نمیدونم چه مرگمه...نزدیک پریودیمه یا نزدیک بارداری🤣🤣هم یه حالت غم الود و ناراحتم هم عصبی
هم گرسنه 😑پاستا درست کردم یه قاشق خوردم یکم بستنی خوردم دلم کاپوچینو میخاد شوهرم از بیرون غذا گرفت دلم میخاد یه قاشق بخورم حالت تهوع دارم دلم میپیچه دو لقمه نون خالی خوردم دلم میخاد برم بیرون اما نه حال آماده شدن دارم نه حوصله بیرون رفتن دوس دارم هیچکس باهام حرف نزنه پسرم ۵سالشه صداش و سوالاش امروز رو مخمه... کلی خرید اینترنتی داشتم که نتونستم تصمیم بگیرم برا بچه ها کدوم بهتره همش میگم اینو سفارش بدم مادرشوهرم ببینه چی میگه؟ شوهرم خوشش میاد از لباس بچه ها... باز میگم خودم مهمم... قرار بود برم حضوری بخرم شوهرم ماشینو برد تعمیرگاه ...اتاق پسرم ترکیده از اسباب بازی اما جم نمیکنه منم نمیخام جم کنم ایندفه. تازه برای یه مادری که بچشو از دست داده تو گهواره گریه کردم.دلم یه غذای خوشمزه میخاد دلم میخاد قدم بزنم دلم خونه مامان بابامو میخاد 🥲🥲تف به دوری غربت

۴ پاسخ

منم همین طورم نزدیک پریودیمه فردام جشن عقد داداشمه کلی کار رو سرم ریخته خواهرشوهرم از شهر دیگه امروز اومده تا فردا ظهر میمونه اصن حوصله هیچو ندارم حالم از همه چی داره بهم میخوره

منم همین حالت و دارم نمی‌دونم چمه فکر کنم نزدیک پریودیمه این شکلی ام

آی توووف تو دوری من پیش مادر شوهرم داغون شدم دیگه کلا دوست داره من بچمو بذارم پیشش و هر جور اون دوست داره بچه رو بزرگ کنه خسته شدم اینقد با این رفتاراش مقابله کردم
میشه نفری یه صلوات بفرستید تا زودتر ما بریم خونه خودمون🙏🏻

الهیییی بگردم .....چقد از خانوادت دوری مگه

سوال های مرتبط