۱۰ پاسخ

پس عزیزم کاری کن شوهرت بیاد دنبالت

بهش می گفتی خیلی دلت بخواه
😏

عزیزم احساست قابل درکه اگ دفعه اولش بود معذرت خواهی کرد ببخش مردا مثل ما خانوما یه روزایی ذهنی پریود میشن

منم جمعه گفتم بریم تاب بخوریم بعد 2تا دختر با تاب وبدون روسری رو موتور پشت پسرا ک و نشونم میدادن سمت مردم رو موتور بعد شوهرم گفت مردم با چی تاب میخورن من با چی تاب میخورم گفتم اینکه میگی تو به این روز انداختیشه با نداریت وهمه چیزات بعد گفت شوخی کردم خاستم ببینم چی میگی . بنظرم مردا یه مشت آدم اح مقن

نمیدونم چی بگم منم گاهی از رفتارای همسرم ناراحت میشم مگه یه زن جز توجه چی میخاد
من حالا براش باز میکنم توضیح میدم میگم شاید نمیدونه یا بلد نیست نمیگم تلاشش میکنه ولی منو راضی نمیکنه انگار کمبود گرفتم دیگه دارم دلسرد میشم از زندگی

همسر منم یکبار این کارو کرد و نذاشت دستشو بگیرم الان ۵ سال از اون روز میگذره و من دیگه دستشو نگرفتم😊

بیخیال عزیزم ناراحت نکن خودتو

عب نداره شکرخورد توببخش شب جمعه ای

انقدر بدم میاد مرد اینطوری که شوهر منم اینطوری یه نزدیک میشم میگه نکن بعد میبینم ناراحت شدم پشیمون میشه😒

منم بودم ناراحت میشدم حق داری

سوال های مرتبط

مامان محیا مامان محیا ۲ سالگی
سلام ب همگی
وای خدا امروز خیلی بخیرگذشت خداروهزاربارشکر
دخترم تواشپزخونه بود بغلش کردم همون موقع حس کردم یکم بهش فشاراومد ولی جدی نگرفتم بعد توبغلم بود دیدم دستشو گرفته و نق میزنه دیدم دست چپشو میماله و گریه میکنه دستشو از آرنج خم کردم بیشتر گریه کرد وای اینقد استرس گرفتم ک نگو شوهرمم بیرون بود شیرش دادم ک شوهرم اومد گفتم دست بچه اینطوری شده بعد سریع لباس پوشیدیم بردمیش پیش ی پیرمرده ک شکسته بنده(اخه شوهرم میگه دکترا هیچی بلد نیستن چن سال پیش ناخن پاش شکسته بود اونام تا زانو گچ گرفتن الان ناخنش کج جوش خورده)خلاصه خدا خیرش بده مرده رو تا نگاه کرد رو ب من گفت بدجور بغلش کردی شونش در رفته بعد شوهرم گفت ن خورده زمین(من از ترس اینک قشقرق درست نکنه الکی گفتم من تواتاق بودم توحال خورده زمین )خلاصه شونشو جا انداخت خداروشکر دیدم بعدش دستشو حرکت داد و تونست باهر دوتا دستش اشیا رو بگیره وای چقد استرس کشیدم گفت تا ۲روز مراقبت کنید چون کوچیکه سریع خوب میشه
توروخدا مواظب کوچولوهاتون باشید الکی الکی اینقد راحت دخترم کلی اذیت شد بمیرم براش😭😭😭