۲۱ پاسخ

من از لحظه آیک وارد خونه شدیم تا بعد عملیات گوشیم رو ضبط بود الان بعد شش سال هر بار گوش بدم یا ش میفتم😍😍😍

ماشب عقدمون تاصب فقط بوسم‌کردوبغلم‌کرد‌اصلانخابیدنمیدونم چش‌بود من اصرارداشتم برم‌حموم اما مامانم اینانذاشتن‌گفتن تاصب باید باهمون موهای ژولیده پولیده ارایش نصفونیمه کنارش باشی منم ازخجالت زیاد تارفتم تواتاق گفتم چراغ خاموش کنم اونم‌گفت باشه دیگه صبح که بلندشدیم اینقدر بوس مالی کرده بود که لباش و گردنش باروبالشتی‌ولباس من پر رژ بود
۵روزبعدپاگشام کردن خونه مادربزرگش اونم اومددنبالم‌گفت بیابریم من حاضرشم بعدمیریم خونه مادربزرگم وقتی رفتیم خونشون دیدم خالیه هیچکس‌نیس اونم ازفرصت‌استفاده کردو گذاشت‌دهنم😐گفت میشه بمالونم بهش یادست بزنم منم چون جنگل آمازون بودم یا پریود بودم دقیق‌یادم‌نیس مشکلم‌چی بود گفتم ن زوده هنوز
سوتیمم این بودکه وقتی داشتم‌میخوردم‌دندون‌میزدم‌میگفت‌آخ‌اینجوری‌نخور پارش کردی‌کندی ازجا😐😂😂😂💔

من اولین بار اومد بغلم کنه گریه کردم گفتم دلم برا مامانم تنگ شده🤣🤣🤣
خیلیییی تباه بودم

شب اول فقط بغلم کرد و بوسو فلان ..
منم میفهمیدم دلش میخواد رو نمی‌دادم که کاری کنه خجالت میکشیدم
ولی شب دوم دیگه طاقت نیاورد بدون اینکه ازم بپرسه شروع کرد...😂😍

وای چرا یادم نمیاد🤣🤣

ایجان گمت کرده بودم بلا 🥹
ما بعددسه سال بهم رسیده بودیم تا صبح قربون صدقم میرفت هی می‌گفت یعنی الان واقعا تموم شد نزاشت بخوابم 😐🤣
فقط بوس می‌کرد و ناز

ما کلا غریبه بودیم شب اول نامزدی رفتیم تو اتاق بوسو بغلو نامرد از پشت کرد بگو لامصب بذار یه شب بگذره بعد شروع کن.

🤣🤣
ما چون ۳ سال دوست بودیم باهم موقع دوستی خیلی همو دیده بودیم کنار همدیگه بودیم

وقتی که نامزد شدیم دیگه خجالتی چیزی نبود سوتی هم نبود دیگه رومون باز شده بود اولین تنهایی رفتیم سر اصل متلب🤣🤣🤣🤣🤣

آخ که چقد یاد اون روزا افتادم
الان چقدررررر از شوهرم دورم از لحاظ عاطفی نسبت به اون روزا
گریم گرفت الان
چه شبایی داشتیم
یادش بخیر 😢😢😢😢😢😢😢😢

دختر چه حوصله ای داری😂😂😂😂😂 هر شب چالش میذاری

😂ما شب اول عقد مامانم هم تشک انداخت هم تخت بود‌گفت هرجا راحترین بخابین اومدم اتاق دیدم شوهرم رو‌تشک خابیده منم‌خجالت کشیدم رفتم رو تخت نامرد تا صبح نیومد‌رو‌تخت کنارم🤕🤕🤕

من دوس پسرم بود به نامزدی نرسید😂

ما رفتیم تو اتاق دوسه ساعت حرف زدیم منم خسته شده بودم میخواستم برم حمام از دست لباس و ارایش و شینیونم خلاص بشم از طرفی هم دلم نمیومد بی بهره بمونه کلی هزینه کرده بودخودم بهش گفتم نمیخوای حرکتی بزنی؟؟🫠🤦‍♀️
اونم ک منتظررر دیگ ول نکرد🤣🤣
هرموقع یادش میفتم اب میشم😁

من تا ی سال بهش میگفتم شما تازه فقط اون بوس میکرد من روم نمیشد😐 گاهی خودش میگفت چرابوسم نمیکنی😶😵‍💫

اون لحظه دنیارو بهش دادن😂🤣

اولین بار شوهر من اومد روم بغلم کرد و خودش رو مالید بهم
متاسفانه یک دقیقه نشده از روی لباس همه جا کثیف شد😅🤣🤣🤧🤧🤧

شب اول عقد رابطه داشتیم امد بزنه دردم اومد با لگد زدم تو سینش🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

اون شب تا صبح هی اون بغل کرد و بوس من کتک و لگد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

والا ذهنم یاری نمیکنه😐

وایییی جررررر😂😂😂

😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۲ ماهگی
بچه هاااا هووووبیاین واز من یاد خاطره 🔞🔞🔞 افتادم خا چیکار کنم من


رفته بودیم با دوستم اینا شمال بعد دوستمو شوهرش خیلی طبشون گرمه خلاصه چندین ساله رفتا امد خانوادگی و خونه یکی هستیم به قول قدیمی ها رفتیم خونه بگیرم دم اتاق خواب رفیقم گفتم امشب چه شبی بسازیم منو شوشو🔞
بعد شوهرم فقط کلمه منو فهمید که گفتم خواهر لطفا هیجانی نشووو خواهش میکنم 😂 بعد مسافرت رفیقم گفت زهره من شک دارم مفکر میکنم حاملم گفتم من که گفتم مراقب باش خلاصه گذشتو بچش دنیا اومد یه شب اومدن خونمون بچش عزیت میکرد بعد یهو گفت وای خدایا چرا این اینقدر عزیت میکنه و فلا یهو شوهرم رو کرد بهش گفت خابجی جان خانوم طفلیم گفت هیجانی نشین شما گوش ندادین شمال یه هفتس خوشگذرونی ولی بعدش یه عمر باید کذدی کنی حالا ما🫡😐😐😐😐 یعنی کوبنده بود جواب هاااا یه دفعه شوهرش زد زیر خنده ترکیدیم رفیقم میگفت حرف حساب میگه زهره گفت هیجانی نشین😂🤣🤣🤣



بچه بچه بچه بچه رفلاکس رفلاکس پوشک پوشک پوشک