۳۲ پاسخ

چون منو بیهوش کرده بودن زیاد یادم نیست تا جایی ک یادمه بالا سرم بود

من رفتم اي سي يو نميدونم ولي خوب حتي اگه اولم دخترمو ديده خب خدايي منو هميشه ديده ولي بچشو اولين بارميخواد ببينه ذوق داره هرچند همسرمن تواتاق عمل پيشم بود

من که اومدم بچم جلوتر تو اتاق بود

بچه من بستری شد فورا رفت بچرو دید من دیر اومدم بیرون

بچه چون من اتاق عمل بودم

من رفتم ای سیو نزاشتن شوهرمو بیاد اول پسرمو رفت بخش کودکان دید

زایمان کردم بچه رو بردن بخش نوزادان من زایشگاه موندم شوهرم و صدا زدن من و ببره بخش اونجا بچه رو دید

جلو در اتاق عمل بود اول خودم رو دید بعد بچه رو

اول خودمو دید ۱۰دقیقه بعد پسرمو آوردن

اول منو دید بعد رفت سراغ بچه
ولی سر بچه ی دومم کلا نبود سرکار بود🤣🤣🤣🤣

منو بچم یه جا بودیم اول اومد پیشونی منو بوسید بعد رفت بچه رو دید

همسرمن تو طول زایمان پیشم بود.
دگ هم پبش من بود هم پیش بچمون.

بعد ک دگ رفتیم بخش پیشمون نبود تا فرداش ک اومد برا ترخیص

شوهر من لبه تختمو گرفته بود با من میومد میگفتم برو دنبال بچه میگف بقیه هستن تو تنهایی، ولی بعدش تو بچه داری از دلم در اورد از بس ک اذیتم کرد

وای من فیلم بردار داشتم برای زایمان بعد شوهرم چشماش اشکی بود و فیلمبردار ازش سوال میپرسه یکسره راجع به بچه میگه همیش میگفت چشمم به در خشک شده بیاد ببینمش و ندیده خیلی دوسش دارم و فلان هی فیلمبردارم یه چیزی میگه که اون از منم حرف بزنه ولی اصلا انگار نه انگار که منم تو اتاق عملم 🙂منم وقتی فیلم رو دیدم خیلی دلم گرفت

ورود آقایون ممنوع بود. ب بخش بچه رو میبردن بیرون میدید منم تو ماشین نشستم بیام دیدمش اگرنه اصلا یادم نیس و اصلا خداروشکر این چیزاواسم مهم نیس چون چرا محضه😂

اومد داخل پرستار گفت بچه این قسمته شوهرم گفت اول خانومم.... خیلی ذوق کردم

ملاقاتی ک نداشتیم..
خواستیم بریمم جلو در مامانم بچه رو داد بغلش و اونجا بوسش کردو اصلا نگامم نکرد🤐🤨🤨😂😂😂
البته طبیعیه چون ۹ ماه انتظار کشیده ک ببینه چطوریه و چ شکلیه

هییی یادش بخیر شوهر من داشت از من فیلم میگرفت منم گریه میکردم اونم گریه میکرد

من تو اتاق بودم بچه رو بردن دم در پیشش ولی اصلا بمن توجه نکرد

من زایمان زایمان اولم که شش سال پیش بود طبیعی بودم که اخر بردن سزارین یادم قشنگ گریه میکرد بهم زنگ زد تو رایشگاه نترسی وقتی هم که بردنم بخش بس میلرزیدم بغلم کرده بود ولی خوب همش اول بچه رو نشون باباها میدن بعد میان مامانو میبینن

هیچ کدوم رفت دونبال عابربانکم ن من ن بچه🤣🤣

بعد زایمان دخترم رو دید ساعت ۲ صبح
روز بعد ک اومد بیمارستان اول اومد سمت من 😂 بعد رف بچرو بغل کرد

دنباال چی هست گذشته گذشته فکرش چه فایده خودت اذیت میشی

این چیزا باعث میشه سرد شی نسبت به زندگیت ول کن بهش فکر نکن
بقول یه دیالوگ این فکر و حرفا گوشت به تن که نمیاره همون نیم سیر استخونم آب می‌کنه
الان اگر خوبین باهم دیگه ول کن

با هم دید مارو،چون پسرم کنارم بود

من درد داشتم بخشو گذاشته بودم رو سرم اومد اول منو ساکت کنه😂

همون اول بچه رو بردن شوهرم دید
منم فرداش که مرخص شدم شوهرمو دیدم🤣🤣

من و دخترم باهم از ریکاوری اومدیم بیرون دخترمو گذاشتن رو سینم اوردن بخش

قبل من برم بخش بچه هارو بردن پیش شوهرم اول بچه ها رو دید

اومد تو اتاق سلام و روبوسی بعدم بچه رو دید

هیچ کدوم🤣🤣🤣🤣🤣
نمیزاشتن کسی بیاد ملاقاتی نداشتم

بعد زایمانم اول بچه رو یردن پیش شوهرم دیگه

بفد که به بخش منتقل شدمم که اول اومد پیش من

سوال های مرتبط