۱۰ پاسخ

حقیقتش نه من نمی‌رفتم

آره شرایطشو دارم
اما خب همسرم مثل من نیست
من خانواده مو خیلی دوست دارم اما وابسته نیستم بهشون
اما همسرم به شدت وابستس

دلیلت چیه برا نرفتن

رشته اتون چیه؟

واقعا اک شرایظشو داشتم میرفتم یک لحظه هم صبر نمیکردم

من به خاطر بچه هام میرفتم

نه.

میشه بگی به چی دلیل منصرف شدی ؟؟؟ شاید بخاطر اینکه حال و هوای غربت دوس نداری نه دلت میگیره🫠

نه اگه خیلی به خانواده وابسته باشم نمی‌رم مگر اینکه همسرم و فرزندمم دنبالم بیان

چرا نرفتی؟؟

سوال های مرتبط

مامان آروکو مامان آروکو ۲ سالگی
قبول دارم ک دوره، دوره‌ی فرزند سالاریه و نباید بچه رو محدود کرد و بهش امرونهی کرد و زیاد نه گفت.
اما با تمام اینا این رو هم شدیداً قبول دارم ک اگر حرف، فقط حرف بچه باشه و هیچ امرونهی و مرزگذاری وجود نداشته باشه بچه کاملا از کنترل خارج میشه.
دقیقا همین اتفاقی ک برای همسرم افتاده.
منو همسرم کامل رفتارمون متفاوت از همه و نتیجه هم کاملا متفاوت شده.
همسرم همیشه ب ساز پسرم میرقصه و اگر یه بارم بگه نه تا آروکو گریه کنه سریع از موضعش عقب میکشه و کوتاه میاد. درنتیجه الان ک بیمارستانیم پسرم تا باباشو میبینه جیغای بنفش میکشه و آنژیوکت و محکم با اونکی دستش میکشه ک دراره و خودشو میکوبه ب همه‌جا و از بغل باباش میخواد خودشو پرت کنه پایین ک باباش ازینجا ببرتش و نمیتونه بپذیره ک چرا در عین حال ک از باباش میخواد ازینجا ببرتش باباش نمیبرتش!؟ برا همین هم خودشو میزنه هم باباشو و هیچ منطقی سرش نمیشه.
اما من در عین حال ک بهش آزادی کامل دادم و حرفاشو گوش میدم و خیلی بکن نکن نمیکنم اما صددرصد هم ب سازش نمیرقصم و مرزای خودمم گذاشتم و هررررگزززز نمیشه با گریه‌هاش از حرفم کوتاه بیام برا همین کنار من آروم‌تره و میتونم باهاش منطقی صحبت کنم و باهم حلش کنیم.
حالا الان پدر جفتمون درمیاد چون اصلاااا باباش نمیتونه نگهش داره انقد ک درحضور باباش غیرقابل کنترل میشه همون چند ساعتی ک همسرم هست جونش درمیاد و بهاطر همین من مجبورم مدااام باشم و نگهش دارم. ۳ روزه جُم نخوردم از بیمارستان. امروز گفتم یسر برم تا خونه دوش بگیرم. همینکه ب نصف راه رسیدم بابام زنگید ک برگرد چون همسرم و مامانم و بابام ۳تایی باهم حریفش نبودن. اومدم و همه رو فرستادم رفتن تا خودم تنهایی از پسش برآم😥
مامان نورا جون💕🌱 مامان نورا جون💕🌱 ۲ سالگی
مامانا سلام اومدم یه گپی بزنیم
شما هم از تجربیاتتون در این باره بگید ممنون میشم
من یک دختر دوساله دارم و دست تنها هستم عاشق ورزشم (بدنسازی)
نمی‌دونم چرا با اینکه می‌دونم
دست تنها و حتی با یه بچه خیلی اوضاع برام دشواره ولی دلم می خواد برای بارداری اقدام کنم
تا فاصله سنی بچه هام کم باشه و بتونم کمتر از سن ۳۲سال فقط باردار بشم وبعدش دیگه هیچ اقدامی نداشته باشم برای باز داری
بنظرتون این چه احساسیه
دلم بچه می خواد
ولی تنهام و همسرم هم فقط از لحاظ مالیش با من اوکیه وگرنه دست کمک نیست و کارش هم اجازه نمیده گاها
و دخترم هم توی سن بازی گوشیه
و خودمم دلم می خواد ورزشمو ادامه بدم یا راهی پیدا کنم برای ادامه تحصیل
ولی با خودم میگم
اصلا دوست ندارم بعد ۳۲ سال اقدام بچه داری بکنم بخاطر اینکه دیگه اون موقع می‌خوام که راحت باشم و فاصله سنیم با بچه هام زیاد نباشه
مشاورم رفتم میگه سخته دست تنها
ولی همه چی به خودت بستگی داره
و این که چه احساسی خواهی داشت بعد این شرایط
دلم بچه می خواد🥹
دلم می خواد ورزش و درسم هم ادامه بدم
ولی کار آسونی نیست☕☕☕