۱۰ پاسخ

داشتم کامنت ها رو می خوندم. فکر می کردم فقط خودم اینجوریم.

شوهر من همیشه میگه یکی دو ساعت بچه رو بذار خونه مامانم‌و خودت بخواب اصلااا نمیتونم میگم تا کنارم نباشه نمیتونم بخوابم

پس چرا من این احساسو ندارم🥲🥲😐😐

دخترم عادت داره بازوم بگیره بخوابه یشب نگیره خودم خوابم نمیبره بیشترازدخترم من وابشتم😥

منی که این ۶ ماه و نیم سر جمع دو ساعت از نور دور نبودم و سه ماه دیگه باید برگردم سر کار... بهش فکر هم میکنم تپش قلب میگیرم واقعا نمی‌دونم چیکار کنم کاش میشد مثل کانگورو بندازمش تو کیسه م و با خودم ببرمش سر کار 🥲🥲♥️

وای دقیقا درسته
منم دیروز جاریم دخترمو برد خونشون ک طبقه پایین خودمونن ینی انقدر من کلافه بود هی میرفتم تو پله ها میگفتم بیام ببرمش میگفت نه ارومه بازی میکنه
انگار واقعا قلبم بیرون بدنم بود🥺

میفهمم چی میگی
منم یوقتایی میذارمش پیش مادرشوهرم تا به یه سری کارام برسم با اینکه طبقه بالا هستن و خیالم راحته ازشون و تا ببینن بچه بیقرار میشه میارنش پایین ولی باز هم همه وجودم استرسه

الهی عزیزم
دقیقا منم همینجورم از سرشب جای مامانمه دل تو دلم نیس برم ببوسمش

منم همینجوری هستم بچه میزارم پیش مامانم میرم با دخترم خرید دلم همیشه پیشش میمونه ولی مامانم از من بیشتر مواظبش هست 😘

اخ چقدر میفهممت
چند باری شده امیر حسینو گذاشتم پیش مامانم یا مادرشوهرم
قلبم میخواست از جاش دربیاد
واقعا میمیرم من اگه یه ثانیه پیشم نباشه
من بیشتر وابستشم

سوال های مرتبط