من جنسیت این بچم را دوست نداشتم باهاش کنار اومدم ولی الان چندوقتی هست حس میکنم خیلی دوستش دارم لحظه شماری میکنم برا اومدنش.
من هر روز بیشتر از دیروز دوسش دارم شدید..
منم خیلی بهش وابسته شدم دلم تنگ میشه برای حرکتاش تو شکمم
اصلا دلم نمیخواد وقتی دنیا اومد حتی یه دقیقه بدمش بغل کسی حس میکنم مال منه بقیه نباید بهش دست بزنن فقط باید کنار خودم باشه از همین حالا بهش فکر میکنم عصبی میشم
من از اول جوری دوسش داشتم که حالت عادی نداشت تا حالا کسیو بالاتر از خودم دوست نداشتم اولین نفره تو زندگی که حتی جونمم لازم باشه میدم براش
بله عزیزم 🥰مامان مهربون بزودی بغلش کنی هنوزوابستع وعاشق ترمیشی
دیگه الان بهش عادت کردی کلی باهاش حرف زدی و یجورایی وابسته شدی بهش
منم اولش حس خاصی نداشتم حرکاتش که شروع شد بهتر شدم ماما هم میگفت تا میتونی باهاش حرف بزن که رابطتون بهتر بشه خلاصه وقتی فکر میکنم بعدش دنیا میاد و دیگه لگداشو نمی فهمم دلم تنگ میشه
منم اینطوری بودم نزدیک زایمانم خیلی یکدفعه زیاد دوسش دارم خیلی زیاد مداوم قربون صدقش میرم قبلا میرفتم ولی الان همش تو ذهنمه انگار به دنیا اومده 😁 تغییرات هورمونی
اره
جانم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.