پارت دوم تجربه زایمان 🫠🩵
سزارین اختیاری

دکترم قبول کرد و نامه رو داد ولی قول گرفت
توسه چهار روز باقی مونده روزی یبار برم ان اس تی(بند ناف،آب کم)
وحواسم ب حرکاتش باشه، خودمم استراحت کنم
منم که‌خودم خیلی نگران بودم گفتم حتما میرم و حواسم هست

فردای ویزیت دکتر و‌سونو
انگار حساس تر شده بودم ولی پاهام درد پریودی داشت و حس میکردم شکمم داره کوچکتر میشه و حرکاتش خیلی کم شده
عصر روز سه شنبه رفتم ان اس تی ولی ضربان قلبش خیلی کند بود
ماما همراه گفت که یا بچه خوابه یا حال نداره این ان اس تی خوب نیست
و مورد قبولم نیست(خوشبختانه همون ماما مطب کترم بود و شرایطم همخ چیز رو‌میدونست)
گفت بهت اکسیژن وصل میکنم و یه سرم میرنم برا حرکات جنین و دوباره ان اس تی میگیرم
قبول کردم ولی بعد دوسه ساعت و کارهایی که گفت بازم حرکاتش کم بود
و گفت یه جای کار میلنگه بعد این کارها باید حداقل۶-۸ حرکت بده
در همین حین یه درد و انقباض و سفت شدن شکم اومد سراغم در حد پنج دیقه ولی خیلی شدیددد
واقعا برام عجیب بود و تاحالا درد این شکلی نداشتم
گفتم یعنی برا بستن بند ان اس تی بود گفتش نه این درد رو‌تو دستگاه نشون داد و این دستگاه فقط درد زایمانو نشون میده..
و احتمال میدم رحمت داره باز میشه برای زایمان طبیعی...

#بارداری #فرزند_پروری

تصویر
۵ پاسخ

مبارک باشه عزیزم بسلامتی قدمش مبارک

🥹🥹😭

چند هفته بودی ک دردت گرفت؟

بعدش😐

مبارک باشه گلم

سوال های مرتبط

مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_زایمان1
سلام مامانا🖐🏻من دوشنبه رفته بودم مطب دکترم، معاینه تحریکی کرد و گفت دوسانتِ خوب بازه و فردا یعنی سه شنبه برم بیمارستان و ان اس تی بدم.
نه دردی داشتم نه چیزی، فقط برای ان اس تی رفته بودم بیمارستان که گفتن نوار قلب بچه اصلا خوب نیست و فقط داره انقباض نشون میده. دستی معاینه کرد ولی انقباضی نداشتم نمی دونم چرا دستگاه های ان اس تی انقباض نشون میدادن.
دوباره تو بیمارستان منو معاینه کردن و گفتن ۲ به ۳ سانتم و باید بستری بشم.
هرچقدر مقاومت کردم که بستری نشم ولی قبول نکردن دیگه دکترم اومد و گفت حتما باید بستری شم من دیدم چاره ای ندارم و بستری شدم.
تو لیبر بستری شدم و آبمیوه خوردم و دوباره ان اس تی گرفتن، این سری ان اس تی خوب بود من فکر می کردم مرخصم کنن ولی دیگه گفتن باید همین امروز زایمان کنم.
هیچ دردی نداشتم برای همین خیلی استرس داشتم...
شروع کردم به راه رفتن و اسکات زدن، سعی کردم بیشتر تحرک داشته باشم تا بخوام دراز بکشم و بشینم.
من مامای همراه گرفته بودم و از اول بالای سرم بود.
واقعا مامای همراه معرکه ست و اگه مامای همراه نداشتم نمی دونستم باید چیکار می کردم...