سلام. بچم بیچاره ام کرده سه ماهشه یک ماهگی دکتر به خاطر رفلاکسش بهش تروویتالarداد به خاطر همون سینمو ول کرد هرکاری کردم دیگ‌نخورد وقتی میومد زیرسینه گریه میکرد و منو هول میداد و خیلی بیقرار شده بود تا همین هفته ی پیش به زور گاهی شیرخودمو میدوشیدم توی شیرخشکش قاطی میکردم که بخوره ولی باز میفهمید نمیخورد.
فک میکردم دیگ سینه نمیخاد بخوره تااینک برحسب کنجکاوی به یکی از اشناها ک باهم زایمان کرده بودیم و بچش دختر بود(مال من پسره بهم گفته بودند شیر بچه دختر خوشمزه تره و طبعش خنکه)
گفتم شیرس بده بچم یک ساعت زیر سینش بود‌‌ و ول نمیکرد که بعد خاست بدتش بع من اینقدر گریه میکرد بچه که ترسیده بودم به هیچ عنوان منو نمیپذیرفت . بعدش اصلا متوجه سدم سینه همرو میگیره به جز‌من.😭
حالااینا به کنار بچم اصلا شیرخشکم نمیخوره درست هیچ مدلیشو بچه ی سه ماهه ب زور سی تا میخوره یا شصتا جدیدا هم دکتر گفته حساسیت ب پروتئن گاوی داره باید نان الترا بدید ک حتی با کلی آب قندم قاطی میکنم نمیخوره .واقعا دوست دارم بمیرم دیگه خسته شدم از غصه اش.تمام موهام تواین سه ماه سفید شده از بس یه بازی جدید داره این بچه.
من چیکار کنم‌که شیربخوره؟

۳ پاسخ

عزیزم دختر منم دقیقا همین مدلی بود درک میکنم خیلی سخته خیلی من از استرس تا زیر سرم رفتم
دختر من نه شیر خشک میخورد نه سینه خودمو دکتر گفت تو اتاق تاریک و آروم سینه خودتو بده اونم بی تاثیر بود من با سرنگ بزور شیر میدادم

بهش اچa بده الترا نده اچ aاپتامیل بده طعمش بهتر از همه ی اوناس در ضمن چون تو استرس داری وقتی بغلش می کنی پست می رنه آروم باش چه خبرته هیچ بچه ای از گرسنگی تلف نمی شه
احساس نکن چرا شیر بقیه خورد
اصلا دیگه نده کسی سیرش بده این طوری عذاب می کشی از خودت بدت می یاد. بیخیال باش درس می شه

ای جان عزیزم
چقد داری اذیت میشی

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۱۲ ماهگی
#زایمان طبیعی. #پارت دوم

منم معاینه کردن گفتن هنوز دو سانتی رفتم کلی ورزش کردم اونجا با توپ ساعت ۱۰ معاینه کردن ۳ سانت شده بودم بازم ورزش کردم دیگ تا ساعت ۱۲ شدم ۵ .۶ سانت خیلی درد داشتم غیر قابل تحمل بوداز همون ۷ صبح ساعت ۲ اینا بود فک کنم معاینه کردن ۸ سانت اینا بودم دیگه اصلا تحمل نمیشد دردش بچه خیلی خیلی اومده بود پایین از همون صبح به خاطر ورزش های شب قبلم ولی دهانه ی رحمم سفت بود دیگ ساعتی ۲ و نیم دکتر می‌گفت فقط باید زور بزنی من کلی جیغ و داد و گریه اصلا نایی نداشتم برای زور زدن وای الان که بهش فک میکنم یکی از بد ترین خاطره ها بود برام اصلا برام انرژی نمونده بود ساعت شده بود ۳ دکتر همش میگفت زور بزن درست زور نمی‌زنی بچه داره خفه میشه من اصلا نمیتونستم زور بزنم خسته شده بودم دیگ یکی از بالای شکمم فشار میداد دو نفر پایین بودن بچه رو به زور در آوردن بچم اصلا گریه نمیکرد اصلا بقلم نزاشتنش دیدم دارن بین خودشون حرف میزنن فهمیدم که به خاطر اینکه بچه مو به زور کشیدن بچم دست چپشو نمیتونه تکون بده 😔😔 همون اونجوری دستش افتاده بود گریه هم نمیکرد ساعت ۳ و ربع بدنیا اومد دیگه وقتی بدنیا اومد اصلا اینقدر جون نداشتم که باهاشون جر و بحث کنم دست بچه ی منم ناقص کردید بچه مو بقلم نزاشتنش حتی بهم نشونشم ندادن بردن ان آی سی یو بستریش کردن من موندم و با دلی شکسته
و یه خاطره وحشتناک از زایمان و ناقص شدن دست بچم
الان بچم تقریبا ده روز دیگ میشه سه ماه میبرمش کار درمانی هنوز که هنوزه دستشو تکون نمیده
مامان 👑 آقا شاهان 👑 مامان 👑 آقا شاهان 👑 ۱۲ ماهگی
سلام مامانا ازتون خواهش میکنم کمکم کنین بخدا دیوونه شدم کم آوردم اونقدر غصه میخورم حرص میخورم میترسم تو خواب سکته کنم بمیرم
من بچم رو از اول شیر خودم رو میدادم ۱۴ روزش که شد بخاطر اینکه خیلی گریه میکرد بردیم دکتر فرستاد سونوگرافی متوجه شدیم سنگ کلیه داره به همین خاطر دکتر گفتش تا میتونی بهش شیر بده و کمکی هم شیر خشک بده که سنگاش دفع بشه چون کوچیک بود دارو نمیتونست بهش بده الانم چند روزه سینه منو دیگه نمیخواد به زور بهش میدم خیلی گریه میکنه ولی تا شیر خشک میارم راحت شیرخشک میخوره و می‌خوابه منم به هیچ عنوان نمی‌خوام بچم شیرخشکی بشه از شیر خشک خوشم نمیاد که بهش بدم خیلی گریه میکنه قبلا روزا کلا شیرخشک میدادم شبا شیر خودم رو میدادم ولی الان روزا هم شیر خودم رو به زور میدم ولی همش گرسنه هست چون نمیخوره که سیر بشه از طرفی هم از بس استرس دارم و حرص میخورم سینه هام خیلی کم شیر داره اگر میشه راهنماییم بکنین من چیکار کنم که شیشه رو فراموش کنه و فقط شیر خودم رو بخوره من اصلا نمیتونم تصور کنم که تا آخر شیرخشک بخوره و شیر خودمم اصلا نخوره و خشک بشه سینم
لطفا راهنمایی کنین ممنونتون میشم🙏🏼🥲💋