۴ پاسخ

من تو بارداری یک روز خونه مادرم بودم ازبس خسته بودم تو خواب پدرمو دیدم که داشتم بهش شکایت میکردم که حامله شدم ولی پشیمون شدم چیکارکنم چطوری بزرگش کنم کلی بابام تو خواب بهم دلداری داد وقتی بیدار شدم کلی حالم خوب بود پدرم فوت کرده چند ساله

خوب میشه کم کم که راه بیفته علت بزنه سینه خیز بره چهاردست و پا بره خوب میشه نگران نباش

من ی بچه یکسال و ۱۰ ماهه دارم ی بچه ۲ ماهه
خدا حفظشون کنه اذیت نیستم
ولی شوهرم بعد بچه دوم ۲۸۰ درجه نسبت ب من تغییر کرد
دیگه کم اوردم امشب رفتم لب بالکن ک بپرم پایین یهو بچه هام اومدن تو ذهنم

اول که ناشکریرنکن خیلی ها آرزوی همین نق نقو های ما رو دارن از خدا کمک بخواه همش بگو میگذره میگذره خوب میشه انرژی مثبت بده
زن برادرمن دخترش از روزی که دنیا اومده گریه کرده دخترش تا الان که یک سال واسه ماهش شده دخملش ولی هنوز من که همیشه رفت و آمد دارم باهاش نشنیدم که با هاش بلند حرف بزنه یا بگه خسته شدم با اینکه خیلی سن زن برادرم کم هست 19سالشه

سوال های مرتبط