۴ پاسخ

برسد روز تلافی😉😉😉😉

بله من بودم بهم بر میخورد ولی ارزش ناراحتیتو نداره بدرک شما هم دعوتشون نکنید زنگم نزنید پرسید چرا بزنید ب روش

فدا سرت عزیزم همینو بگو

اره ناراحتی داره توام مناسبتا دعوتش نکن

سوال های مرتبط

مامان اقا محمد جان♥️ مامان اقا محمد جان♥️ هفته چهلم بارداری
سلام مامانا اومدم باهاتون درد و دل کنم
خواهر شوهر من دو تا بچه داره خدا شاهده سر هر دو تا بچه هاشون براش اسباب بازی ۵ شیش دست لباس خریدم اونم با عشق و ذوق
بعد الان ک من باردارم یک ماه مونده ب تولد فرزندم همسرم اومده پیشم میگه خواهرم لباسای بچه هاشو اورده گفته اگه ناراحت نمیشی برشون داریی برای پسرمون
هیچی دیگه منم قبول کردم خواهرشم از اون اتاق با دو تا پلاستیک پر اومد و شروع کرد ب باز کردن لباسا یعنی دونه ب دونشون لک زرد داشتن بعد میگفت من میشورمشون تا برات سفید بشن و الان لباس بچه خیلی گرونه و مادر شوهرم میگفت میدونی الان اینا چقدر پولشونه بعد دیگه هبچی من سکوت کردم
اون شب تا صبح خیلی حالم بد بود گفتم چقدر ما برای اینا صدمون رو گذاشتم اما لباس کهنه های بچشو ب برادر زادش میدن اصلا این مادر شوهرم نمیگه یه لباس برای نوم بگیرم
خلاصه همون شب ۸ ت فقط لباس سایز صفر خریدم ب فرداشم ۵ دست لباس سایز یک گرفتم فقط گفتم بچینم تو کمد بچم نگن پسرم لباس نداره و یه روز روزگاریی نگن لباسای بچه ی اونا رو پوشیدم
اخه مادر شوهرم میگفت لباسای پسرم رو جاریم پوشیده برای بچش فلانی پوشیده
دیگه خلاصه انقدریی حالم بده کاشکی ب همسرم نمیگفتم بده خواهرت لباسا رو بیارع
کاشکی اون شب ک خونه مادر شوهرم بودم بیشتر فکر میکردم
مامان بچه جونم🩵 مامان بچه جونم🩵 روزهای ابتدایی تولد