سلام ببخشید من تاپینگاتو دیدم ،شرایطتو ،و فک میکنم تحت تاثیر احساسات و بلوغت قرار گرفتی و ازدواج کردی ،شما الان زدی نپزده سال ،بعد پسرت چهار سالشه یعنی چهارده سالگی حامله شدی ؟بعد کی عقد کردی ،اینطور که خیلی بچه بودی معلومه که شما اون موقعه تصمیمت درست نبوده ولی چطور خانوادت اجازه دادن دختر معصوم بچشون رو شوهر بدن اونم به مردی که از خودش کلی بزرگ تر و مهمتر از همه زن دوم شدن ،،شما الان باید بهترین روزهارو داشتی وپشت کنکور برای ایندت میجنکیدی ،،ولی متاسفانه اینطور انتخاب کردی زندگیتو سریعا هم بچه دار شدی ،و بعد تو این سن ،انقدر درگیری فکری و بچه داری و خواستن و بعد نخواسته شدن و انتظار کشیدن برای همسر شریکیت بشی،ودر نهایت همه دستشونو سمت تو بگیرن بگن همه جوررره تو مقصری که زن دوم شدی و هیچ حقی تو زندگی نداری ،حالا ازت این سوال رو دارم واقعا از پدر و مادرت راضی هستی ؟میبخشیشون؟،،البته ببخشید عزیزما من قصد توهین و جسارت ندارم گلم ولی ناراحت میشم میبینم این شرایط رو تا کی پدر و مادرا میخان تن به ازدواج و کودک همسری بدن ،خب شرایط بچه اوردن ندارید چرا بچه میارید و اینطور ایندشو خاکستر میکنید
استامینوفن بردار برا احتیاط ،بطری آب که دم دست باشه ،کلاه و لباس و جواب گرم .تغذیه بین سفر.دو تا تیکه اسباب بازی کوچیک که علاقه دارن ،
خب بستگی داره به جایی که میری و چطوری میری و ...
تا میتونی لباس بردار و وسایل بهداشتی دستمال و...
از نظرم کمد هارو ببر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.