۱۱ پاسخ

دختر منم کنار میشینه عزیزم یلحظه اجبار میکنم که بشینه ولی میترسه ننیتونه بشطنه بازرمیره کنار میشینه

دختر من کلا میره تو‌ حموم داستان دارم نمیره دستشویی

براش توالت بچه بگیر رو اون بشینه

منکه پسرمو فعلا نمیبرم دسشویی قصدم ندارم ولی خب معلومه بچه فعلا رو توالت نمیشینه که 😐😐😐😐😐😐😐😐میخوای بره توی کاسه توالت بشینه؟؟
فعلا ک نمیتونه پاشو اون هوا باز کنه ک روی کاسه هم بشینه

دختر منم میگم بشین میترسه کلا نمیشینه قبلا کنار ش میشست ولی الان کلا ترسیده نمیشینه

فعلا بچه ها تا ۳ الی ۴ سالگی نمیتونن اونجا بشینن چون براشون بزرگه

حله پس همون کنارش بشینه ، اخه کنارشم نمیشینه ، دسشوییمون پله داره پایین پله میشینه ، اگه پی پی کنه من باید با دستمال بردارم بندازم بالا تو چاه😶
بالا نمیره اصن

چرا قصری براش نمیگیری

ب نظرم توضیحاتت بیشتر بچه رو ترسونده ..من یه مدت کنار خودم دور از سنگ نشوندمش ویکی یکی براش توضیح دادم اینکه پاتو گزاشتی واقعا یکم دلهره اوره...بعدش دخترم خودش الان جلو جلو می‌ره میشینه ولی فعلا براش قصری گرفتم چون سنگ فاصله پاهاشو اذیت میکرد

بچه نمیتونه فعلا اونجا بشینه

خب زوده برا رو توالت نشستن عزیزم بقلش باید بشینه دخترم تا چهارسالگی بقل میشست بعد کم‌کم‌یاد گرفت

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۲ سالگی
خونه مامانم بودم ،خواهرمم بود با بچش،بچه اون ۴سالشه ،یه دو دیقه نگاهم از بچم رفت دیدم با ابپاش اب ریخته تو دوتا گوش بچم سریع با گوشپاک کن و دستمال پاک کردم گوش بچمو،بچم گریه میکرد دستمال رو رو گوش بچه اجیم گزاشتم و به بچم گفتم ببین گوش مهرادم پاک کردم که بچه اروم بشه ،مهراد بچا اجیم شروع کرد گریه کردن ،اجیم تو جمع که خاله ها و خواهرا بودن یه دفعه با اخم گفت چیکار کردی بچه منوووو ،گفتم کاری نکردم فقط دستمال رو دو طرف گوشش گذاشتم و به بچم گفتم ببین گوش اونم پاک کردم که آروم شد بچه ، خیلی ناراحت شدم از برخودش تو جمع ،دلم شکست یهو ،سریع لباس پوشیدم زنگ زدم تاکسی اومدم خونه ، هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی به خاطر بچه با من اینجوری حرف بزنه تو جمع،اصلا دلم نمیخاد مادرا خودشونو دخالت بدن تو بحث و دعوای بچه ها، ولی من فقط خواستم بچه اروم بشه فقط دستمال گذاشتم دو طرف گوش اون و گفتم مامان ببین گوش اونم پاک کردم ، تبه نظرتون کار من اشتباه بوده یا کار اون ؟؟ من باید چیکار میکردم؟ میخاستم بغضم نشکنه که سریع اومدم خونمون ،اومدم اینجا یه دل سیر گریه کردم ،شوهرمم امشب شیفت تا فردا صبحه،من تازه رفته بودم بمونم امشبو