سوال های مرتبط

مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۱ سالگی
مامانا سلام امشب داشتیم خاطرات دوران بارداری و زمانی که نمیدونستم باردارم با خودم مرور میکردم یه چی یادم افتاد گفتم به عنوان یه تجربه بگم
من کیست داشتم و ذخیره تخمکک هم پایین بود و دکتر میگفت احتمال بارداری نیس و قرصم واسه کیست میخوردم ک احتمال بارداری دیگ صفر بود پریودم ک نمیشدم
یهو معده دردای وحشتناک گرفتم هر روز دکتر و بیمارستان و سرم و آمپول و هر قرصی میدادن نمیتونستم بخورم بدتر میشدم آندوسکپی شدم و چیزی نبود
تا یکی بهمون پیشنهاد کرد گفت شما ک اینقدر دکتر رفتین یبارم برین پیش دکترای طب سنتی ما هم یه معروف پیدا کردیم رفتیم این کلی ما رو دید و ضربان و زبون و شکم و در نهایت گفت این نافش افتاده و یه سری عرقیجات و کپسول داد ک تا هفته دیگ بخور بیا نافتو جا بندازم من اون شب اومدم خونه و طبق معمول معده درد داشتم رفتم بیمارستان دوباره سرم زدم و اومدم خونه ک بخابم و کلافه از این دردا گوگل سرچ میکردم و همه راهی رفته بودیم فقط دو تا احتمال مونده بود یا بارداری یا سرطان فرداش گفتم خدارا چه دیدی بزار یه تست بزنم تست زدم و مثبت شد باورم نمیشد رفتم آزمایش دادم جوابش اومد بتا خیلی بالا بود متوجه شدم باردارم
الان فک میکنم اگ به حرف اون طب سنتی گوش کرده بودم و رفته بودم نافم جا بندازه ممکن بود بچمو از دست بدم
میخام بگم به هیچ طب سنتی گوش نکنید همش چرررت و پررت