۱۲ پاسخ

عزیزم‌ اشتباه‌ کردی دلسترو‌ نخوردی باید ۲ لیوان‌ میخوردی‌ به جای ۱ لیوان ،خریده‌ باید بخورید دیگه‌ حیفه‌ چیه🤨

خدا مرگم بده دیگه این مدلیشو ندیده بودم

این چه مدلی شه

من جایی تو بودم 3تادلستروخالی میکردم توظرفشویی حالیش میکردم حیفه یانه

باید میگفتی وقتی حیفه چرا میخری

عزیزم ادم گدا وخسیس رو. باید یک حساب مخفی داشته باشی یواش یواش جمع کنی برای اینده خودت و بچه ات
شوهرمنم چندبار بهم گفت سگ خور

وا دلستر دیگه طلا نبود ک خاک توسرش خسیس به تمام معناس

تقریباً شوهر منم این مدلیه اینقدر باید خرح کنی بکنی ازش تا عادت کنه البته من کل طایفه شوهرم همینه
اینقدرررر خسیسن ک هر چی بگم کمه مثلا سالی یبار مادرشوهرم شام میده بعد رفتیم ب جمعیت۵۰نفره س تا دلستر اونم خوردیم اوق زدیم دیدم برای پارساله گفت عاره داشتیم تو خونه دیگه نخریدیم یعنی ی کارا میکنن
دیگه اینقدررر جنگیدم با شوهرم زندگیم تلخ شد تا درست شد ی کمممم
مثلا مسافرت ی روزه رفتیم ناهار نگرفت گذاشت تااا شام منم بچه شیر میدادم ی ساندویچ گرفت برای س تامون نصفشو دادم پسرم ی لقمه کندم برای خودم بقیشو دادم خودش اصلا ی وضعی

وای یا خدا مغزم رگ به رگ شد مینداختی جلوش چقدددد گداس😫

اگه حیف بود چرا خرید؟
اتفاقا بعد فست فود و سالاد ماکارونی میچسبه.
پ بعد قورمه سبزی میچسبه اخه؟

یه هزاری بهم جیب خرجی نمیده

خسیسه..بگو لطفا تو کارخونه دخالت نکن

سوال های مرتبط

مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
بچه ها من ده ساله باشوهرم بحث و کل کل داریم آخرین بحثمون برمیگرده به اینکه من کل تعطیلات عید فقط اول فروردین دوساعت رفتم اونا هم سوم فروردین اومدن خونمون بعد ازون ۱۴ فروردین گفت بریم من خونه بابام بودم گفتم الان فردا بعد ناراحت شد منم دیگه اومدم تو راه گفتم امشب نمیومدیم شی میشد یکم سر این موضوع کش دادم و گفتم از سرش بیوفته هی میگه خونه بابام خونه بابام بعد کلی فحش داد که ۱۵ روزه نیومدی و اینا کلی بدوبی راه از دم ترخونشون برگشت بعد هانوادش زنگ زدن رفتیم اونجا گفتم ماجرا رو اونا هم میدونن که ما از اول باهم درگیریم سر نرفتن به خونشون بعد اونجا بیشتر طرف منو گرفتن اما خیلی جاها هم کفتن تو مقصری مثلا نمیزاری بچه رو بیاره اینجا تو مقصری بعد خواهر شوهرمم که چند روزیه خودش به مشکل خورده و با دوتا بچه راهنمایی و ابتدایی اونجا بود اونم داشت صحبت می‌کرد بین بحث ها به شوهرم گفتم الان که بچه تو اتاق داره با فامیل تو بازی میکنه چیزی نمیکی چرا خونه بابای من میگی برو اتاق ببین بچه چی شد؟ خواهرشوهرم بلند شد گفت اووو شما دارین لجبازی میکنین این چه رفتاریه تو میکنی مگه بچه ای گفت باند شین برین از خونه بیرون هیچی تو کلتون نمیره تو برین بیرون تو چرا تلافی میکنی این چه رفتاریه به من کفت همرو. بعد بماند که شوهرم شیر شد. من دیگه دهنمو بستم و انگار که ناراحت شدم جواب ندادم تا آخر بحث ساکت و غمگین نشستم بعدت گریه که شما دلتون به حال بچه نمیسوزه رفت دلستر آورد برام بیسکوییت باز کرد بهم داد اما نخوردم. به نظرتون باید جواب میدادم اون لخظه اعصابم خورده چرا گیجم و جواب ندادم
پوشک بچه شیر مادر شیرخشک شیر شب واکسن ۱۸ ماهگی زایمان بارداری پستونک