۱۴ پاسخ

حالا نمیشه حتما به حرف دعانویس اکتفا کنی که بخاطر ترس کلیه اش اینجوری شده
دعانویسا همشون یه حرف رو میزنن

واسه بچه دعا نوشتن یعنی از الان تا همیشه با جنو موکل سرو‌کار داشتن بچه چرا این سنگینی رو‌بندازیم به جون بچه به نظرت عقلانیه برای دخترت ذکر بخون هر دعایی فقط تا ٤٠ روز کارایی داره بعد ٤٠ روز چی تا ابد میخای هی دعا بنویسی ول کن خرافاته براش خودت دعا بخون ذکر بخون

ای کاش میبردیش روانشناس کودک مطمئن باش بهتر جواب میگیری

شوهر من اگه اینکارو میکرد همون لحظه جلوی همه پاره ش میکردم ک دیگه درس عبرت بشه براش
البته ک شوهرم اینجور آدمی نیس خودش ک رفتارش با دخترم عالیه
کسی هم جرات نداره بهش چیزی بگه

ربطی نداره عزیزم من دخترم مشکل کلیه داشت تازگیا خوب شده ورم کلیع سنگ‌کلیه ازبچگی درگیر بود هیچ ترسی نمیتونه اینکارو بابچه بکنه خدابزرگه تهران یه دوکتر هست دکتر ارشدی متخصص کلیه عالیه نگران نباش گلم این روزا میگذره قوی باش قوی فقط

اگ شوهر من تحت هر شرایطی سر بچم داد بزنه بخدا خشتک شو ب سرش میکشم یعنی واقعا فاتحشو میخونم

الان اتفاقی تاپیکهاتو دیدم
پیگیر درمانش باش واگه درتوانتون هست برای دخترت عقیقه بکشید ،پسر من مشکل کلیه اش حاد بود دوبار رفت اتاق عمل خیلی روزای سختی بود عقیقه اش کردیم خداروشکر پسرم خوب شد ،اعمالش تو گوگل هست اگه سختت بود حرم امام رضا وحرم حضرت معصومه وجمکران قبول میکنن پول میدی خودشون قربونی میکنن

من فکر نمیکنم کلیه ربطی به ترسیدن داشته باشه

پیش دعا نویس نرو چهارقل رو بخون سمتش فوت کن با ایت الکرسی سوره قران زیاد بخون چهارقل رو بنویس همراهش بزار از دعاهای تو گوگل استفاده کن ولی مراجعه به دعانویس بعد از چهل روز ی بلایی یا یک اتفاقی بزرگ براتون پیش میاد اول مشکل حل میشه بعدش گره میفته اسفند زیاد دود کن بهش محبت کن کادو براش بخر

حالا نمیشد بخاطر تحفه داداشش بچه رو زهره ترک نکنه؟

شوهرت الان عذاب وجدان نداره؟

حزربندازگردنش بانمک ترسش بردار

خب بنویسه،امتحان کن

خب نگفت چیکار باید کرد

سوال های مرتبط

مامان سامیار و رستا مامان سامیار و رستا ۵ سالگی
سلام مامانا خیلی چیزارو نمیشه به کسی گفت و درد دل کرد اما لااقل اینجا میشه گفت الان یخورده شرایطمون سخته میدونم شوهرم درگیر فکر و استرس و بدهی درک میکنم پسرم از اول بد تربیت شد و بد بار اومد کلا ۵ سال با مادرشوهر نشسم ی سالیه جدا شدم الان پسرم میزنتم حسابی گریه داد و بیداد بهونه لجبازی خرابکاری که هر روز ۵۰۰ باید سر چیزایی که خراب میشه بدیم الان دوباره ی بچه دیگه منم اینجا تنها فقط دو تا خواهرشوهر که اونام درگیر زندگیشونن پسرم فقط همینجارو داره بره الانم بخدا من خودم از زایمان اول به اینور عصبی کم تاب افسردگی خودمو کنترل میکنم دکتر رفتم دارو هارو ی ماه خوردم ول کردم موندم چیکار کنم الانم شوهرم هوار شد رو سر من که همه چی تقصیر تو هس تو گفتی ماشین بخر تو این بچرو بد بار آوردی تقصیر تو هس هر کسی بخدا ی چیزی بهم میگه این از شوهر خودمم که چاق به خودم صورتم نمیرسم ی جورایی از خودم بدم میاد هم هیکلم هم اخلاقم خودم از خودم زده شدم خیلی وقته کنار هم نمیخابیم شاید دو سه سالی هس موندم چیکار کنم وقت مشاوره گرفتم برا پسرم هنوز نوبت نداد از نظر روحی داغون جسمی همیشه مریض بدن درد کسل البته شوهرمم رفت برا مفدش دکتر بهش دارو افسردگی و خواب داد دو ساله داره میخوره با این حال درکش میکنم اما اون نه دو روز تو خونس از دست بچه روانی شد از من واقعا چه توقعی دارن