۶ پاسخ

صدقه بنداز اول برا سلامتی امام زمان بعدم برا سلامتی خانوادت
خداروشکر که بخیر گذشت درکت میکنم

وای ک چقدر سخته اینجوری من فردا مهمون دارم موندم چیکار کنم پسرم اصلا نمیزاره فقط میچسبه بهم بهونه میگیره

وای ک چقدر سخته اینجوری من فردا مهمون دارم موندم چیکار کنم پسرم اصلا نمیزاره فقط میچسبه بهم بهونه میگیره

حالا شام بیان ولی بخصوص ب مادر بچه دار یکی دوروز قبل خبر میدن.. عحب ادمایین

چقدر بی ملاحظه ن با دوتا بچه دیگه شام موندنشون ب چیه

جیغ زدم*

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۱۱ ماهگی
تجربه من از ختته پسرم تو دوماهگی:
نیم ساعت قبل ختنه بهش استامینفون دادم بعد رفتیم مطب اونجا پسرمو گرفتن بردن تو اتاق دکتر با دستیارش کارشونو شرو کردن منم کلی استرس داشتم اول ک امپول بی حسی رو زدن مهراد گریه کرد ولی خیلی سریع اروم شد و دیگه گریه نکرد کلا ۵ دیقه شد فک کنم بعد در بازشد و دستیارش صدام کرد مای بیبی سایز بزرگتر براش بستیم و خوش و خرم کارمون تموم شد ولی اتیش زیر خاکستر بود بعد نیم ساعت چنان گریه ای کرد ک ب غلط کردن افتاده بودم دلم خون بود نگو جیش اولش درد داره و تازه بی حسیش رفته بود حدود دو ساعت مدام گریه کرد و خوابید بیدار ک شد دیگ گریه نکرد خداروشکر کلا دردش همون دو ساعت بود ک ما تو خونه گزاشتیم لای پتو نازک تکونش دادیم ی کوچولو اروم میشد چون هرکاری میکردیم اروگ نمیشد روز اولم هر ۴ ساعت دوبرابر وزنش بهش استامینفون میدادم از فرداش بردم شستمش اوردم خشکش کردم دست به التش هم زدم خداروشکر دردی نداشت بعد با تتراسایکلیلن چربش کردم خداروشکر ک بخیر گزشت الانم منتظرم بیفته دیگه