من قرار شده بود یکم خونه مادرم بمونم یکمم مادرشوهرم ولی یه شب رفتم خونه مادرشوهر رختخواب پهن کرد پیش شوهرم تا صب خوابید منم فرداییش جمع کردم اومدم خونه مامانم٫مامانم هنوزم کمکمه سر بچه چون تو یه حیاط خونه داریم
بچه اول ک تنها ترین بودم مجبوری دو روز خونه مادرشوهر سو تغذیه گرفتم برگشتم خونه
سر کارن سزارین شب اول خالم اومد بعد رف ۵روزی خواهرم اومد بنده خدا از شهرستان بابچه کوچیک خدا خیرش بده دیگه نزاشتم بمونه برای حموم ده اومد با همسرش کمک کردن بردنش حموم
اما خیلی خیلی دست تنها و سختی کشیدم تا کارن بزرگ شد چه شبایی ک باگریه خوابیدم با گریه بیدار شدم
الانم میزنم ب شونه خودم میگم بابا دمت گرم 👏👏👏💪💪💪💪
سر پسر اولم ۳ روز خونه پدرم موندم دو تا دلیل داشت اومدنم یکیش که با همسرم قهر بودن هی میگفتن همسرت باید زنگ میزد به بابا تبریک میگفت بعد هم کرونا گرفتن رو بهانه کردم اومدم برم خونم مادر شوهرم نزاشت گفت بیا خونم ، سر پسر دومم باز سه روز خونه پدرم بودم دعوا راه انداختن که همسرت نمیاد پسر بزرگت هم نمیزاره بیاد زدم بیرون اومدم خونم خیلی سخت گذشت با دو تا بچه افکار بهم ریخته و افسردگی و درد و خون جمع شدن تو جای بخیه ورم جاش و تخلیه خیلی اذیت شدم
عزیزم گذشته ها دیگه گذشته هممون تو زندگی یه جورایی سختی کشیدیم شاید هیچ موقع یادمون نره ولی فکر کردن بهشم فایدهای نداره فقط آیندمونو خراب میکنیم
خیلی سخت کسی رو نفرین نمیکنم فقط اینقدر امید دارم که آخرتی هم هست حساب وکتابی هست فقط دوست دارم اون روز راببینم چطور باعث شدنن بچه مو ازم گرفتن از حق خودم نگذشتم وا گزار کردم به خدا
ممنونم الان خدا روشکر دوتا گل دارم پسر ودختر ولی هیچ وقت اون روزا یادم نمیری هنوزم هنوز خواهر شوهرهام منو به چشم دشمن نگاه میکنن به جاری های دیگه ام اینقدر احترام میزارنن من فقط امید خداست
تا یک ماه خونه مادرم بودم بدم مادربزرگم ۱۰ روز پیشم خونم موند
خدا حفظشون کنه واقعا ممنونشونم
سلام من اولین بچه م که حامله بودم حالم خیلی بد بود زمان کرونا بود با مادر شوهرم زندگی میکردم من بالا بودم اون پایین خیلی اذیت شدم مادر شوهرم کرونا گرفت فوت کرد همه اومدنن ریختن سرم گفتن تو کشتی رفتی خوابیدی بالا گفتی مریضم به مادرمون نرسیدی کلی فوشم دادن نفرینم کرد بچه م به سه ماخ نرسیده سقط شد خیلی داغونم وقتی به اونا روزا فکر میکنم هیچ وقت نمیتونم فراموش کنم
عزیزم با فکر کردن بهش خودتو اذیت میکنی .خداروشکر خودت از پسش براومدی
منممامانم نتونست بیاد اما خواهرم و زن عموم و دوتا عمه هام اومدن پیشم خدا خیرشون بده
منمادرندارم
خواهرم ازکرج اومد دستش دردنکنه ده روزپیشم بود
اما یه بدجوری منت سرم گذاشت
تا اخر عمرم مامانمو و خواهرم هر لحظه و همیشه کنارمن خدا برام حفظشون کنه ی نی نی ام ب خواهرم بده همه خوبیاشو جبران کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.