خانما یه اتفاقی افتاده میخوام راهنماییم کنید امروز برای دخترم تالار عصرونه گرفتیم دختر خاله همسرم یه دختر ۵ساله داره خیلی هم بی ادب هم شیطونه هی میومد رو سن رو مبلی که من نشستم یا پولکای لباس منو میکند یا گوشواره هامو مشید یا به موهام ور میرفت یا دست به صورتم میزد به بچم ور میرفت کاری نبود نکنه مامانش و مامانبزرگش که خاله و دخترخاله همسرم باشن اولین میز نزدیک من بودن نمیومدن بچرو بگیرن میدیدن هی مادربزرگم مامانم میگن نیکی جون برو پیش مامانت اصلا انگار نه انگار تا جایی که همین دختره با پسر من دعواش شد پسر منو زد بچه منم خیلی مظلومه کلی وقت داشت گریه میکرد مامانم اعصابش خورد شد دست بچرو گرفت برد پیش مامانش حالا دختر خاله و خاله شوهرم رفتن خونه به مادرشوهرم مبگن مادر مبینا دست نیکی رو محکم گرفته کبود شده به مادرشوهرم زنگ زدم قسم و آیه که من دیدم مامانت دست نیکی رو محکم گرفت درصورتی که نه من این صحنه رو دیدم نه خاله هام نه خواهرم حالا چه کنم از غروب باشوهرم بحث داریم

۹ پاسخ

فقط الان هرکاری میکنی شوهرتو بساز
مادرشوهرو ولش کن
بگو به شوهرت بچت مهم تره یا اون؟
وسط مهمونی داره ابروی مارو میبره مهم تره یا اینکه احیانا دستش کبود شده😐

ازمن به تونصیحت دفعه بعددعوتشون نکن

بگو بچشونو درست تربیت کنن میخاس خودش پاشه دست بچشو بگیره ببره ک‌بقیه این کارو نکنن...
بیشعورای حسود
به شوهرتم بگو توکارای زنا دخالت نکن
مامانتم کارخوبی کرده والا

اهمیت نده بهشون

اصلا یه کلمه لگو‌خوب کاری کرد مامانم دید نوه اش به گریه انداخته نفهمیده دست بچه رو‌محکم گرفته حالا چیکار کنیم کاری که شده بعدشم خودت بزن به دلدردی و مریضی بی حالی. چون یه ماه از زایمانت. گذشته طبیعی پیش بیاد این چیزا برات

خیلی ساده بگو مادر من ک دشمنی با بچه نداشته،انقدر هم تجربه داره ک بچه دستاش ظریفه اگ متوجه شدن ک بهتر نشدنم،زیاد اصرار نکن بهشون بفهمونی چون نمیخان بفهمن

چقد پروعه شوهرت ندیده مثلا بچتون اینقد گریه کرده مادر شوهرت ندیده؟ نوش بخاطر نوه خواهرش اینجوری شده بعد گیر دادن به دستی ک اصلا کبود نشده؟

به مادرشوهرت چه ربطی داشتع که گفتن ، باز مادرشوهرت چرا به شوهرت بگع که دعوا بندازتون؟چقدر مردم پرو و حسودن بخدا ، ولشون کن با شوهرت کل کل نکن ، بگو اگرم کرده خوب کاری کرده چون بچمو زده

ماشالا چقدر ملت رووووو دارن
تربیت و شخصیت هم که صفر
بگو همین که دهنش پر خون نشده شکرگزار باشه

سوال های مرتبط

مامان زندگی مامان مامان زندگی مامان ۳ ماهگی
سلام مامانا بیاید یکم درد و دل کنیم
پسرم خیلی داره عادت میکنه به مادرشوهرم دارم دق می‌کنم دیگه اینقد که پیش اون آرومه پیش من نیست
خونمم طبقه بالا مادرشوهرمه شوهرم وقتی میبینه بچه بی قراری میکنه یازنگ میزنه مامانش بیاد بالا ببینه چشه یا میگه من میبرمش پایین توام بیا پایین
بعد همش مادشوهرم به بچم میگه مامان و پسرم و هی از این حرفا
یا وقتی میخوام پوشک عوض کنم سریع میاد خودش دیت به کار میشه میگه تو برو کنار خودم پوشک بچمو عوض می‌کنم تو بلد نیستی ( همشم گند میزنه یا به پشت لباس بچه یا زیراندازش یا اصلا زیر انداز نمیندازه چند روز پیش تشک منو به گند کشیده بود)😔
یا وقتی جایی میخوام برم میگه نه حق نداری بچه را ببرید هرجا میخواید برید خودتون برید من نگهش میدارم
بچم اینقد که برا اون میخنده برا من نمیخنده😔
دیشب شوهرم پیشش به شوخی بهم کفت نگا انگار تورو زیاد نمیشناسه مادرشوهرم زد زیر خنده ولی من جیگرم کباب شد با این شوخی
اومدم خونمون باشوهرم بحث کردم گفتم چرا اینجوری گفتی و اینا بعدم به مامانت بگو به بچه من نگه مامان بچم فقط یه مامان داره اونم منم شوهرم کلی بدش اومد بهم میگه حساس شدی و اینا بعدم میگه چرا دیشب که پایین خوابیدیم مامانم گفت تشک بچه را بیار بنداز پیش من بخوابه تو با تشر گفتی نه بیارش پیش خودم مامانم ناراحت شد منم گفتم باید بفهمه بچه باید پیش مامانش بخوابه بی مادر که نیست بچم
توروخدا شما باشید چکار میکنید؟
حالم خییییلیییی بده🥺🥺 توروخدا راهکار بدید چکار کنم
نگید نرو پایین چون من نرم اون میاد بالا میمونه🥺
یعنی میخوان بچمو ازم بگیرن؟🥺😭