۸ پاسخ

مسکن بخور فعلا بخواب و استراحت کن تا فردا کلی به خودت برس انشاالله بهتر میشی عزیزم

مغزیجات بخور، یا هر چیزی که گرم باشه و بدنت رو گرم کنه
روی محل بخیه ها روغن بابونه یا زیتون بزن
و استراحت کن

عزیزم ما که سزارین شدیم و بی‌حس شدیم این شرایط طبیعیه البته هر بدنی فرق میکنه کلا نباید خیلی خودت و خسته کنی یا چیزای سنگین بلند کنی مخصوصا شما که هنوز خیلی وقت نیست که زایمان کردی شیاف بزار آروم میشی سعی کم بخوابی کمرت و با یه روغن ماساژ بده یه پلاستیک بزار روش با پارچه ببند که عرق کنه بهتر میشی عزیزم

عزیزم خیلی خودتو خسته کردی چایی نبات بخور اگه چای ماسالا یا کرک داری عالیتره که بخوری و استامینوفن بخور و بخواب

عین من هفته پیش نخ بخیه مونده بود تو شکمم شوهرم دراورد نزدیک سه یا چهار سانت بود الانم یکم تقلا کنم انگار خدایی نکرده فلجم

بي حسي باشه چه دخلي به مشكلت داره عزيزم،بدنت هنوز خودشو پيدا نكرده،٩ ماه بارداري رو تحمل كرده ، بعد بچه رو زاييده،بجاي استراحت و ريكاوري درگير پروسه بچه داري شده و بي خوابي كشيده،يه شب تا صبح هم بدون بلند شدن و شير دادن بچه نميگذروني خوابت كوتاه و تيكه تيكه ميشه،به خودتم از اينور فشار آوردي مهمون دعوت كردي ديگه چه انتظاري از كمرت داري،شياف ديكلوفناك بزار فردا هم به شوهرت بگو شياف اندومتاسين بگيره بزار از كسي كمك بخواه براي نگه داشتنه بچه استراحت كن،ديگه هم مهمون دعوت نكن

دراز بکش استراحت کن مسکن بخور

حسابی خودتو حسته کردی بنظرم کمرت اذیت شده استراحت کن و شیاف بزار بخواب کمی

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۷ ماهگی
پارت سوم زایمان...

انقددددد زور میزدم که حس میکردم تو مسیر اتاق عمل بچه میاد بیرون الان
دیگه رسیدم به بی حسی کمر حتی نمی‌تونستم خودمو شل کنم انقد زور میومد
بی حسی رو زدن حس رهایی گرفتم پاهام گرم شد
دکترم خانوم فهمیده زبردست بود سریع برش زد و نورای من ساعت ۱:۱۰ دقیقه ظهر به دنیا اومد بهم نشونش دادن و بردنش سریع🥲
منم کل مدت بخیه و ریکاوری خوابیدم انقد خسته شده بودم
تو ریکاوری بدجور لرز کردم بهم پتو دادن دوتا
بعدش رفتم تو بخش که منتظرم بودن دقیقا ساعت ملاقاتم بود خیلی شلوغ شده بود...
من از سزارین برا دوتا چیزش خیلی میترسیدم یکی ماساژ رحمی یکی هم اولین راه رفتن
ماساژ رو از پرستارا خواهش کردم تو بیحسی انجام بدن
حس اولین راه رفتن هم مثل این بود که یه چاقو قسمت بخیه ها باشه و هی فشار بیاره ولی هرچی بیشتر راه میرفتم کمتر میشد منم از خدا خواسته هی از تخت میومدم پایین و از این طرف بخش میرفتم اونور...
نورا رو برده بودن NICU بخاطر اینکه مدت زیادی تو کانال زایمان بود و کیسه ابم خیلی از زمان پاره شدنش گذشته بود 🙃🙃🙃