۱۵ پاسخ

عین جوجو من ..ساعت ها میتونه اینطوری بخوابه و منم لذت میبرم

عزیییزززززمممم 🥺🦋

منم اولا فقط اینطوری میخابید
ولی جدیدا دیگه اصلا نمیخابه☹️
خیلی‌ دوست داشتم اینطوری خابیدنش

اخییی چه حس خوبی
من هنوزم نیکا این مدلی تو بغلم بودنی حس خوب میگیرم به اینکه عادت میکنه و اینا گوش نده الان تنها نقطه ی امنش خودتی
خدایا شکرت 😍🥰😇

الان دقیقا دختر من اینجوری خوابیده😁

منم دخترم فقط توی بغلم آروم بود نمیشد بزارم زمین همش با بچه بغل کارامو میکردم الانم ۴ سال و نیمشه همش چسبیده اس بهم بدون من هیچ جا نمیره و کلا دنبال منه موندم سال بعد چجوری بزارمش پیش دبستانی، از الان میگه یا من نمیرم یا باید باهام بیای .
سعی کنین زیاد عادتشون ندید به بغل و کنار خودتون بودن

ای خدا پسر منم اینطوری بود
تا میتونی بغلش کن اینقدر زود بزرگ میشه
من الان دلم برای اونوقتایی ک خودشو جمع می‌کرد رو سینه م میخوابید یه ذره شده

چطوری یه عروسک دنیا آوردی🥺

خداحفظش کنه فقط عادتش نده وزنش بالابره سختت میشه نگهش داری بخوابه من ب زورترکش دادم

پسر منم همینجوریه

😍😍دختر منم حتی تواوج گریه بخوابونمش روخودم سرش میزاره روسینم آروم میشه🥰

عشقم کاش سعی کنی زیاد بقلیش نکنی . من الان دهنم سرویسه ، یه کاری نمیتونم کنم همش بچه باید بقلم باشه🤦🏻‍♀️😂

ای خودااا🧿

عزیزززمممم خدا کنار هم حفظتون کنه🥹

منمم🥺

سوال های مرتبط

مامان سید یحیی مامان سید یحیی ۵ ماهگی
یک ماه شد که من برای اولین بار مادر شدم
سخت بود؟ خیلی!
شیرین بود؟ بسیار زیاد
پشیمون نشدی؟ به هیچ عنوان!
تنها دغدغه ام فعلا این روزا خواب خودمه, که میدونم زمانی میرسه که بچم ۶ ساعت هم بخوابه برای من کافی خواهد بود، فعلا هر دو ساعت گشنش میشه و من بیدار میشم و کم خوابی اذیتم میکنه
با هیچ چیز دیگه اش مشکلی ندارم و دارم از تک تک روزا لذت میبرم، کولیک نداره، رفلاکس پیدا و پنهان نداره، گاهی نفخ زیاد اذیتش میکنه و با ماساژ اوکی میشه، هم شیر خودمو میخوره هم کمکی، به نظرم داره خوب وزن میگیره و خدا شاهده که ناراحتم که انقدر زود داره بزرگ میشه
الان دلم برای بارداریم تنگ شده که توی دلم بود، میدونم بعدا دلم برای این اندازه کوچولو بودنش تنگ میشه
دلم برای تکون دادن سرش برای پیدا کردن سینه تنگ میشه، دلم برای چشمای گردش که نمیتونه یه جا رو متمرکز نگاه کنه تنگ میشه، دلم برای بوی تنش که چند وقت دیگه خبری ازش نخواهد بود تنگ میشه.
میگن بغلش نکن، بغلی میشه ،ولی آخه دیگه کی میتونم اینجوری توی بغلم لقمه اش کنم؟ یه روزی بزرگ میشه، قدش از من بلندتر میشه و وقتی تو دلم دارم قربون صدقه ی قد و بالاش میرم بگم مامان جان یکم خم شو و مامان بی نوات رو بغل کن
یه ماه به همین سرعت گذشت و من هیچ وقت به اندازه ی الان از گذر زمان متنفر نبودم💔