من سر دختر اولم اینجوری بود تا ۲ ماه اول شوهرم همه زندگیش دخترم بود
بعدا که باهاش حرف زدم گفت تا حالا همچین حسی رو نداشتم یه عشق عجیب و زیاد به بچه دارم (در حالی که تو بارداری زیاد حسی نداشت فقط خوشحال بود بچه دختره ) و اینکه میترسیدم بهت نزدیک بشم و اذیت بشی من خیلی زایمان سختی داشتم و دکتر به همسر گفته بود باید مراقبش باشی ولی اون مدل دیگه ای فهمیده بود همش میرفت خوردنی میخرید یا سعی میکرد بچه رو آروم کنه که من کمی استراحت کنم
عزیزم بهش بگو شوهرته ادم غریب که نیست بگو یکم بیشتر بهم توجه کن محبت کن شوهرته .من بهش میگم اگه یکم رفتارش اذیتم کنه مردا بیشتر اوقات فکرشون درگیر میشه یادشون میره
ازمن راجب بچه هم حرف نمیزنه از نمیبینیم همو
به نظرم باهاش صحبت کن اون که خبر از دل تو نداره با گفت و گو میتونی حلش کنی
عزیزم تا 40 روزگی همینه 🥲بعدش هم همسرت بهتر میشه هم خودت گلم شمام دلت الان نازک شده میفهممت صبوری کن گل درست میشه، اونم پدرشه گاها از ماها بیشتر استرس دارم و بروز نمیدن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.