۹ پاسخ

من پسرم چهار ماهه شده به صورت کولیک نیس ولی نفخ هست دیگه که شبها گریه نمیکنه اما هی تکون میخوره توی جاش

سلام عزیزم
کجا دکتر می‌برین بچه رو؟؟
ختنه کجا بردین

برا رفلاکسشم موتیس دادم که خیلی تاثیر داشت

مال من با اینفاکول کامل خوب شد هنوزم دارم ادامه میدم
و همینطور نرس هارویز

من دارو برای کولیک اوایل که سنشون کم بود دایمتیکون میدادم معجزه میکرد بعدش کم اثر که شد کولیک پدیا بست دادم خیلی خوبه

دختر من کولیک و رفلاکس داشت خیلی اذیت شد . برای رفلاکس امپراژول میدادم ک الان یک هفته میشه قط کردم خداروشکر خوب شده . برای کولیک هم پدیا بست میدادم دوبار در روز .و اینفکول هم دوبار در روز .و گرمیچر هم سه بار تا پنج بار. خداروشکر کولیک هم درمان شد و الان دیک نمیخوره

منم دارم اینفاکول میدم راضی ام

من دوتا شیشه دایمتیکون خریدم شد 53 تومن خیلی راضی بودم اب رو اتیش بود
اما پدیا بست، گرمیچر خارجی، کولیکز، اهورانینی اینارو گرفتم هیچ فایده ای نداشت

کولیک خیلی بده .... دختر من رفلاکس داره لعنت به هر دوتا

سوال های مرتبط

مامان اقا نورهان🩵 مامان اقا نورهان🩵 ۳ ماهگی
(سزارين٢)
من ساعت٨:٥٧ دقيقه نورهان رو به دنيا اوردم و زمانى كه دكتر شكمم رو بريد من دچار خونريزى شدم و جفت از بند ناف جدا شده بود و خونريزى كردم در صورتى كه من سزارين اختيارى بودم و تا ٢ روز قبل كه سونو داده بوزم همه چيز عالى بود و دكتر سرنو بهم وزنش رو ٣ كيلو اعلام كرد كه نورهان ٣٣٤٠ بود
اين خونريزى باعث شد هموگلوبين من و نورهان بياد پايين و نورهان يك شب تو ان اى سيو بخابه يعنى دقيقا همون شبى كه من هم بيمارستان بايد ميخوابيدم
از تجربه خيلى خوبم بخوام بگم كه من تو شهر چالوس تو بيمارستان طالقانى زايمان كردم شهر من بيمارستان خصوصى نداره ولى دكتر عزيزم خانوم وسكويي برام تمام خدمات يك بيمارستان خصوصى رو فراهم كرد من يك اتاق ٢ تخته خصوصى گرفتم همراه با يك خدماتى خصوصى كه تمام كار هاى مربوط به من رو از گذاشتن شياف عوض كردن پد ها و حتى بردنم به سرويس و شستن سرويس همه و همه رو انجام ميداد و همراه هم كه مادرم بود قرار بود به نورهان رسيدگى كنه كه متاسفانه نورهان تو ان اى سيو بسترى بود اون شب كه خيالم راحت بود از اينكه بهترين دكتر و ريس ان اى سيو بالا سرش هستش ادامه تاپيك بعد
مامان اقا نورهان🩵 مامان اقا نورهان🩵 ۳ ماهگی
(سزارين٣)
دوستان عزيز بعد از سزارين تو ٤ وعده شكمتون رو فشار ميدن كه ٢ بار اول شما سر هستيد و هيچ چيزى متوجه نميشيد ى بار دكتر تو ريكاورى فشار داد يكبار پرستار شيفت صبح و ٢ بار ديگه غروب و اخر شب كه ٢ بار اخر ترسناك و دردناك بود با فشار دادن لخته ها از شما خارج ميشه و باعث ميشه رحم خودشو جمع و خونريزى نكنه
از راه رفتن بعد عمل بگم اين كاملااا بستگى به شما داره و واقعا ربطى به دكتر و عمل نداره من خودم جز دختراى ناز نازى هستم اما ميترنم به حرات بگم فقط و فقط دفعه اول بلند شدن از تخت و ٢ قدم اول سخت و دردناك و دوباره نشستن رو تخت سخته وگرنه از دفعه هاى بعد خيلى خيلى سبك تر و راحت تر هستيد من فرداى روزى كه مرخص شدم قبل ظهر البته به خاطر خونريزيم ى دور سونو هم كردن و بعدش مرخص يدم تا غروب تو بخش اطفال منتظر بوديم كه نورهان مرخص بشه چون بعد ان اى سيو بايد نوزاد٦ساعت تو اطفال بسترى باشه بعد مرخص ميشه من غروب ساعت٧ كه اومدم خونه كل حياط و پله هارو بدون كمك كسى راه رفتم و وارد خونه شدم ميخوام اينو بگم كه اصلا راه رفتن و بچه شير دادن از فرداش اصلا دردناك و سخت نيست
مامان سپهر مامان سپهر ۹ ماهگی
تجربه ی ‌کولیک
خودم دستی دستی ارامش خوابمو از خودم و این بچه گرفتم.
یه ماه بود که مشکل کولیک به طور کامل از بین رفته بودم حتی اینافکول هم قطع کردم. بچم‌شبا ۱ میخوابید ۷ بیدار میشد شیر میخورد یه ساعت بیدار بود دوباره میخوابید تا ۱۱ یعنی من عشق کرده بودم اینقدر سرحال و قبراق بودم که نگو.
تا اینکه اینقدرررررر این بزرگترا اصرار که خودتو داری نابود میکنی این بچه هم که خوب شده رژیمتو بشکون و شروع کن همه چیز خوردن کم کم شیرت عادت کنه. من شیر و پنیر و میوه های تابستونی رو خیلی کم کم به رژیمم اضافه کردم. و الان دوباره برگشتم به پله اول😭😭😭
چه اشتباهی کردم. الان پسرم شبا خوابش سبکه میدام به خودش میپیچه هر یک ساعت یه بار با صدای جیغ های ناجورش و پیچیون شکمی اش از خواب بیدار میشم. سر درد شدید دارم خستم و ایکاش به خاطر دو تا لیوان شیر اون ارامشو از دست نمیدادم. شما نکنید این کارو تا بچه خوب شد سریع برنگردید به عادت قبلیتون. صبر کنید ۳ ۴ ماهش تموم بشه سیستم گوارشش تکمیل بشه بعد.
مامان آرون مامان آرون ۷ ماهگی
همه فکر میکنن مادرایی که شیر خشک به بچه میدن همش قضاوت میشن
اما من یه مادرم که شیر خودمو میدم به بچم
هفته های اول نوک سینم زخم شدش با درد به بچه هرجوری بود شیر دادم
الانم پسرم هر دو‌ساعت از خواب بیدار میشه شیرش میدم چون شیر مادر سریعتر حضم میشه و‌بچه گشنش میشه
وسط شیر دادن یهو احساس تشنگی شدید می‌کنم بعضی وقتا هم ضعف می‌کنم ولی با همه اینا بازم دوست دارم شیر خودمو به بچه بدم وزن پسرمم خوبه ‌‌دکتر و بهداشت هروقت رفتم گفتن خوبه و نیاز به کمکی نداره
ولی با همه اینا گاهی اطرافیانم یه حرفایی میزنن که دلم میشکنه واقعا
بچم دهنش باز میشه میگن گشنشه در حالی که من بچم رو میشناسم اگه خیلی زود به زود بهش شیر بدم بالا میاره
یا مثلا مادر شوهرم به شوهرم میگف شیرش بچه رو سیر نمیکنه واسه همین بچه گریه میکنه 🥲واقعا دلم شکست که من دارم با این همه سختی به بچم شیر میدم ولی اینا همیشه تا بچه گریه میکنه سریع میگن گشنشه در حالی که بچه کولیک داره شبا از یه ساعتی به بعد گریه هاش شروع میشه ربطی به گشنگی نداره اما فقط میخوان به من مادر حس ناکافی بودن بدن