۳۵ پاسخ

خداروشکر بخیر گذشت
من اصلا نمیتونم بسپارم ب مادر شوهرم نگران میشم

باز خوبه داوطلب شده. مادرشوهر من که تو مهمونی هم سمتش نمیومد. میگفت ببخشید جلو نمیام چون گریه می‌کنه 😆 تازه اون موقع سه ماهش بود. الان که پیش خواهرامم جرات ندارم بذارم انقد که به خودم وابسته س. چه برسه مادرشوهرم که کلا غریبه س و صد روز یبار شاید از دور بچه ببینتش😂

من خودم بزور میدم بغلش نهایتش میرم دسشویی رو توالت فرنگی میشینم گیم بازی میکنم اعصابم کمی درست بشه🤣🤣 تفریح من اینهههه

اااای قشنگ بالام
ایلینم رامتینو اذیت میکنه روسری میپوشونه بهش

ااای بو قاینانالار الرنن
ماهم اعتبار نمیکنیم پیشش بزاریم

سلام درخاست بده گل داشته باشمت❤️😍

عزیزم 😂😂😂😘😘😘
منم دلم نمی یاد بزارمش جا مادر شوهرم (زن دومم)هست مادر همسرم فوت شده خدا رحمتش کنه
مامانم یه چیز دیگست جا عمشم میزارم خوبه

پسری ک من میخام😝😂

ای خدا من فدات بشم بچه زهرا جون بی زحمت پی وی چک کن یه سوال اونجا ازت پرسیدم گلم

وااایی خودااا ماشاالله شبیه خودته خوشگل پسر 😍😍😍😁😁😁
پسر مامان باریکلا بهش 💪🤌

ننه قیافشووووو🥰🥰🥰

بوش قاداسین الیم یاخجی الیب ۶ایلیخ اوشاخ دا بولور قینانا نمنه دی😂😂😂من عمرااااا به جز مامانم به کس دیگه ای بچه نمیدم

اوو خدااااا چی جیگره
هزار ماشاءالله😘

😂😂😂وای قسمت همه الهی

اوخدا جیگرش برم من

مادر شوهرا در قسمت بچه داری خطرناکترینن🫢

🤣🤣🤣یامان اوغلاندی

پسر منم کلا مادرشوهر واقدام شوهرمو میبینه میزنه زیر گریه

زهرا میگم راستین هم موقع دندون درآوردن سرماخوردگی گرفته بود

وای یعنی میشه منم اونروزو ببینم رامان اینجوری کنه ؟؟😬دوست دارم عین کوالا اویزونم باشه 😁😁😁

ای جانممم چه پسمل خوشگلییی

آی الاه نه دوزلی دی 😂😘

خیلی بدی زهرا🤣🤣

اوخییی🤣🤣

😂😂😂وایییی چ ضدحالی خوردن
بنظرم نینی بعدی باید حتما دختر باشه خیلی ناز میشه 😁

وای من که اصلا جرعت نمیکنم پنج دقیقه هم بچمو بدم مادر شوهرم حتما خودم باید باشم و ببینمش

ای خوشگل خوشگل🥰🥰😍😍

ساق اول اقلُم جان😘

😂ای جونم. ماچ. بهش.

لباسشو از تربچه خریدی؟؟

اخی😂😂😂

🤣🤣🤣

خودااااا

اییی دمت گرم بچه جون😂

چراتاپیکاتونشون نمیده برام🥺
قربونش برم هوای مامانشو خوب داشته😍😘

منم بدم میاد جایی بزارمش
البته خونه مامانم میزارم

خداروشكر سربلند بيرون اومدي از اين امتحان الهي🤣🤣🤣🤣❤️

سوال های مرتبط

مامان مامان توت فرنگی🍓 مامان مامان توت فرنگی🍓 ۱۶ ماهگی
من آروم در گوش همسرم گفتم ببین اجازه نده روغن زیتون بریزه تو گوش بچه این فقط سه ماه و نیمشه و خطرناکه همسرم گف باشه … دایی ش روغن و گرم کرد و آورد بریزه تو گوش بچه و همسرم گف دایی این بچه اول ماست و ما زیادی وسواسیم خودمونم میدونیم ک زیاد وسواس بودن خوب نیس ولی خب طول میکشع چون تجربه اولمونه دایی شم اصرار اصرار و گوش بچه رو گرفته بود داشت کله بچه رو کج می‌کرد که بریزه تو گوشش تا اینکه مادرشوهرم ب شوهرم گف چیکار داری بزار بریزه 🫠🫠🫠و چون مادرشوهرم گف همسرم کوتاه اومد و دیگ هیچی نگف من دیدم اینجوری شد آروم ب مادرشوهرم گفتم لطفا شما دخالت نکنید 🙏🏼آقا اینو من نگفتمممم انگار فوش ناموس بهش دادم 😐😐😐یهو دراز کشید وسط خونه گف حالم بده فشارم رف بالا این به من حرف زد 😐😐😐بعد همسرم گف ب مادرم چی گفتی ؟ حالا بچه هم گریه می‌کرد من بچه رو گرفتم بغلم دیدم تو جفت گوشاش روغن ریخته و کار از کار گذشته 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️خلاصه مادرشوهرم کولی بازی دروورد بعدشم که اومدیم تهران پدرشوهرمو پر کرد اونم اومد توپید ب من …و از همون موقع باهاشون رفت و آمد نمیکنم ولی هفته ای یه بار بچه رو میدم همسرم ببره الان بنظرتون کار من اشتباه بوده ؟🥺🥺❤️❤️