۱۳ پاسخ

منم بعد پنج‌ماه رفتم رستوران از بس گریه کرد شکر خوردم برگشتم خونه

دختر منم خیلی شیطونه باید یکی یا باهاش حرف بزنه یا بازی کنه ولی مهمونی هم میرم مدام هم خونمون مهمونه همه باهاش بازی میکنن فقط موقع خواب خودم میبرم میخوابونمش

منم نمیرم تا جایی که آخر هفته عروسی داریم ولی نمیرم وقتی میدونم از اول تا آخر نق میزنه مشکل من اینه که نشسته شیر نمیخوره باید دراز بکشم

شوهرم باشه میرم وگرنه تنهایی نمیرم یا خواهر یا مادرم یا مادر شوهرم حتما باید باشن😂

والا من بعد سه ماهگی تازه رفتم مهمونی راحتم اونجا همه برمیدارن قبل اونم فقط خونه مامان که خودش نگه میداشت

به نام خدا مادر شوهر یا مادر خود را با خود می بریم 😂

فعلا نوه کوچیک اونه برای همین😀

دختر من خواهان زیاد داره
میریم مهمونی یک سره بغل اینو اونه ولی مشکلی که داره خوابشه
اگه سروقت و در ارامش نخوابه همه چیو بهم میریزه
من میرم مهمونی مشکل خوابشو دارم🥲

پسر من اتفاقا اذیت کارم هست هی نق میزنه ولی طرفدار زیاد داره زمین نمیذارنش

ب راحتی. مگه نوزاد نگه داشتن میخواد ؟سر وقت پوشکش عوض کن شیر بده شکمش سیر باشه میخوابه دیگه

اذیت شدن داره بلاخره

به نام خدا مهمونی نمیرم😂😂😂😂

اگه شوهرمم باشه یکم اون نگه میداره یکمم من

سوال های مرتبط