۸ پاسخ

من اااصن براش نخریدم، حتی خودمونم نمی‌خوریم،‌جایی میرم میگم جمعش کنن، نباید بذاری ببینه

وای چه فکر خوبی حتما منم امتحان کنم تلخک از کجا گرفتی؟

نباید ببینه
اگرم جایی میره اونجا بهش میدن نزار بره یا همراهش برو جلوتر به صاحبخونه بگید نیارین
من پدرم همیشه خدا سر سفره باید نوشابه باشه ولی وقتایی من میرم چون دوبار با همسرم گفتیم وای نه نیارین فعلا هر بار میریم بجای نوشابه دوغ میارن
البته طرف مقابل ادم باید فهمیده باشه

بهشان بگو بردارن تو میری صرر داره بخدا

من توی این دو سال اصلا ن خودم خوردم ن گذاشتم امیر بخوره
من قبلا آدم بشدت شکلاتی و کاکائویی بودم اگه میخوردم بچم عادت می‌کرد اصلا ندادم تنها خوراکی ک بهش میدم از بیرون فقد کیک و بیسکویت

اینهارو باید توی خانه نیارین درست نکنین تا نخوان من والا اصلا شکلات مواد قندی نمیاریم چیزی که مجازه پسرم نمیدونه فعلا

پاستیل بهش بده
شکلات نده اصلا،
ببین پاستیل خونگی درست کن یا برو داروخونه یا سیسمونی فروشی ها براش پاستیل بگیر،
تو شهر ما یه داروخونه هس بیسکویت، پاستیل همه چی مخصوص بچها رو داره من بعضی وقتا میگیرم براش

پسر منم قند و شکلات همش میخوره کلی اگر جواب بود بگو

سوال های مرتبط

مامان گل دخترم 🪴 مامان گل دخترم 🪴 ۲ سالگی
مادر شوهرم فک کنم مریضه . براتون تعریف کنم اون روز پاشد اومد بالا دخترم خ جیغ میزد صداش رفته بود پایین ‌ اول ک هی میگفت حوصلش سر رفته بچه منم گفتم پارک بردمش بازیشو کرده توی تراسم بردمش آب بازیشو کرده الانم گشنشه و خوابش میاد باز میگفت وای ای حوصلش سر رفته😊دلم میخواست بزنم تو دهنش.
بعد سریع یه چیز داشتم درست میکردم بدم بخوره دخترم دراومده اینجوری میکنه برنجم بهش،میدی بخوره 🙄 قیافه من 😕 گفتم آره هرروز ظهر و هر شب برنج میخوره عصرانه نمیشه برنج داد دیگ شام نمیخوره .
بعد رفتم دخترمو گزاشتم رو زمین دراز بکشه چرت بزنه نق میزد دراومده میگه وای کاش پستونک می‌خورد 🫥🫥🫥🫥🫥🫥🫥 میگم تو این سن مگ احمقم ب بچه پستونک بدم میگ دختر فلانی هنوز داره پستونک میخوره😳 گفتم اون نتونسته از بچش پستونکو بگیره ک هنوز بچش داره میخوره ((( اون بچه دوماه از دختر منم بزرگتره یعنی تقریبا دوساله هست))) .
خلاصه دخترم بیهوش شد خوابش برد . اونم پاشد رفت پایین .

امشب پدر شوهرم اومد دنبال دخترم پسر برادرشوهرمم باهاش بود از دختر من بزرگتره ۳سالو خورده ایشه . بردش پایین رفتم پشت پنجره اتاق ک گوش بدم ببینم چی میگن دیدم مادر شوهرم داره ب جاریم میگ ای بچش از دست ما هیچی نمیخوره فقط مامانش باید بهش غذا بده وااای ماشالووو شاهان ( پسر برادرشوهرم) همسن ای بود ماهرچی میدادیمش میخورد🫥🫥
خب زنیکه عوضی پفیوز دختر من غذاشو سره موقع من بهش میدم عوضیکه تعریف کنی بگی بچش همیشه سیره هیچوقت گشنه نیس با یه لحن بد داری بیانش میکنی. یعنی متنفررررم از این اخلاقای مسخرش ک بچه هارو باهم مقایسه میکنه .‌




دلم میخواد یه تفنگ داشتم خلاصش میکردم 😊😊😊
مامان دختر کوچولوم مامان دختر کوچولوم ۲ سالگی