من دخترم اینجوری بود خیلی وابسته پدر شوهرم و مادر شوهرم اونا با اینکه جدا زندگی میکردیم هر روز میومدن گاهی هم میوندن چند روز دخترم منو میزد میگفت برو تو خونه ای مامانت . و بی ادبی میکرد . تا اینکه سر همین رفتارای بچه دعوامون شد و شکر خدا یک ماهی هست راحتم از دستشون دخترمم اولا میگفت بریم خونه شون الان دیگه اصلا نمیگه یادش رفته
کمتر رفت وآمد میکنم
پسر من جز خودم به کسی وابسته نیست مادرشوهرم هر روز همدیگرو میبینیم به پسرم خیلی محبت میکنه ولی یه دقیقه هم بدون من پیشش نمیمونه
😐😐😐خب مادر بزرگ مشکلش چیه خوبه دیگه دخترای منم عاشق و وابسته مادربزرگشونن واااا اینکه مشکل نداره
واااای خدااایااا بزرگترین مشکل من اینه.اصلا دچار بیماری اعصاب و روان شدم انقد حرص میخورم.طبقه پایین مادرشوهرمیم.یه مکافاتیه که نگو
بیشتر بش توجه کن و براش وقت بذار
بذار با تو بیشتر از همه بش خوش بگذره خانه بازی ببر پارک ببر نقاشی بکش باهاش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.