خانما با خانواده شوهر بدذات چی کنم؟خسته ام کردن از روزی که عروسشون شدم نذاشتن مادر و دختر یه آب خوش از گلوم پایین بره آنقدر جادو و جنبلی هستن همش با کثافت کاریاشون بین من و شوهرم دعوا مینداختن باهاشون قطع ارتباط کردم باز از دور کرم میریختن ولی من خودمو زدم به بی تفاوتی بیخیال کارشون شدم شوهرم آنقدر منت و خواهش کرد که خوب شدن باز باهاشون در ارتباط باش به دو هفته نکشید خواهرش باز فوضولی کرد حرف بد زد بهم باهاش قطع ارتباط کردم الان که می‌دونن باردارم عقیده اشون اینه بچه از خونه اوناست چون من باهاشون رفت آمد ندارم و استراحتی هستم خونه مادرم اینا هستم دارن دق میکنن پسرشون شبا این جاست یه دعوایی هفته پیش راه انداختن شوهرم به مادرش گفت تو عروس داری بلد نیستی تا امروز خانم بهتون فقط خوبی کرد و بهش بدی کردید نزدیک ۴ماهه حالش بده خونه خوابیده یکبار زنگ نزدی حالشو بپرسی بعد توقع داری بچه به دنیا اومد اون باهاتون ارتباط داشته باشه از وقتی اینو گفت مادر سیاست مدارش با خواهرش شروع کردن به شوهرم زنگ میزنن حال منو میپرسن که گولش بزنن بگن ما زنتو دوست داریم الآنم گیر دادن زنگ بزنن به من من اصلا صداشون رو می‌شنوم حال و روانم بهم می‌ریزه چون همش دروغ و فیلمه من بالغ به ۲۰بار اینارو بخشیدم باز بهم توهین کردن دیگه توان ندارم بخصوص دکترم دیروز تاکید کرد این یک هفته اصلا عصبی نشو اینا هم همین هفته گیر دادن بهم چیکار کنم خانما من نمی‌خوام دیگه آزارم بدن خدا شاهده نمی‌کشم دیگه توهین بشنوم

۸ پاسخ

خدا خانواده بد جنس لعنت کنه😑😑

بیخیالی و دوری بهترین چیزه چه خانواده خوب چ خانواده بد
هرچه دورتر بهتر

آرامشت از همه چی مهم تره همشون بلاک کن تمام😃😃دوری و دوستی

به شوهرت بگو نمی‌خوام حتی صداشونم بشنوم اگه هم زنگ زدن بهت گوشی رو جواب نده خونتونم اومدن مامانت درو به روشن باز نکنه عزیزم

منم قط ارتباط کردم سر هردوتا بارداریم من تنها گذاشتن شهر غریب با کلی هماتوم مشکلات
مادر پدرمم فوت شدن تک دخترم

از آدمای سمی دور باشی روانت بهتره
از راه دور چه جور جادو میکنن ؟

خودتو اذیت نکن.هرکسی هرجوری هست خودشو بلاخره نشون میده.اگه بخوان به ظاهر هم خوبی کنند.بلاخره بازم ذات شون تا یه جایی اجازه خوبی میده و باطنشون رو میشه.به فکر بچت باس.بااینکه منم شرایطتو دارم

تا الان ک وجود نداشتن همچنان ب روشت ادامه بده

سوال های مرتبط

مامان علی و ریحانه مامان علی و ریحانه هفته سی‌وهفتم بارداری
خانوما همسر من با این که همه کار می کنه ولی اصلا درک درستی از شرایط نداره، دیگه این روزا واقعا حالم بده و خسته و سنگینم
امروز سونو رفتم وزن یکی از بچه هام پایین بود اعصابم بهم ریخت
دیدم اونم ناراحته هی داشتم حرف می زدم که حالش خوب شه، گوشی گرفته دستش نشسته که زود باش کاراتو بکن بخوابیم من خوابم میاد، منم اصلا نمی تونم دیگه بخوابم، همش فکر خواب شه، می ترسم این جوری بمونه اون وقت من با دوتا بچه چی کار کنم آخه
تازه با حرص پاشدم چراغ خاموش کرد که خودش تا ۱۱ می خوابه بعد به من میگه چرا خوابت میاد، به خدا بعد از ظهر خوابیده بود، یه جوری دلم گرفت که من در حسرت خواب یه ساعت با آرامشم این چه حرفیه می زنه، دیدم هی صدا می کنه گریه م گرفته بود رفتم باز دراز کشیدم، نتونستم خودمو کنترل کنم آروم داشتم گریه می کردم هی گفت چرا نمی خوابی، یعنی اصلا شعورم ندارن، گیر داد منم عصبی شدم انقدر داد زدمو هر چی تو دلم بود گفتم و گریه کردم نفسم در نمیاد، حیوونی بچه هامم انگار ترسیده باشن هی تکون می خوردن، دید حالم بده اومد یه لیوان آب داد نگرفتم رفت خوابید، چه جوری می تونن این جوری باشن آخه
الان قشنگ خوابیده، فک کنم قهر و قهر کشی ه از فردا که من مقصرم، چی کار باید می کردم، به خدا چند ماهه فقط صبر کردم به خاطر بچه ها، هر کاری کرده با صلوات و ذکر خودمو آروم کردم عصبی نشم، همش دکتر سونو خودم تنها رفتم اومدم صدام درنیومده، خوابش باشگاهش همه چیش سر جاش یوده، به چند روزه چون اصلا نمی تونم با منه و کارهای خونه کمک می کنه فکر کرده مثلا خیلی کار کرده منت می ذاره، خیلی حال بدی دارم، از یه طرفم به خاطر بچه ها عذاب وجدان می گیرم😒
مامان دونه انار🥺♥️ مامان دونه انار🥺♥️ هفته سی‌وچهارم بارداری