۵ پاسخ

منم دوتا پسر ۵ و ۲ ساله دارم.توجه کردم وقتی من بینشون دخالت نکنم زود آشتی میکنن همو بغل میکنن و تمام
اما اگه من دخالت کنم بینشون بدتر میشه اوضاع
منم گهگاه میگم خدا بگم چکار کنه اون مشاور احمق رو ،که گفت این فاصله سنی خوبه

این مسائل از اول تا آخر بین بچها هست. منم دومیم 25 ماهشه. خیلی دعوا میکنن. من فقط دقت میکنم مقایسه و قضاوت نکنم بین شون.
عصبانی هم میشم جفتشونو دعوا میکنم. یکیو میفرستم این اتاق یکی اون اتاق. میگم حق ندارید با هم بازی کنین. بعد 5 دقیقه انگار میخان عملیات انتحاری انجام بدن از لای در چشم و ابرو میان😂
یهو یکی شون با سرعت میره اون یکی اتاق که مثلا من نبینم. 😂😂

تو‌ فامیل ما هرکی دوتا اورده بالای ۸ سال اختلاف دارن خیلی هم راضی ان الان با حرفات منم مصمم شدم بزارم حدقل ۷ سالش شه بعد بیارم 😄

بهتره بزرگ تره رو بفرستی مهد تا سرگرم باشه

بیشتر بهش توجه کن نقاشی بکش .بازی کن .کاردستی درست

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
مامانا هزار بار اینجا گفتم ولی چاره ای ندارم جایی رو ندارم اینجا میگم این حجم از فشار ازم کم بشه ببخشید
به خدا دارم میمیرم دارم دیونه میشم انقدر مشکلات داریم که قلبم داره میترکه این بچه دومم هم اصلا خواب نداره خوابشو زیر سینه میکنه بعد بلند میشه حتی ده دقیقه در روز نمیخوابه واسه یه کاری اگه بلند شم انقدر گریه میکنه که انگار من مردم هوار میزنه هر چی بخوام امتحان کنم نرم پیشش انقدر گریه و هوار میزنه که زود میرم بغلش هم هستم باید بغلش کنم بشینه داغون شدم یه لحظه به حالت دراز کش بذارمش نمی مونه دیونه شدم موقع انجام یه کاری انقدر استرس میگیرم انقدر از گریه هاش عصبی میشم که قلبم میخواد از تنم بیاد بیرون خونه زندگی رو هوا دورمون میبینم پاهام قفله نمیتونم پاشم تمیز کنم شیرم که نمیخوره به زور وقتی خواب‌آلوده هست زیر سینه میخوره یا میدونم با زجر با قاشق میدم بهش شیرخشکم همینکارو میکنه امروز انقدر عصبی شدم و گریه کردم که حس میکنم شیرم به شدت کم شده یه دل سیر واسه اونم گریه کردمو استرس گرفتم بخدا دارم دیونه میشم دارم چیه دیونه شدم دارم میمیرم سه ماه و بیست روزشه کولیک داره بهش اینفاکول هم میدم ببین بخدا بعد شیر که میخوره حتی شیرخشک دفع خوب بعد گاز معده هم خارج میکنه اروغم میزنه بازم از بغلش پاشم گریه میکنه تو بگو پنج دقیقه بعد شرایط خوبش خوب باشه هم نیست