۹ پاسخ

پسر دایم اینطور بود الان 10 سالش خوب شده ببین همه بازی میکردن این نشسته بود کنار مادرش همه هم گیر میدادن بهش پاشو پاشو این میزد زیر گریه نمی‌خوام پاشم جفت مامانم راحتم بچه که بود هم بغل هیشکی نمیرفت خلاصه گذشت این روال تا مادر بزرگم فوت شد رفتیم همگی روستا خاکش کردیم این بچه رو توی اون شلوغی ترغیب به بازی شد اینطور بگم توی یک هفته دو سه تا دمپایی پاره کرد بسکه بازی کرد یهو همه چیش خوب شد همه به زندایم میگفتن پیگیرش نباش بزرگ شده ولش کن بذار حالا که رفت بازی کنه نرو دنبالش ببین این بچه همیشه تمیز سفید مرتب چون همیشه نشسته یه گوشه مامانه هم مرتب و تمیز دیگه یهو خوب شد برای مدرسه هم راحت رفت چون توجیه بود برمیگرده فقط چند ساعت ولی خب تا الان کنار زندایم می‌خوابه میگه دستمم باید روی کمرش باشه بهش میگم برو بیرون از اتاق پیش خواهرت بخواب میگه دلم نمیاد تورو تنها بذارم ببین طبق تجربه هم پسر دایم هم داداشم که کپ اینا بوده بگم اینا به خود مادر وابسته هستن از وجود مادر سیر نمیشن کنارت حالش خوبه از بی اعتماد بنفسیش نیست تو طرفشو بگیر بغلش کن تا میتونی امن نگهش دار یک روزی پامیشه به بازی کردن الان مهم

تو این سن خیلیییی زود قضاوتش میکنی هنوز تو اوج اضطراب جدایی و وابستگی امن. طبیعیه خیلی.
اینو بعد از سه و تیم چهارسالگی اگه دیدی ازش باید مشاوره بگیری.

خیلی بیشتر بیرون ببرش خوب میشه،،هرروز ببرش خانه بازی با همسناش بازی کنه و حرف بزنه

هنوز خیلی کوچیکه که انگ خجالتی بزنی بهش درست میشه کم کم بذار ازت دورشه

ببین شاید اخلاقس تا موقع مدرسه خیلیییی عوضشه چون دخترمنم بشدت پر رو بود و لجباز و شلوغ کار ولی عموش ببینه تا ده ها ساعت اروم میشینه نگاه به هم میکنن و ارومن و جدیدا داره خجالتی میشه بچم یعنی اخلاقش تعییر کرده خیلی

عزیزم کامنتاتو خوندم بنظرم یکی از دلایلی که پسرت اینجوریه حرف نزدنش هست
اجازه بده به حرف بیاد بعد رو چیزای دیگه ش کار کن
وقتی نمیتونه خواسته شو بگه که همه متوجه بشن چطوری بره بازی کنه و از شما جدا بشه
شما فقط متوجه منظورش میشید
بهش فرصت بدید هنوز زوده

ببين زوده هنوز ولي سعي كن با باباش بفرستيش بيرون يا دوتايي برن جمع مردا خجالتش ميريزه تو شارعي بيشتر ببرش تا اجتماعي شه

دخترمنم از مردا میترسه

هنوز ک زوده برای این حرفا اما باهاش زیاد حرف بزن اینور انور زیاد ببرش

سوال های مرتبط