم گرفتم بعد از ناهار سیر ترشی درست کنم روش تاریخ بزنمو بمونه برای چندین سال آینده
تقریبا ۱۵ کیلو سیر رو جمعه پوست گرفته بودیم(خیسشون کردم که راحت پوستش کنده شه)
تنگ‌های شیشه‌ای رو آماده کردم فلفل سیاه‌های نسابیده رو شب تا صبح تویه آب خیس کرده بودم و بعد با سرکه و نمک جوشوندمشون
سیرهارو ریختم تویه تنگ و یه مقدار رب انار با سرکه سیب قاطی کردمو ریختم داخلشون و فلفل‌ها رو اضافه کردم.
به تاریخ امروز دو تا تنگ بزرگ‌ سیر ترشی گذاشتم تا سالهای بعد😅✌🏼