۸ پاسخ

من سر پسر اولم همین بودم الان سر دومی عذاب وجدان دارم 😔

منم خیلی داره بهم فشار میاد بعضی وقتا ساعت سه و چهار که شوهرم وپسرم خوابن شروع میکنم کارای خونه رو انجام میدم وغذا درست میکنم واقعا چرا باید همیشه همه چیزمون اوکی باشه نمی‌دونم کی مارو مجبور کرده ،فقط خودمونیم وسواس داریم همش من که می‌خوام از این به بعد بیشتر برای بچم وقت بذارم چون هرچی که بزرگتر میشه بیشتر دوست داره باهاش بازی کنی بچرخونیش

ب خودت سخت نگیر عزیزم خونه ماها همیشه نباید تمیز باش یا حتما غذای گرم داشته باشیم بچه و تربیتش از همه چی واجب تره من بعضی مواقع دو روز ظرفام میمونه کسیم بیاد خونم مهم نیس چی فک میکنه خودش باید شعورش برسه با بچه کوچیک نمیش ایده آل بود

حالا من دخترم فقط باید بغلم باشه اصلا رو زمین نمیمونه مگه خواب باشه که بتونم غذا درست کنم یا خونررو جم کنم دیگه شوهرم گفت تو فقط به بچه برس باهاش بازی کن مهم نیست حتما غذا داشته باشیم یانه

منم همینم تازه بچه ام برای بار پنجم مریض شده دیگه جوون ندارم به شوهرمم میگم مسخره می‌کنه :)

همه همینطوریم

هممون همینطوریم

مگه چیکار میکنی ک وقت نداری؟

سوال های مرتبط