سوال های مرتبط

مامان شاهان مامان شاهان ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
خب من از اول از سزارین میترسیدم فقط میگفتم طبیعی از هفته ۳۶ دردای زایمانم شروع شد منظم یه هفته بستری شدم آمپول ریه زدن برام با یه سانت دهانه رحم دیگه مرخص شدم بعد یه هفته مرخص شدم ولی همچنان درد و انقباض منظم داشتم کلی ورزش و پیاده روی داشتم ۳۸ هفته و دو روز دیگه بچم تکون نمیخورد رفتم معاینه شدم رحمم کلن بسته شده بود تو بیمارستان راه رفتم پله بالا پایین رفتم یه سانت شد دیگه تا روز بعدش همینجور بود و بچم تکون نمیخورد دیگه بستری شدم برا زایمان ساعت هشت صبح آمپول فشار رو با سرم بهم وصل کردن دردام بیشتر شد تا ساعت یک رحمم سه سانت شد دیگه پیشرفت نکرد ساعت سه ظهر دوباره فشار زدن درد کشیدم درد کشیدم و رحمم باز نشد کلی معاینه تحریکی شدم به زور شد چهارتا تا ساعت ده شب بلاخره شد هشت سانت و کیسه آبم فقط سوراخ شد دیگه داشتم جون میدادم خودشون اومدن کیسه رو ترکوندن انقد دیگه درد کشیده بودم جون نداشتم زور بزنم و اینم بگم که وقتی درد و انقباض اومد باید زور بزنیم هر چی فشار دادم فایده نداشت
مامان علی 🩵 مامان علی 🩵 ۸ ماهگی
مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان رایان👑 مامان رایان👑 ۶ ماهگی
پارت ۲
و هی شلوار عوض میکردم فک میکردم عرق هس فرداشبش رفتم دکتر زنان اومد معاینه ام کرد گفت سر بچه ات خیلی پایینه و اما یا کیسه ابت نشتی داره یا ابش کم شده سر بچه با وضوح حس میکنم فوری گفت برو سونو منم اومدم دیدم هیچ‌جا سونو باز نیس رفتم خونه صبحش تا حاضر شدم یهو کیسه ابم سوراخ شد هی اب میرفت ازم سریع رفتم بیمارستان صبح ساعت ۸ نیم کیسه ابم سوراخ شد تا رفتم بیمارستان و بستری شدم شد ۱۱ نیم معاینه ام کردن سرم وصل کردن ساعت ۱۲ نیم بهم قرص زیر زبونی دادن و دردای شکمم شروع شد ولی خب در حد پریود دیگه ساعت ۱ نیم اومدن معاینه کردن شده بودم ۴ چون موقع بستری ۳ سانت بودم تا ۴ سانت اذیت نشدم زیادی..دکتر ساعت ۱ نیم ک معاینه شدم شده بودم ۴ سانت دکترم کفت تو تا دو سه ساعت دیگه زایمان میکنی بچه ات خوب تلاش میکنه خلاصه ساعت دو نیم سه دردام زیاد شده بودن ولی بازم با نفس های عمیق قابل تحمل بودن حین دردا قر میدادم و موقع درد ول میکرد از تختم میگرفتم اسکات میزدم.. اینا خیلی کمکم کرد ک راحتتر زایمان کنم ساعت ۴ دردام غیر قابل تحمل بود ولی تا دردم میگرفت تند تند نفس عمیق میکشیدم اگ اینکار نکنی ناخوداگاه جیغ میزنه ادم از درد🤣