۷ پاسخ

اوایل ازدواجمون چون سنمون کم بود تصمیم گرفتیم چندسال بعد بچه دارشیم ولی انقد حرف پشت سر وتورومون گفتن که حدنداشت
میگفتن بچه دارنمیشن الکی میگن خودمون نمیخواییم

وای منم برا همون خونه نشین شدم حتی یجوریم خونه اوناییکه تازه زایمان کرده ها هم نمیتونم برم واقعا انصاف نیست این همه ظلم🥲

دقییییییقا
اون طرف ب ناچار نقش بازی میکنه ک خودمون بچه نمیخایم
اما از درون داغووون میشه

دیگه در حدی بود ک وقتی حامله شدم پا شدم رفتم شهرستان ک نگن ی وقت بچه رو ب سرپرستی گرفتیم چون از دید بقیه من نازا بودم و امیدی بهم نبود
الان دخترم فتوکپی بچگیای خودمه فک کنم خداهم فهمیده ی سریا چقدر بی عقلن ک باعث شده من خودمو ی بار دیگه ب دنیا بیارم

خیلی بده منم تجربه اش کردم طوری که از خونه بیرون نمی‌رفتم

من ۷ سال بعد ازدواج بچه آوردم . انقدر دلمو شکوندن ک حد نداره بااون ک جوابشونم میدادم ولی ته ته قلبم میسوخت
کاش یادبگیرن نه با ازدواج بقیه کارداشته باشن.ن با شغلش.ن با بچه آوردنش. ن با خونه خریدنش
من هیچ وقت ب خودم اجازه نمیدم راجع به هیچ موضوعی از کسی سوال کنم

اره خیلی حس بدیه

سوال های مرتبط