۱۰ پاسخ

گفتی تریاک میکشه خب موضوع همینه کشیدن تریاک کلا میل جنسیشون و خاموش کرده شوهر من باردار بودم فهمیدم می‌کشه بعد من فکر میکردم بخاطر منه که حامله ام مراعات می‌کنه رابطه نداریم نگو کلا میل نداره کل نه ماه دو بار رابطه داشتیم اونم بدون لذت برای من شد چون اون میل نداشت ادا درمی‌آورد و من می‌فهمیدم بعد که ترک کرد کم کم نرمال شد....و الان بعد پنج سال خوبه مصرفش کم بود شوهر شما چطور؟

خودارضایی که راهش نیس حرامه

بره دارو خونه قرص بگیره ک دیرتر ارضا شه

از اول زندگی زناشویی باهم یه شرطی بزارید که پایبند باشید تو رابطه من همسرم اولویت منم بعد همسرم تو رابطه از چی خوشمون میاد با چی تحریک میشیم حتی چه پوزیشنی هردو میدونین با شوهرت حرف بزن مشکلتون حل کنید تا سرد از همسرتو زندگیت نشدی

منم مثل تو هستم

از اول زندگی ت شوهرت همین طوری سرد بوده یا الان اینطوری شوده

میتونی بری مشاوره های سک س درمانی حداقل. اینجوری خودارضایی کلی عوارض داره. عزیزم. شوهرت زود انزالی داره ؟ پوزیشن مختلف عوض کنید حداقل. اذیت نشی با شوهرت حتما صحبت کن

خب عزیزم اینکه راهش نیست
بدتر صدمه میبینی
قشنگ بشین مسئلت رو با همسرت درمیون بذار و حلش کن

دلیلشو پرسیدی مستقیم ازش؟

😐😐😐😐😐

سوال های مرتبط

مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۶ سالگی
سلام میشه لطفا یه راهنمایی کنید و کار درست چیه؟ یه همسایه داریم پسرش یه سال و نیم از پسر من بزرگتره، مغازه شون و خونه مادربزرگ مادری این پسر بچه روبروی خونه ماست و خونه خودشون کوچه کناری خونه ماست، بعد اون به خاطر مغازه شون خب هر روز دم در مغاره شون و خونه مادربزرگشه،بعد اون دورش شلوغه و پسر دایی دختر دایی دختر خاله و پسرخاله و کلی هستن دورش، مادرشم همش تو کوچه ست و باهمه سلام و علیک، پسر منم 24ی لای در وایمیسته که اون پسره که اسمش امیر عباسه رو ببینه و هی پشت سر هم صداش میکنه که بیاد باهاش بازی کنه، البته فک کنم اینکه پسر من تنهاست بی تاثیر نیست و من و باباش هم کلی باهاش وقت میگذرونیم و بازی می‌کنیم ولی اصلا بیخیال اون پسره نمیشه و هی میره امیرعباس امیرعباس صداش میکنه، اونم گاهی میاد باهاش بازی میکنه وقتایی که دورش خلوت باشه و گاهی هم میگه نه نمیام و نمیدونم مامانم نمیذاره و این، بعد پسرم گریه میکنه که نمیاد باهام بازی کنه، هر چی هم میگم دیگه صداش نکن ولش کن وقتی نمیاد و نمی‌ذارن چرا هی صدا میکنی ولی این بچه من اصلا و ابدا حرفمونو گوش نمیده و یه ذره رفتارای اونا روش تاثیر نمیذاره و بی عاره، خیلی این موضوع اذیتم میکنه که اینقد این پسر من آویزون اونه و هیچی از جانب اون بچه و مادرش بهش برنمیخوره، باباش از سرکار میاد دنبالش اون ساعتا که بیا ببرمت پارک، ببرمت بیرون و یا پیش خودم، ولی بودن و موندن و منت کشی اون پسره رو ترجیح میده