ادامه ی تاپیک 🌸✨️


یه روز رفته بودیم بیرون تو طبیعت،دلم هنوز گرفته بود..‌.آسمون یه حالتی بود که نگم به خودم که اومدم دیدم خیلی وقته خیره به آسمون موندم
چشام پر شد اشکام ریخت...شرمنده بودم بخاطر گلایه هام
به خدا گفتم ؛خدا جونم من شرمندتم هر ماه میگفتم توکل به تو ولی ته قلبم نگران بودم ولی بعد این دیگه نمیگم...گفتم خدایا چیز ساده که نیست قراره یه بنده رو خلق کنی باید حکمت و مصلحتتم باشه میدونم هر ماه به زور ازت خواستم ولی دیگه نمیخوام دیگه بچه نمیخوام به خدا گفتم علاقه به بچه رو فدای بزرگیت میکنم هر وقت خودت خواستی بده و امیدوارم تا ذوقشو داری بدی...به خدا گفتم به خودت قسم دیگه بچه رو از فکر و زندگیم پاک کردم هر موقع لیاقت داشتم بده بغلم...
احساس سبکی کردم...راحت شدم آروم شدم
مهر ماه که آمپول اینا جواب نداد قرار شد آبان برم روز سوم پریود که با همسرم بحثم شد و نرفتم..‌یعنی اون ماه هیچ کاری نکردم
بعد اینکه با خدا حرف زدم دلم که آروم شد رفتیم خونه.
دو سه روز بعد به خواب عجیب دیدم(تو تاپیک هام هست توصیه‌ میکنم یه سر بهشون بزنید)
بیدار که شدم گریه کردم ته دلم روشن شد و انگار دوباره به دنیا اومدم
روزها گذشت و گذشت و من منتظر پریود بودم
یه روز دو روز سه روز پنج روز هفت روز....دیدم پریود نشدم
اصلااا هم فکر نمیکردم خبری باشه چون هم رابطه هام سرسری بود هم بخاطر شرایطم فکرشم نمیکردم
۱۱ روز از تاخیرم گذشت دلم لرزون لرزون تست برداشتم که بزنم
۲۷ آذر بود و داشت اذان ظهر میگفت...تست رو زدم گذاشتم زمین نگاه نکردم چی میشه رفتم حیاط سرمو دوباره به آسمون دوختم
به خدا گفتم قرارمون یادمه چه بدی چه نده هیییچ فرقی نداره
نگرانم نباش بخدا ناراحت نمیشم

تصویر
۳ پاسخ

خداروشکر که مادر شدی منم دلم بچه میخواد

چند وقت اقدام بودی؟؟؟

عکس روزیه که رفته بودم بیرون
و ادامه تاپیک قبل چون طولانی بود کمش کردم...ارسال نمیشد

سوال های مرتبط

مامان میوه ی دلم🍒🤰 مامان میوه ی دلم🍒🤰 هفته دوازدهم بارداری
بریم تعریف کنم طبق تاپیک قبل✨️



اول از همه بگم که هیچ کلمه و جمله ای نمیتونه حس واقعی و عمیق بین و خدای بزرگم رو بگه و قصدم از تعریف اینه که بگم اگه با همه ی وجود دل به خدا بدید هر چی که بخواید میشه.❤️
سال ۱۴۰۱ عروسی کردم و دوسال اول خودم نمیخواستم بچه دار شم بعدش که اقدام کردم نشد...چند ماه بعد رفتم دکتر سونو و اینا نوشت و معلوم شد یکمی تنبلی داشتم،پلیپ داشتم و رحمم یه حالتی بود(الان اسمش یادم رفته)
ولی چون از دکترم انرژی خوب نگرفتم ، دیگه نرفتم.
دوباره چند ماه اقدام کردم و رفتم یه دکتر دیگه...هر ماه به خدا میگفتم میسپارم به خودت ولی دروغ چرا ته دلم نگران بودم.
دکتر جدیدی که رفتم همون ماه اول فرستادم عکس رنگی و اینا نگم که مردممممم و زنده شدم هنوز گریه هام یادمه...
شوهرمم آزمایش داد ک شکرخدا همه چیش عالی بود.بعد اون مهر ماه بودکه بهم لتروزول و آزادسازی و اینا داد.اون ماه فولی هام عالی شد تو تایپک هامم هست و من دیگه مطمئن بودم که اون ماه حتما میگیره.همه چیو هم تو رابطه رعایت میکردم ...خلاصه
من اون ماه هم پریود شدم انگار دنیا ریخته بود رو سرم
امروز که نیمه شعبان بود و خداروشکررر خدا نعمتشو بهم داده یاد پارسال افتادم که نشد و انقدرررر گریه کردم که عکسشم نگه داشتم(چراشو نمیدونم)
خلاصه منکه پریود شدم دیگه اولش خیییلی به خدا غر زدم گله کردم از همه...چند روز بعد که آروم شدم...‌


بقیش تاپیک بعد این زیاد شد✨️
مامان میوه ی دلم🍒🤰 مامان میوه ی دلم🍒🤰 هفته دوازدهم بارداری
طبق تاپیک های قبلم دوباره یه دل سیر گریه کردم...برا همه دعا کردم چه باردارها چه چسم انتظارا...
آدم بعضی چیزا یادش میره بنویسه بعد یادش میاد مثلا من تو فاطمیه امسال خیلی به خانم فاطمه توسل کرده بودم نگو روز ولادتشون یعنی روز مادر، منم مادر شده بودم و نمیدونستم🥺
بعد اون حالت افسردگی که مهر گرفتم تصمیم گرفتم یه مدت گهواره نیومدم و واقعا روم خیلی تاثیر گذاشت...و خدا معجزشو تماما به دست و اراده خودش بهم داد همون ماه ک باردا شدم هیییچ کاری نکرده بودم.ماهی ک آمپول اینا مصرف کردم تو دلم میگفتم چی میشد بدون اینا مامان شم،هر چند مسیر هر کی متفاوته و خیلیا رو خدا از اون راه مامان میکنه هر چند که اونم باز به اراده ی خودشه...ک همون ماه باردار نشدم دیگه
ماه بعد قسمت نشد برم دکتر آماده بودم ک با همسرم بحثم شد دیگه نرفتم...
انگار که خدا میگفت لازم نیس کاری کنی همونطور ک خواستی مامان میشی....
🥺❤️🌸✨️🩵
اشکام باز دارن میریزنا ولی این بار بخاطر معجزه ی خداست...🌱
مامان ماهان و باران❤️ مامان ماهان و باران❤️ هفته بیست‌وششم بارداری
دلم میخاست یه تاپیک بزنم برای مامانایی که در انتظارن
سال ۹۶ بود ک شروع کردم برای اقدام و نشد که نشد انگار خدا نمیخاست که بشه سه ساااااااال از رو نرفتم و تلاش کردم اخر آذر سال ۹۹ پسرم رو باردار شدم خون دل ها خوردم گریه ها کردم انقد کفر گفتم
بعد که پسرم به دنیا اومد دکتر گفت نازایی داری چسبندگی لوله داری دیگه بچه دار نمیشی اگر بچه میخای تخمک فریز کن
گفتم من یدونه از خدا گرفتم برام بسه همینو رو تخم چشام بزرگش میکنم
۴ سال بدون جلوگیری رابطه داشتیم و هیچ اتفاقی نمیفتاد
همسرم کلا راحت بود دیگه چون دکترا با اطمینان گفته بودن خانمت باردار نمیشه
تا اینکه ۲۳ شهریور با ۸ روز تاخیر پریود بیبی چکم مثبت شد دوتامونم مونده بودیم که چی شد چجوری شد یهو معجزه شد
من تو رویاهامم بچه ی دوم رو نمیدیدم ولی الان باردارم ۱۱ هفته
خاستم بهتون بگم برای خدا نشد نداره
بسپرید به خودش و اصرار نکنید تو بهترین موقش بهتون میده ناامید نشید از درگاهش
ازش بخاید ولی بگید خدایا هروقت به صلاحم بود بده
این بودداستان ما❤️
ریحان رمانویسم ریحان رمانویسم قصد بارداری
دیشب خواب دیدم 🌙
بابام بهم میگه ریحانه حامله ای میگم چرا میگه چون خواب دیدم با یک بچه پسری دارم بازی میکنم که کسی نمیدونم امام بهش میگه یا یک ادم مرده ای که این نوهته بچه ریحانه بابامم بهم میگه دخترم این ماه حامله ای اصلا گریم میگره تو خواب بعد که پاشدم درد پریودی داشتم داخل رحمم تیر میکشید منم از صبحه پاشدم خودمو سرگرم کارای خونه کردم گرد گیری و اینا جارو و لباس شستن دوساعت کلا کار میکردم اونایی کت میدونن که چه اتفاقی برام افتاد از ماهه پیشه و اونایی که خبر ندارن من از ماهه پیشه پریود نشدم درست 26 روزه عقب انداختم روز 5 تاخیر بود که لکه دیدم یک بار دیگه ندیدم تستامم منفعیه منتظر روز پریود جدیدم بودم که اگه نشدم برم به امید خدا به ازمایش که امروز روز پریود جدیدمه و هنوز خبری نیست ولی هر از گاهی یکم داخل واژنم تیر های ریز میکشه که همون صبحی بود دیگه خبری نیست خدا میشه به دل منم نگاهی کنی و یک معجزه برام رقم بزنی خدا جونم نا امیدم نکن 🥲🤲🏻
مامان یاسین💙 مامان یاسین💙 روزهای ابتدایی تولد
نزدیک پریودم شد دیدم هیچ علایمی ندارم گفت نه دیگه باردار نیستم روز موعدم بیبی جک زدم یه هاله ضعیف افتاد، امید نداشتم گفتم نه حتما پریود میشم😕خلاصه سه روز گذشت و پریود نشدم شب اندازه دو بند انگشت ازم خون اومد دیگه ناامید و گریه که پریود شدم، اما دیگه هیچی نیومد دوبار فرداشبش یکم ترشح قهوه ای داشتم گفتم یعنی چی اخه پریودم یا باردار فرداش بیبی چک زدم و خط دوم پررنگ شده بود دوباره دو روز بعد زدم پررنگ پررنگ شد😍😍اصلا باورم نمیشد هی هرروز بیبی چک میزدم😂10 روز تاخیر رفتم آزمایشگاه و خداروشکر مثبت بود🤩و من بیش از پیش به طب ایرانی و سنتی اسلامی ایمان آوردم😃😃
اول از همه خدارو شکر میکنم و از خدا ممنونم بعدشم از آقای احسانیان (کانال سیاهدونه) خدا خیرشون بده🤲

خانوما دستور شو خودتون برین تو کانال ایتا که براتون میزارم ببینین انجام بدین، صوتش سنجاق شده. چون خیلی نکات داره نمیتونم خودم بزارم گوش بدین تا بهتر متوجه بشین. و انجام بدین انشالله نتیجه میگیرین😊
https://eitaa.com/joinchat/3089433007Cfe1ed13b11
مامان نخودک 🩷 مامان نخودک 🩷 روزهای ابتدایی تولد
چند لحظه حال خوب 🧡

امشب اومدم داستان باردار شدنم رو براتون تعریف کنم

من 4 هفته م تموم شد که فهمیدم باردارم علائم خاصی نداشتم بجز درد شکم و سینه که هر ماه قبل پریود شدنم داشتمش..
‎5 روز تاخیر داشتم توی پریودم
یه شب با عمم چت میکردم بهش گفتم نمیدونم چرا پریود نمیشم
عمم گفت صبح بی بی چک بزن مطمئنم بارداری،
صبح بیدار شدم تست زدم باورم نمیشد مثبته تو شوک بودم چون خدا نی نیمو یهویی بهم هدیه داد..
بعد دو روز رفتم بتا دادم دیدم باردارم..

دوران بارداری خیلی دوران استرس زا و شیرینیه خصوصا اگه بچه ی اولت باشه
یه روز نیس که به بچه م فکر نکنمولی باید سپرد به خدا
به همونی که این بچه رو بهم داد و نذاشت انتظار بکشم.. چون من تازه عروسی کردم و از تابستون میخاستم به مادرشدن فکر کنم ولی اون بالاسری یهویی سوپرایزم کرد 🥲🩷
یه نصیحت دارم واسه اونایی که باردارن و تو اقدامن، لطفا تو گوگل چیزای منفی سرچ نکنید ، تاپیکای بد گهواره رو که بهتون استرس میده رو نبینین، اتفاقای بدی که واسه بقیه افتاده رو به خودتون نسبت ندین همه اینا استرس مادر رو زیاد میکنه و استرس واسه جنین سمه 😕

انشااله مامانای باردار صحیح و سالم نینیشون و به دنیا بیارن و کسایی که تو اقدامن هر چی زودتر طعم شیرین مامان شدن رو بچشن 💚