۱۲ پاسخ

بگو گفتیم از سلامتش قشنگ خیالمون راحت بشه بعدش بگیم ک خدایی نکرده اگه بچه چیزیش بود و زود میگفتیم ناراحتی پیش نیاد

خب بنظرم وقتی پرسیدن نباید میگفتی باردار نیستی بعدن ناراحت میشن
دیگ سه ماه اول و رد کردی میگفتی

بگو میخواستم از سلامت بچه مطمئن باشم بعد بگم

اونموقع که پرسیدن میگفتی بهتر بود ، ولی خب بگو اینجوری هم برا اینکه دلخوری نشه بگو خودم دیر فهمیدم دیگه گفتم سونو برم خیالم راحت شه به همه بگم

بگو میخواستم مطمئن بشم میمونه

منم نگفتم نمیگم تا خودشو مشخص کنه

منم بعد فهمیدن جنسیت و انتی گفتم پرسیدم هم حامله ایی گفتم نه بعدا هم بعضیا دلخور شدن برام مهم نبود

بگو خودم تازه فهمیدم یا بگو میخواستم یه جا سوپرایزتون کنم

ناراحتیشون برام اهمیت نداره. چون من اوایل ازدواجم قصد بچه دار شدن نداشتیم ولی توی این سه سال هزار و یک حرف و بهم چسبوندن هنوز ب دل دارم ازشون

ماشالله چه دهن قرصی دارید خودتون و شوهراتون
من ۶ هقته بودم به شوهرم گفتم
بعد ۴ روز به مامان
بعد یه هفته هم به بقیه
تو این مدت داشتم میترکیدم😅که دهنم بسته بوده

من فقط ی خواهرشوهرم خیلی همیشه سراغمو می‌گرفت فقطم ب همون گفتم ...ولی دیگه کسی نمیدونه

منم فعلا نگفتم

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۶ ماهگی
خانما من با خواهر شوهرم و جاریم وسطی خیلی دوستیم با جاریم ک قبل عروسی دوست بودیم .من ک باردار شدم ب این دوتا گفتم ک دوقلو باردارم ولی گفتم ب کسی نگن اونا هم استقبال کردن گفتن اره براچی بگی نمیخواد بگی .سرکلاژ کردم استراحت مطلق شدم مجبور شدم ب مادر شوهرمم گفتم .
در صورتی ک هیچ کدوم از فامیل های من اصلا خبر نداره حتی باردارم
من ب مادر شوهرم گفتم ک نمیخوام کسی بدونه دو قلو باردارم الکی خودمو بندازم رو چشم و اینکه من خودم از وضعیتم هنوز مطمئن نیستم
.گفت خب شکمت پیداس نمیشه اگه کسی پرسید دروغ بگم
من فقط میگم ک اره بارداره .
حالا من بعد انومالی بهش گفتم جنسیت دختر و پسرن
.یک ساعت بعد دیدم کل فامیل بهم زنگ ک تبریک بگن.
من خیلی ناراحت شدم ک رفته ب همه کفته
و این ک ب همه گفته پسره
چرا نگفته دختره؟؟؟؟؟
اصلا من شاید میخواستم جشن تعیین جنسیت بگیرم
ب شوهرم گفته بودم الان میگه همه میدونن دیگه چ جشنی بگیریم
.
خلاصه دیشب اومده خونمون باهام بحث میکنه
خیالش راحت شده ب همه کفته باردارم اونم پسر
الان داره باهام بحث میکنه دعوا میکنه چرا نمیزاری بگیم دوقلو بارداری
گفتم دلم نمیخواد من هنوز جرات ندارم برا خودم لباس بارداری بخرم از بس ک همش چالش و استرس دارم
حالا میگه اگه نمیخواستی کسی بدونه دو قلو بارداری چرا پس به صبا(جاریم)گفتی ولی ب جاری بزرگت نگفتی چون جاری بزرگه بچه خواهرشه