سوال های مرتبط

مامان امیرحسینم💙 مامان امیرحسینم💙 ۱ ماهگی
خانما از دیشب دردزایمان گرفتم
دیشب طبق معمول رفتم پیاده روی کنم اول احساس خسته و کوفتگی میکردم در صورتی که هر شب با روحیه راه میرفتم ولی دیشب یه طوری بودم به زور قدم میزدم..به شوهرم گفتم حال ندارم بزار برگردیم گفت تازه قبل اینکه بیایم میگفتی امشب یه ساعت فیکس راه میرم پ چیشد گفتمش نمیدونم یهویی انگار حالم گرفته شد بدن درد گرفتم همسرم بهم روحیه میداد میگفت یه دور راه بریم بعد میریم خونه هرچقد گفتم نمیتونم گفت بیا اروم حرکت کن دیدم این همه ادم تو پیاده رو راه میرن و اینا گفتم بزار به خودم فشار بیارم راه برم حتا اگه نمیتونم دیگه اخراشه
منم اول با سرعت کم بعد سرعتمو زیاد کردم تا حد امکان و راه میرفتم حتا شوهرم گفت خوب گاز دادیااا😅 حالا پارکو یه دور زدیم دور بعدی که خواستیم بریم یدفعه حس کردم شکمم داره از جا کنده میشه و واژنم تیر میکشه یکم ایستادم دیدم دردام داره بیشتر میشه بهش گفتم باید بریم سرویس بهداشتی به زور خودمو رسوندم به سرویس به خیال خودم مثانم پر شده و اینطور شدم ولی نه رفتم فقط دو قطره ادرار افتاد بهش گفتم نمیتونم راه برم زود منو برسون به ماشین چون درد شدید گرفته بودم تا رسیدم خونه جونم در اومد تحمل تکون خوردنای ماشینو نداشتم دردم بیشتر میشد رسیدم زنگ زدم از خواهرشوهرم پرسیدم گفت خوبه این رحمت داره باز میشه به ماما زنگ زدم گفت من بیمارستانم بیا معاینت کنم رفتم معاینه کرد ⬇️ادامه