۱۱ پاسخ

اهمیت نده عزیزم
یه عده آدم هستن که همیشه فاز منیفین
حتی خوش های زندگی رو هم با دید بد و منفی نگاه میکنن

سعی کن‌مدام به خودت انرژی مثبت بدی
همش خدارو شکر کن بابت اینکه تو انقدری براش ارزش داشتی انتخابت کرده یکی از بنده های نازشو امامت بسپره دستت

من آدمی بودم که به شدت روی خوابیدن و تایم خوابم حساس بودم
از وقتی دخترم دنیا اومد خواب منم دیگه تعطیل شد😅
ولی سعی می‌کردم به خودم انرژی بدم
وقتی بی خوابی شدید کشیدم و تازه میومدم بخوابم همون لحظه دخترم بیدارمیشد
بهش میگفت مامانی چه خوب کاری کردی بیدارشدی دلم برات یه ذره شده بود😍
بعد که خنده نازشو میدیدم واقعا دیگه همه خستگیام میرفت...

مهم اینه خودت چه دیدی داشته باشی به تک تک مراحل زندگی

بچه واقعا لذت داره...خیلی عشقه
دخترم واقعا درمون دردامه
واقعا درمون برام
هر دردی داشته باشم تو هر حال و شرایطی باشم بغلش که کنم تمام انرژی های خوب دنیا سرازیر میشه تو قلبم🥰

ببین ی بنده خدایی بهم گفت حالا ب دنیا نیومده اذیتت میکنه بذار بیاد بعدش نمیتونی هیچی بخوری و بخوابی و بعدش همه وسیله هاتو خراب میکنه و
منم ادامه دادم آره هرچیم بزرگتر شه زحمت و دردسرش بیشتر میشه ذاتا همینه دیگ مگ قراره زبونم لال بچه هامون بدو تولد مثل ی ادم بالغ رفتار کنن خو ما خودمونم همینیم
نمیدونم از گفتن این حرفا اصلا چ هدفی دارن
یا مثلا ب من میگن الان مثل کانگورو داری حملش میکنی راحتی دو روز دیگ حتی با خیال راحت نمیتونی بری دستشویی
خب من 30 سال با خیال راحت رفتم 2 سال با خیال ناراحت میرم تو خودم ک نمیتونم نگهش نمیدارم
این حرفا چرته واقعا

الهی فداتشم انقد دلت پر بوده 😂😋🥹🥹🥹ی سری سختیا داره ولی خدایی من همیشه مثبتشو گفتم ب کسای ک ندارن

چون دوست دارن حس ناکافی بودن بدن و بترسونن ادمارو
من اولی رو‌اوردم،دومی رو‌هم با چشم باز باردار شدم
میدونم شب بیداری و کولیک داره،میدونم دندون دراوردن داره
میدونم بی خوابی میکشم گاهی خسته میشه ولی هرچی میگذره شیرین تر میشه و سختی هاش کم‌میشه
البته ازحق نگذریم سختی هاش شیرینه یه‌موجود کوچولو خوش بو که تو رو خدای خودش میدونه و‌مال خودته،فقط تورو میخواد،شیردادن و بغل کردنش با خستگی هم ادمو به بهشت میرسونه ،یه حس ناب و خاص
توجه نکن به حرف دیگران فقط از لحظه هات لذت ببر ،چه بارداری چه زایمان چه بچه داری .مثل برق و باد میگذره ،زندگی به روال عادی برمی‌گرده ،باز میتونیم تا لنگ‌ظهرربخوابیم به خودمون برسیم
فقط باید لذت برررررد😍

آدمایی ک اینجوری می‌گن خودشون اذیت شدن چ ب لحاظ روحی چ جسمی فک میکنن همه قراره مثل اونا بشن..در حالی ک واقعا اینحوری نیست...مثلا اطرافیان منو خیلی از افسردگی تو بارداری میترسوندن وااای افسرده میشی بداخلاق میشی،عصبی میشی حوثله خودتم‌نداری و فلان،در حالی ک اصلا من هیچ کدوم از اینا سراغم نیومد
خوبه ک بدونن تجربه و روحیه هر شخصی متفاوته

چه حرفیه خوب من الان بچه دوممه به همه کارامم میرسم

منم اولیموکه اوردم همین حرفارومیزدن بهم همش به نظر به روحیات ادما بستگی داره اینکه یه نفر ادم فعالیه وهمش در حال تمیزکاریه با کسی که اصلا براش مهم نیس خونش تمیز باشه یا نه خیلی باهم فرق دارن واینکه صبر وحوصله هر ادمی هم با یکی دیگه فرق می کنه

بعدشم بگو نترسید به کمک شما احتیاجی نیست خیلی سخت بود پرستار می گیریم

ای بابایا واقعا اصلا بلد نیستن چی بگن بلد نیستی دهنتو ببند خب برای چی میگی هر کسی قرار نیست زندگیش مثل تو باشه که برای هر کس اون دوران ی جوری میگذره تو چرا باید هر دوران و زهرمارش کنی بارداری میگن اره حالا سختی هاش مونده میخواد تموم میشه اووو هر شب تا صبح باید بیدار بمونی هی هست نمیزارن ادم از اون لحظه اش لذت ببره البته که من اصلا اهمیت نمیدم

بهشون بگو مثلا صبر کنیم تا عمر مون رد شه کلا با دوا دکتر حامله بشیم ؛ بعدشم بچه دار شدن یه تصمیم شخصیه به کسی ربطی نداره . الان افرادی که بچه بزرگ دارن از همون اول بچه هاشون بزرگ بودن و مودب یه جا نشسته بودن . درسته سخته ولی شیرینه.

منو هرکی میبینه میگه خوب خوشی کن که روزای خوبته بدنیا بیاد بیچاره ایی فلان☹️ولی من هرچقدم اذیت بشم قبول کردم این مسئولیت رو پس اذیت هاش هم برام شیرینه

سوال های مرتبط

مامان راینیک مامان راینیک روزهای ابتدایی تولد
خانما هر چی میگذره من ترسم بیشتر میشه چون پسری هم یهو اومد بدون برنامه ریزی الان همش میگم یعنی تا سه چهار ماه دیگه فقط وقت دارم برای خودم باشم بعد اون همش باید به یکی رسیدگی کنم تایم خواب و خوراک و همه چی م بهم میریزه باید دیگه فقط در حال یاد دادن و تربیت و بزرگ کردنش باشم چمیدونم راه رفتن یاد بدم پوشک گرفتن حرف زدن ووووو کلی چیز دیگه من خودم هنوز کامل نیستم چطور می‌خوام به یکی دیگه راه و رسم زندگی یاد بدم اصلا از پسش برمیام یا نه چند سال دیگه همش صبح پاشو ببر مدرسه بیار مشق بنویس وای من که اصلا مخم نمیکشه خیلی میترسم نمی‌دونم طبیعیه هست یا نه ولی خیلی ذهنم درگیره من از نظر ذهنی هنوز آمادگی شو ندارم من صبح تا شب میرفتم سرکار کارگاه مون الان دیگه نمیتونم بعد بچه برم چون کسی نیست نگه ش داره دست تنهام کارگاه هم نمیشه بچه رو برد که محیط مناسب نیست از یه طرف سرکار نرم کارمون لنگ می‌مونه نصف کارا دست منه نمی‌دونم دیگه چیکار باید بکنم




#بارداری
#فرزند پروری