۷ پاسخ

شما بهترین کارو کردین،باز خوبه عقلشون رسیده باز پول نقدی که تو خونه شون بوده رو کردن تو پاکت دادن پسرت اورده بعضیا عقلشون به همچین چیزی هم نمیرسه

خب چرا نیومدن این همه مدت؟؟
چ کینه ی عجیبی

بچه منم دنیا اومد مادر شوهرم نکرد از شهرستان بیاد ببینتش اینم بگم شهرستان فقط تابستون بهار میرن بقیه ش شهرن
ولی شوهرم یادش رفت ک این کارو کردن بچه رو زد زیر بغلش ۳ ماهش بود برد مامان باباش ببینن
بهشون محل نده اینجور ادمای نفهم زیادن
غصه خوردن فایده نداره

قهرتون سر چی بود مقصر شما بودین یا اونا؟

محلشون نده

ول کن بابا

انگار ب غریبه کادو دندونی داده ،جمعه هم ی مراسم دعوتیم اونام میان

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۷ ماهگی
پارت 1
من دوس داشتم تو بیمارستان نجمیه زایمان کنم اونجا هم سزارین اختیاری قبول نمیکرد یه روز مانده به زایمانم دکترم زنگ زد گف میتونی بری نجمیه فقط بگو که فشارم رف بالا اومدم خلاصه ما ساعت ۴ صبح پاشدیم اماده شدیم رفتیم بیمارستان با عمم و خواهرشوهرم و شوهرم و خودم تو بیمارستان نجمیه منو همسرم رفتیم بالا صدامون زدن سونو های منو دیدن گفتن طبیعی هستی گفتم ن سز فشارم رفته بالا اومدم گفتن اصلا نمیش فشارمو گرفتن دیدن نرماله سونوهامم چک کردن نرمال بود بعد اومدن نوار قلب جنینو گرفتن سونو کردن دیدن جنین هم وضعیتش خوبه هرکاری کردیم نشد اونجا زایمان کنم دکترم زنگ زد که خانم فلانی اونجا اذیتت میکنن نمیزارن وسایلاتو بگیر بیا بیمارستان اقبال منم دارم میام اونجا بعد ما شناسنامه ها و سونوهامونو گرفتیم رفتیم اقبال ساعت ۷ رسیدیم اونجا پذیزش شدیم و دوتا کیف دادن بهم که وسایل نی نی و خودم توش بود گفتن برید بخش زایمان منو همسرم رفتیم بالا طبقه اول بخش زایمان بود بعد اونحا چند تا سوال ازم پرسیدن و نوار قلب گرفتن و سروم هم وصل کردن بهم بعد وقتی نوار قلب تموم شد یکی سوند وصل میکرد بهم یکی هم بالا سرم ازم سوال میپرسید چون دیر شده بود همه چیو عجله ای انجام میدادن ولی رفتارشون خیلی خوب بود واقعا
مامان ماه سو🌙❄️ مامان ماه سو🌙❄️ ۱۴ ماهگی
چقدر یه آدم‌میتونه بیشعور بی فرهنگ باشه دخترخواهرشوهرم بچش ۱سالونیمشه شیرخشکیه دخترمن شیرمادر میخوره کدملی دخترمو ازم خواست بهش دادم بعد از چندوقت دوستم ازم خواست ب اونم دادم دیدم دوستم بهم گفت فاطمه رفتم داروخونه گفتن فقط یه دونه سهمیه داره همونو گرفتم من گفتم ب بچه خواهرشوهرم داده بودم شاید اون گرف ولی اون الان بچش زیاد شیرخشک نمیخوره ازش پرسیدم ب کسی دادی میگه آره دخترعمم دوتا بچه داره هردو شیرخشکی ازم خواست منم دلم سوخت بهش دادم گفتم نباید میگفتی شاید سواستفاده کنه میگه نه بابا اشکال نداره ثوابه ماهسو ک شیرخشک نمیخوره گفتم درکل امانت دار خوبی نبودی بعدش امدم خونه واسه شوهرم تعریف کردم اون واسه خواهرزادش زنگ زدگف شماره ملی یه چیز شخصیه ب هرکسی نباید بدی میخاستی بدی قبلش اجازه میگرفتی هزارکار میتونن بکنن الانم شماره ملی ماهسو رو حذف کن ب دخترعمتم بگو حذف کنه گفتم این انقد عوضی و دروغگوعه حذف نمیکنه گف من انقد میگم تاحذف کنه بیشعور احمق