۶ پاسخ

2ماهه از شیر گرفتمش همش میاد لباسمو میزنه بالا میگه می می
شبا بازومو مک میزنه بازم میگه می می نمیدونم چرا فراموش نمیکنه

من دخترم الان 10روز گرفتم موقع خاب یادش میاد میگه جو جو یا میره رو بالشتش میخابع میگه جو جو

چطوری از شیشه گرفتی؟
شیرخشک دیگ نمیدم ولی با شیشه میخوابه دخترم

من دو هفته میشه از شیر گرفتم ولی بعضی وقتا میاد میگه جی جی میخوام 😬

عزیزم چیکار کردی؟ من واقعا استرس دارم و هنوز قطع نکردم
یهو هم نمیشه چون درخواست شیر میکنه موقع خواب
بالش و پتوشو که میبینه میکه شیر میخوام

همین الان میتونی بگی عزیزم ❤️

سوال های مرتبط

مامان لیانا🍓 مامان لیانا🍓 ۳ سالگی
💙پیرو‌ تاپیک قبل💙


✨روش ۴*۴ از شیر گرفتن✨


۱۶ روز طول میکشه
۴تا ۴ روز
۴ روز اول= از صبح که از خواب بیدار میشه تا ساعت ۱۲ ظهر شیر نمیدیم بعد از اون هروقت خواست بهش شیر میدیم تا صبح روز بعد

۴ روز دوم= تا ۶ بعدازظهر شیر نمیدیم بعدش هروقت خواست شیر میدیم تا صبح روز بعد

۴ روز سوم= کلا بهش شیر نمیدیم حتی قبل از خواب شبش( با روش های دیگه
میخوابونیمش مثلا رو پا، دور دور با ماشین، تاب دادن و….) وقتی خوابش برد تو خواب عمیق بهش شیر میدیم که سینه ها هم تخلیه بشه

۴ روز چهارم هم که حذف شیر شبه و‌این روزای اخر سختتر میگذره دیگه کلا شیر حذف میشه

من تو این مدت همش سر دخترمو گرم میکردم یعنی برنامه ریزی کرده بودم یا هرروز میرفتیم بیرون یا مهمون داشتم بقیه وقتارو‌هم که بهونه میگرفت یا بهش خوراکی میدادم یا باهاش بازی میکردم…
البته همسرمم خیلی بهم کمک کرد بعضی وقتا میبردش پارک
بعضی وقتا با ماشین دورش میزد…
راستی اصلا جلوش دراز نمیکشیدم چون یادش میوفتاد بیاد شیر بخوره همش مشغول کارکردن بودم تو خونه پدرم دراومد😂😂😂
در کل اصلا اون چیزی که فکر میکنیم نیست بچه ها به یه درکی رسیدن دیگه …
من اصلا نه تلخک زدم❌
نه چسب زدم ❌
هیچیییییی❌

بقیش تو کامنتا👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
مامان دخملی👧🏻🍓 مامان دخملی👧🏻🍓 ۱ سالگی
سلام مامانا تجربه من واسه از شیرخشک گرفتن اینجوری شد که
من داشتم به روش تدریجی شیرشو کم میکردم و واقعا هم موفق شده بودم یهو نمیدونم چرا از دوماه پیش درخواست شیرش زیاد شد جوری که حتی از قبل اینکه شروع کنم روند کاهش تدریجی شیرشو هم بیشتر شیر میخواست شب قبل خواب یه عالم چندبار طی شب کلی صبح و برای هرخواب چ ظهر چ شب داستان ها داشتیم بدغذایی به اوج رسید و نگران دندون هاش بودم ولی از از شیر گرفتن میترسیدم واقعیتش دختر من بسیار بچه لجبازیه خلاصه این داستان ۲ ماه اعصاب برا من و همسرم نذاشته بود تا اینکه از ۳/۴ روز پیش یهو وارد فاز صبحونه رو نمیخورم شیر بده ناهارو دوست نداشت شیر بده و.... شد خلاصه طی روز هرموقع احساس گرسنگی میکرد فقط شیر میخواست و دیگه از فاز شیر موقع خواب خارج شدیم دیروز ظهر دیگه طاقتم به سر رسید و بعد اینکه ناهار نخورد و لج شیر گرفت شیر درست کردم ولی توش آبلیمو ریختم و بعد اینکه یکم چشید غر زد گفتم شیرت اخ شده مامان شیر خواست باز دوباره جلو چشمش شیر درست کردم قایمکی باز آبلیمو ریختم و چشید گفتم خراب شده شیر مامانی خلاصه اصلا باورم نمیشه اونقدر که فکر میکردم لجبازی نکرد دیروز هم با کلی راه رفتن تو خونه تو بغلم خوابید شب هم همین طور الانم از صبح بیرون بردمش و خسته شد سریع خوابید ولی از شیشه نتونستم فعلا بگیرم و تو شیشه آب میخواد خلاصه سومین خواب بدون شیرو گذروندیم و خودشم میگه مامان شی شی اَخ؟ میگم اخ قانع میشه
حالا بزرگواران شیشه رو چجوری بگیرم موقع خواب آب میخواد تو شیشه که میک بزنه بخابه