بیاید بنویسیم از صبح چی کار کردیم
۵ و نیم صبح بیدار شدم روتین پوستی صبح رو انجام دادم یک لیوان بزرگ آب خوردم به رز تو خواب شیر دادم و رفتم صبحانه رز و همسرم و قهوه اش رو آماده کردم همسرم ۶ و نیم صبحانه اش و قهوه اش رو برداشت و رفت رز ۷ بیدار شد پوشک و لباس اش رو عوض کردم گذاشتمش پیش اسباب بازی هاش اطاق خواب رو مرتب کردم و هفت و نیم صبحانه خورد تو آشپزخونه با کف گیر ملاقه سرگرم شد در حدی که آشپزخونه رو بعد صبحانه مرتب کردم و خودم صبحانه خوردم ۸ تا ۸ و نیم باهاش بازی کردم ۸ و نیم خوابش گرفت چون دیشب اصلا خوب نخوابیدم بود خوابید و من نهار درست کردم تا ۹ و ربع ( زرشک پلو با مرغ البته مرغ رو شب قبل مزه دار کرده بودم) رز هم دیشب نهارش رو آماده کرده بودم رز که بیدار شد ۹ و ربع یکم شیر دادم آماده اش کردم ده رفتم پیاده روی چون بارون میومد و هوا عالی بود تا ۱۱ بعد با دوستم قرار داشتم قهوه خوردم و تا ۱۲ اومدم خونه رز خوابید منم یکم خونه مرتب کردم تا یک که رز بیدار شد و مشغول اون شدم تا سه که همسرم اومد رز رو سپردم بهش میز نهار و آماده کردم نهار خوردیم و با رز از یک ربع چهار تا یک ربع به ۵ خوابیدیم 😋 بعد بیدار شدن بهش غذا دادم همسرم باهاش بازی کرد و من از ۵ و نیم تا شش و نیم رفتم جلسه کاری آن لاین بعدش درگیر رز شدم تا ۸ که خوابید ۸ رفتم سراغ درست کردن نهار فردای خودمون و رز تا ۹ شب بعدم اومدم روتین پوستی ام رو کردم مکمل هام رو خوردم و الان پیش شما هستم و یه چندتا ایمیل کاری دارم و لالا ....
صبح طبق روزهای فرد میرم باشگاه ۶ تا ۷ و تیم زود باید بیام خونه رز رو از همسرم تحویل بگیرم که بره سرکار پس زیاد بیدار نمیمونم
امروز به این فکر کردم بقیه مامان ها چی کار میکنن روز اونا جه شکلیه؟؟؟؟

۳۲ پاسخ

مرجان جان ازت ممنونم تو این دوره که همه چی شواف شده وهیچ کس برای حال خوب خودش زندگی نمیکنه بلکه برای عقب نموندن از بقیه زندگی میکنند شما داری تبلیغ زندگی ساده و خارج از مد رو میکنی با اینکه هم ماشالله سطح علمیه خیلی بالایی داری و هم خداروشکر وضع مالی خوبی ولی هیچ وقت ندیدم خرج اضافی کنی و یا طوری تاپیک و عکس از زندگی شخصیت بزاری که بگی من پولدارم و نیومدی به رز کوچولو شیر خشک خارجی و مای بی‌بی خارجی و یا حتی بیسکویت خارجی و سرلاک های خارجی بدی با اینکه میدونم هم تو خارج از کشور اقوام داری و هم همسرت میتونه از دبی برات اصلشو تهیه کنه
تو بارداری از رژیم غذاییت میزاشتی و برای منم شد تلنگر که هر وعده چی بخورم که خداروشکر جواب گرفتم و بچم با وزن 3600 به دنیا اومد الانم الحمدالله رشدش بیشتر از نمودار و بدن خودمم زیاد آسیب ندید الانم با دیدن این تاپیکت روحیه گرفتم که فعال باشم و پرانرژی
فقط خواستم خیلی دلی ازت تشکر کنم چون تو تمام دوران بارداری و سختی های بعدش همش انرژی تو جلو چشمم بود ممنونم ازت خدا خیرت بده ان شاء الله این حال خوب به زندگی خودت برگرده و با رز کوچولو بیشترین خوشی هارو داشته باشید 🌺🌺🌺

بیشتر برامون تاپیک بزار
زندگی از دید ی روانشناس خیلی قشنگ و جالبه 🎀

گلی شبا چند میخوابی ک صبح پنج و نیم بیداری ؟؟
کمیود خواب نداری ؟
من صبحا خیلی دلم‌میخواد بخوابم
دخترا ۸ بیدار میشن 😭

مرجان جون بیشتر از روزمرگیات برامون بگو قوت قلب بشه برامون

عزیزم میشه گفتگوت رو‌چک کنی خواهش میکنم

در مورد شام‌ نگفتی نمخورین؟
😂😂

چیکار میکنین که‌ ۸ شب میخابه
بعدم اتاقش جداس؟رز خانم

پسر منم ساعت ۷شب می‌خوابه تا۷فردا خودم ۱۱ می‌خوابم و صبح سخت بیدار میشم الان دیدم گفتین ۱۰شب می‌خوابید امشب حتما امتحان میکنم
صبح بیدار میشیم حدود ۷تا۷ونیم شیر میدم میریم پذیرایی صبحانه میخورم پسرم اگر میل داشت صبحانه میدم که معمولا فعلا شیر بیشتر دوسداره شیر خودمو میخوره برای همین بیشتر وقتم گرفته میشه چون الان سن کنجکاوی و بازیگوشه هی سرشو برمیکردونه زیاد وقت میزارم کامل بتونه بخوره شیرشو بعد میبرم دوباره چرت صبح بزنه حدود نیم ساعت منم وعده ناهارشو اماده میکنم بیدار میشه شیر میدم نیم ساعت بعد ناهار بعد بازی ظهر بازمی‌خوابه منم کتاب میخونم یا tvمبینم بیدار میشه کاراشو میکنم شیر میخوره پوشک تعویض لباس بازی وعده شام حاضر میکنم براش الان البته مرحله تست گیری مواد غذاییم براش دوباره بازی باباش بیاد ببینتش بعدم آماده خواب شب اتاق تاریک رونین خواب و لا لا خودمم معمولا شبا حمام میرم سریال مورد علاقه و کتاب اگر حوصله داشته باشم یکم وب گردی و گهواره و خواب ...
ولی بیرون نمیتونم برم چون پسرم هنوز. کوچولو تنها نمیتونم جایی ببرم با باباش میبرم ولی حتما...🌺

بعد شما خسته‌نمیشی در طول روز ؟
من خیلی خسته میشم
تنها لطفی ک بخودم میکنم اینه ک لباسامو عوض کنم و دست و رومو صبا بشورم و دسشویی برم🫤😂💔
این تنها روتین پوستی منه

رز خانوم شبا ساعت چند میخوابه ؟
دخترای من اگ ۲ شب هم‌بخوابن ۷ و ۸ بیدارن
چیکار کنم حداقل تا ده بخوابن؟
شما ترفند خاصی میزنی؟

ماشالله بهت بانو چه سحر خیز هستی آفرین بهت

شب ها چه ساعتی میخوابه؟

چه عالی❤️
متاسفانه پسرمن ساعت خوابش خیلی بده.. شبها ۴/۵ بار برای شیر بیدار میشه .. ۵ / ۵ونیم صبح کامل بیداره و روزش شروع میشه
و من اینقدرررر خستگی زیادی دارم وچون کمکی هم ندارم دارم له میشم نمیدونم جچوری سرپام هنوز:)

منم مثه شما سحرخیزم چون کلا تو بارداری هم همین بودم(شاغل بودم) الآنم اهورا صبح زود شش بیدار میشه بعضی وقتا شیر میخوره می‌خوابه بعضی وقتام بازی میخاد و سرحاله
همسرم می‌ره دفترش اونجا صبحانه میخوره پسر بزرگم خودش صبحانه درست می‌کنه میخوره می‌ره دبیرستان، من برای اهورا صبحانه درست میکنم و باهم میخوریم
خیلی وقته روتین پوستی خاصی ندارم بعضی وقتا حوصله باشه یک روز در هفته پاکسازی و ماسک و .... انجام میدم
ناهار میپزم پسرم دو و نیم میاد خونه همسرم سه مام ساعت ۳ ناهار میخوریم اگر بیرون نرم میخابم وقتی بقیه هستن بیشتر استراحت میکنم کتاب میخونم تو گوشی سرک میکشم و اهورا رو میسپارم بهشون
شام معمولا سبک خورده میشه یا نمی‌خوریم پسرم می خوره شب هم که ساعت ۹ اهورا خوابیده یکساعت پیش همیم و میریم برای مسواک و خواب و ....

افرین بهت، لذت بردم👍🏻🥹

من از امروز به بعد تا ۱۰ شب تایممممم پر حس میکنم همین روزاست که بیمارستان لازم بشم

مامان رز قشنگم شما شیر خودتون رو میدید یا شیرخشک ؟

خدا قوت قشنگم
کیف کردم چقد فعال و پر انرژی هستی
آفرین ❤️❤️❤️👏👏👏👏

من امروز تنبلی کردم تا ۱۱ بعد چند وقت با پسری خوابیدیم بعد بلند شدم لباس نینی عوض کردم غذا از دیشب دادمش خودم چای و ناهار خوردم لباسا پسرم و شستم ساعت ۱ خوابیدخودمم اصلاح کردم دوروبرو جمع کردم ساک‌خودمو نینی و جمع کردم ساعت ۳ رفتیم خونه فامیلمون دعوتی ساعت ۵ شوهرم اومد دنبالمون اومدیم شهرستان تووماشینم ۵تا ۶ خوابید تو راه پنکیک درست کرده‌بودم دادم بهش از ساعت ۷ رسیدیم داره بازی میکنه همینجوری غذا هم دادم بهش ساعت ۸ خورد الانم میخوام ببرمش لالا

خدا قوت من با خوندنش خسته شدم😅🤦🏻‍♀️😂😂

سلام خانوما گروه دارم روبیکا کسی خواست پیام بده آیدیم لینکو بفرستم
اعدادو انگلیسی باید بزنین@Z967682

عزیزم فضولی نباشه کار خودتوت و همسرتون چیه

خداقوت عزیزم ❤️من انقد خسته ام نمیتونم همرو بنویسم😅منم بچه داری کردم از 6صبح، کل خونرم جارو تی زدم و غذا گذاشتم

همسرم یه هفته شیفته صبح و یه هفته شیفت ظهره ...
شیفت صبح بودنی شام درست میکنم
شیفت ظهر بودنی ناهار درست میکنم

الانم چند وقته بد غذا شده و وزنش خوب جلو نمیره

بعضی موقع ها کلا خوابش کم میشه و اون موقع ها واقعا خسته میشم

شب هم اکثرا تا ۱۱ میخوابه

بعد دوباره یه چرت میزنه عصر که من شامشو آماده میکنم و بیدار شدنی میخوره

بعدش تا ساعت ۱۲ باهاش سرگرم میشم و میخوابه بعدش درحد ۱ ساعت تو اون یک ساعت تموم کار های خونه رو انجام میدم و ناهارشو میپذم وقتی بیدار شد ناهارشو میخوره و بازم تا عصر سرگرم میشیم باهم

منو دخملی ساعت ۹ و نیم بیدار میشیم نیلسو رو میبرم قشنگ با آب ولرم میشورم دست و صورتشو میارم پوشک میبندم لباس هاشو عوض میکنم بعد خونه رو مرتب میکنم و صبحانه نیلسو رو آماده میکنم همراه شیرش

از روزمرگیت لذت بردم
آفرین چه مامان فعالی

خداقوت قهرمان 😃🥰
عزیزم شما از چ کلاژن سازی استفاده می‌کنید

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
میخوام از برگشتن به جامعه بعد از مادر شدن بگم براتون چیزی که خیلی مهمه و اکثرا پشت مسئولیت های بی شمار مادری خیلی به تعویق میوفته
رز تو تابستون به دنیا اومد و خوب هوا خوب بود ما اولین سفرمون رو تو یکماهگی رز به شمال رفتیم واقعا چیز خیلی ویژه ای نداشت جز اینکه همون مراقبت ها رو تو همه جا داشتم شیر پوشک خواب دومین سفر رو با همسرم تو ۴ ماهگی رز خارج از کشور رفتیم ترس از پرواز داشتم با نوزاد که انقدر خوب همکاری کرد و صد البته چون همسرم بود کمک بزرگی بود تو این سفر یاد گرفتم که باید حتمااا با بچه همراه بشیم ما شب بعد خوابیدن رز ساعت ۷ شب یه شام میخوردیم یکم تو بالکن هتل وقت میگذرونیم و ۹ شب میخوابیدیم و صبح رو با دختر سحر خیزمون راس ساعت ۷ شروع میکردیم هتل ۹ صبحانه میداد پس بیدار می‌شدیم شیر رز رو میدادم از کنار هتل دو تا قهوه میگرفتیم میرفتیم پیاده روی با رز برمی‌گشتیم هتل استراحت و بعد مجدد بیرون میرفتیم یعنی عملا سفر با بچه برنامه شب معنی نداره سفر سوم که به نظر من از همه اش پر چالش تر بود برام و خودم رو توش حسابی محک زدم
ادامه تو کامنت اول
مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۱ ماهگی
ماجرای دیروز رو امروز می‌نویسم چون دیروز روز سختی بود😄

شب تا صبح درگیر خوابوندن بچه ها بودم، محمدعلی که خوابید چند دقیقه بعدش اذان شد، همزمان با خوابیدن محمدعلی بود که صدای انفجار ها و پدافند هم میومد...✋
یه مقدار اخبار رو چک کردم و نماز خوندم، کمی قرآن خوندم🫀و یه لقمه غذا خوردم و خوابیدم😴
ظهر بود که بیدار شدم، برای بچه ها شیر آماده کردم و پوشکشون رو عوض کردم👩‍🍼
مسواک زدم و چای گذاشتم تا صبحونه بخوریم🫖
بعد از صبحونه خونه رو مرتب کردم و یکی از دعاهای صحیفه سجادیه رو خوندم🍁
البته که به همین راحتی نبود، از یه جایی به بعد دو تا بچه ها رو توی بغل گرفته بودم🐨و گوشیمم دستم بود و دعا رو ادامه میدادم، گاهی با صدای بلند می‌خوندم که حوصله‌شون سر نره😁
یه کم مطالعه کردم، محمدعلی رو تونستم چند دقیقه بخوابونم ولی فاطمه نمیخوابید، با هم یه مقدار ورزش کردیم🙆🏻‍♀️
برای محمدعلی فرنی درست کردم🍚
بعدش نمازم رو خوندم و ناهار رو آماده کردم🥗
بعد از ناهار یه کم استراحت کردیم
محمدعلی چند دقیقه بعد از خوابیدنش با جیغ های فاطمه بیدار شده بود😮‍💨 یه کم بازی کردن تا خسته شدن و افتادن به نق نق... دیگه همینجوری نق میزدن تا بعد از اذان🌚
اذان که شد سریع غذاشونو دادم و چراغ ها رو زدم و بردمشون توی اتاق... فرصت نشد نمازم رو بخونم چون گریه کردن🤕 با کلی تلاش بالاخره خوابیدن! منم کارهام رو انجام دادم و نماز خوندم، تا شام حاضر بشه، این وسطا محمدعلی بیدار شد👶🏻