۹ پاسخ

شوهر من اونقد بچه دوست نبود که ناراحت بشه

عزیزم مستاجر هستیم ولا وضعیت مالیمون خوب نیست ولی به خاطر این که مرگ اون دخترم رو فراموش کنه میگه بچه میخواهم

دو تا بچه دارم
یکی هم ازم مرد بعدبه دنیا آمدنش مرد

خوش به حالت عزیزم من چهار ماه تو اقدام میکنم شوهرم هی غر میزنه میگه چرا باردار نمیشی امروز خیلی کتم زد گفت بچه تو رو نمیخواهم تو منو سر کار گذاشتی

خب خداروشکر
من بیشتر تو ذوقم خورده بود🤣

من بچم خدا خواسته بود ینی ما هنوز آمادگی نداشتیم جفتمون ترسیده بودیم😂

به رو خودش نمیاورد منم گفتم تو عرضه نداری بکنی😀🤣 بیشتر میکرد

من پریود نشدم اولین بار باردار شدم شوهرم میگفت کاش چند ماه دیگه میشد تازه داشت خوش میگذشت

برای منم همینطور ناراحت شده بود ولی وقتی فهمید باردار شدم تو خونه می رقصید🤣🤣

سوال های مرتبط