سلام خانما یه دقیقه میاین اگر کسی میدونه همدردی یا راهنمایی کنه چون من واقعا گیج شدم،دختر من خیلی باهوشه از همه لحاظ حالا این وسط خیلی جیغ میزنه یهو نه میگه همش،یا اینکه اگر چیزی بخاد انقدر گریه میکنه یا باباشو یهو میزنه درصورتی که باباش خیلی بهش محبت میکنه و حتی گاهی دخترم دل تنگ باباش میشه،اما گاهیم وقتی باهاش صحبت میکنم که مامان جیغ نزن گریه نکن یا زدن ممنوع گوش میده و عمل میکنه اما گاهی خیلی بهم میریزه خونه رو یهو گلدون رو میز پرت میکنه یا داره بازی میکنه اسباب بازیش رو میندازه خسته میشه از این مدل بازی،احساساتشو قشنگ بیان میکنها اما گاهی دیگ خسته میشه من مطالعه زیاد میکنم میدونم تو این سن طبیعیه اما شب یهو گلدون رو‌میز پرت کرد شوهرم با تعجب گفت یعنی اینم از علائم رفتارای دوسالگیه؟ اینم صبوری باید کرد؟ خب من یکم نگران شدم
میشه شما بگین کسی بچش اینجور بود که الان بزرگتر شده باشه اروم تر شده؟

۳ پاسخ

اره عزیزم چون تنهان کلافه میشن پسرمنم همینه یهو از کلافگی هر چی ک دم دستش باشه پرت می‌کنه ..

اره طبیعیه دختر من یبار ذاشت بازی میکرد با گوشی یهو بدون هیچ دلیلی گوشیو ممکن زد زمین یا بدون هیچ دلیلی میاد آدمو میزنه بعضی وقتام بدون هیچی دلیلی میاد بوس میکنه

نمیدونم بچه خواهرم تقریبا همسن دختر شماست ولی نه آرومه شما خودتون شیطون نبودین تو بچگی؟

سوال های مرتبط

مامان مهیار و مهوا مامان مهیار و مهوا ۳ ماهگی
مامانا الآن ۱ هفته است اومدم خونه پدرم، مهیار با دختر خواهرم (۸سالشه+ هم بازی میکنن، گاهی جیغ میزنن قهر یا دعوا می‌کنن ، اما اهل کتک زدن نیستن یا گریه بکنن ، درحد اسباب بازی هم دیگرو خواستن و...
حالا پدرم همش می‌گه چقدر پسرت جیغ میزنه و غر میزنن ، خواهرم دوقلوی دیگه م دارن ۳ماهشونه، چون الان مرکز توجه سمت اون است گاهی مهیار می‌ره سمتشون انگار که بخواد بزنشون، با این که خیلی‌ دوستشون داره، بوسشون می‌کنه و به زبون خودش قربون صدقه شون میره، خب بهرحال مهیار هنوز۲سالشه، توقع زیادی نمیشه ازش داشت اما خانوادم اینو درک نمی‌کنن، بااینکه مهیار اهل سلام کردن تشکر کردن هست شاید باورتون نشه ، قشنگ باهمه هم حرف میزنه و ارتباط برقرار میکنه، اما خب الآن می‌بینم این‌جا هم پرسروصدا شده هم گاهی مثلا ماشین بازیش و پرت میکنه، یه سری رفتارا رو بهرحال تو بازی با دختر خالش یاد گرفته.
بنظرتون این موقع ها چطور برخورد کنم؟
دوست دارم احترام پسرم حفظ بشه، اینم بگم من مادرم فوت کرده و زن بابام توی خونمونه، و خیلی هم به مهیار غرمیزنه ، با اینکه مهیار خیلی دوستش داره و مامان صداش میزنه اون زیاد حوصله پسرم ونداره.