مامانا هزار بار اینجا گفتم ولی چاره ای ندارم جایی رو ندارم اینجا میگم این حجم از فشار ازم کم بشه ببخشید
به خدا دارم میمیرم دارم دیونه میشم انقدر مشکلات داریم که قلبم داره میترکه این بچه دومم هم اصلا خواب نداره خوابشو زیر سینه میکنه بعد بلند میشه حتی ده دقیقه در روز نمیخوابه واسه یه کاری اگه بلند شم انقدر گریه میکنه که انگار من مردم هوار میزنه هر چی بخوام امتحان کنم نرم پیشش انقدر گریه و هوار میزنه که زود میرم بغلش هم هستم باید بغلش کنم بشینه داغون شدم یه لحظه به حالت دراز کش بذارمش نمی مونه دیونه شدم موقع انجام یه کاری انقدر استرس میگیرم انقدر از گریه هاش عصبی میشم که قلبم میخواد از تنم بیاد بیرون خونه زندگی رو هوا دورمون میبینم پاهام قفله نمیتونم پاشم تمیز کنم شیرم که نمیخوره به زور وقتی خواب‌آلوده هست زیر سینه میخوره یا میدونم با زجر با قاشق میدم بهش شیرخشکم همینکارو میکنه امروز انقدر عصبی شدم و گریه کردم که حس میکنم شیرم به شدت کم شده یه دل سیر واسه اونم گریه کردمو استرس گرفتم بخدا دارم دیونه میشم دارم چیه دیونه شدم دارم میمیرم سه ماه و بیست روزشه کولیک داره بهش اینفاکول هم میدم ببین بخدا بعد شیر که میخوره حتی شیرخشک دفع خوب بعد گاز معده هم خارج میکنه اروغم میزنه بازم از بغلش پاشم گریه میکنه تو بگو پنج دقیقه بعد شرایط خوبش خوب باشه هم نیست

۱۳ پاسخ

یه دکتر ببرش حتما

یه گهواره بزار وقتی خواب رفت
بچه رو توی لباس های خودت بزار توگهواره وبخوابون
بچه بوی مادر وحس کنه آروم میشه
با گوشی ات هم صدای اب ودانلود کن
براش پخش کن بزار این صدا هم توگوشش باشه حداقل یکساعت وباید بخوابه

سلام عزیزم خسته نباشی
تنها نیستی هر کدوم از ما مادرها سختی هایی رو تحمل کردیم
اگه کریر داره بزار و زیر سرش بلند میشه رو اون تاب بده و شیر بده بهش گریه هم کرد بغلش نکن زیر سر بچه تون همیشه یکم بالا نگهداری رفلاکس هم اذیت میکنه
یه عروس بی خطر که دکمه و ...نداشته باشه منظورم چیزی نداشته باشه بکنه بزار دهنش کنارش بزار آروم بشه

واقعا مادر نیاز به کمک داره تا بچه هاش بزرگ کنه

تموم مرحله ها میره
اگه میتونی شام زیاد بزار تا برای فردا نهارتون بمونه
یا غذا بپز بزار فریزر مادرهای شاغل چطوری میکنن از اونا سوال کن تا تایم پختن غذات کم بشه
هربار خونه رو تمیز نکن هفته ایی یبار کافیه
از تمیز کاری زیاد دست بکش
بچه گلت بزرگ کن
از حساسیت ها کم کن در مورد خونه داری تا اعصاب و روانت بهم نریزه
بیخیال خیلی چیزها باش خیلی راحته میبینی چقدر راحت شدی
اگه تو خونه زیاد کار میکنی بیش از اندازه خودت داغون میکنی و بچه داری کنارش اوتموقع برات اعصابی نمیمونه شروع دکتر و ....
غذا مهمه بقیه به چشم نمیاد گلم

عزیزم دقیقا شرایط ۵ سال پیش منو گفتی ،دکترم هم می‌بردم فایده نداشت کولیک داشت همش بغل اصلا دیگ نفسی برام نمی موند،تحمل کن میگذره

گلم احتمال رفلاکس پنهان داره
اینو حتما چک کن

و ی سونو شکم و لگن بده

با توجه ب تجربیات گریه های بیش از حد پسرم گفتم گلم

و کاملا درکت میکنم چون خیلی سخته

بنظرم برای درد دل خودت معذب نکن بالاخره ما که هیچ کاری حضوری نمیتونیم برات انجام بدیم حداقل شاید با حرف زدن آروم شی
اگه روزی صد تا تاپیک بزاری من یکی با حوصله میخونمش

این حجم از گریه واقعا سخته
منم وقتی بچه گریه میکنه بدنم قفل میشه سر میشم نمیتونم تکون بخورم یا کاری کنم
اخه کولیک فک کنم بیشتر شبا اذیتشون میکنه
دندون بنظرت زود نیست؟
شاید بچه رفلاکسی چیزی داره اسید معده ش میاد بالا اذیت میشه

بهش گرایپ میکسجر بده نفخ شکم وباد شکم وشکم درد اون طوری می‌کنه می‌زاری زمین گریه می‌کنه از خواب بیدار میشه گریه می‌کنه اون زبون نداره

پسر منم همینجوری بود.دکترم بردم اثری نداشت تا ۶ماه همین اوضاع بود .مادر شوهرم کمکم می‌کرد.یه مدت طوری شد که هر دوتامون کم آوردیم شوهرمم کارشو ول کرد با ما بچه نگه می‌داشت.خیلی سخته درکت میکنم.ولی الان که بزرگ شده بر عکس خیلی آروم وعاقله شیطنت بچه های دیگرو نداره.

ببین عزیزم کولیک معمولا تا چهار ماهگیه من فکر میکنم پسرت درحال حاضر مشکل دیگه ای داره. بهت گفتم استامینیوفن روی لثه رو امتحان کن. امتحان کردی؟

من یادمه میذاشتم تو کریر بعد میذاشتم تو کالسکه وصل میشد با خودم میگردوندم بزرگترم شد روروئک گذاشتم چاره چیه بزرگ میشن خوب میشن دختر من خوب شده

عین ارتینه یعنی از ترس دیگ‌بچه نمیارم تجربه بدی بود هرروز مرگو به چشمم مییدیدم الان نوعی دیگه داره زجر کشم‌میکنه

یه چکاب کامل ببرش حتما یه مشکلی داره
بچه سالم اینمدلی نیست
کولبگ هم اینطوری نییت

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۵ سالگی
خدایا شکرت به قرآن نمی‌خوام ناشکری کنم فقط دارم روانی میشم خدایا کم آوردم خدایا خودت کمکم کن مردم به قرآن
این بچه از صبح که بیدار میشه یک ثانیه نمیخوابه یه ثانیه بلند شم گریه میکنم یه جوری که انگار مردم یک ساعتم نیام جوری گریه میکنه و قطع نمیکنه که از استرس میمیری اون از صبح نشستن در کنارش و تو بغلت بودن که کمرت دولا شدن به کنار نمیتونی هیچی کوفت کنی به کنار با این حالت باید شیر بدی به کنار کارای اون یکی بچه هست به کنار
مثلا عصر همسرم گفت میام میبرمت پیش بابا دوماهه بهشت زهرا نرفته بودم اوم حاضر شدنم با بدختی که مدام گریه واسه هر یه تکونم بعد نمیتونم اون یکی و حاضر کنم آخرشم به اون بدبخت میگم بیا شلوار یا جوراب ببر بابات یا خودت پات کن گریه میکنه میگه میخوام تو حاضرم کنی رفتیم اونجا برگشتیم شوهرم رفت سرکار گذاشتمش رو تخت لباسم در آرم خودش کشت هول هولی در اوردم دستشویی رفتم لباس اون یکی در اوردم اونو دستشویی بردم این همچنان هوار میزنه بغلش کردم شیرم نمیخورد ۹۰ سییشیرخشک قاشق قاشق بهش دادم بازی کرده ریخته شکمش کار کرد شستم عوضش کردم لباساشو عوض کردم گذاشتم باز رو تخت گریه گریه دو سه تا لباسشو باید بادست میشستم هول هولکی شستم بعد برنج و بذارم هوار میزد گریه قطع نمیکنه پسرم کلی ادا در میاره میپره بالا پایین یه لحظه قطع نمیکنه فقط گریههههه بد و بدو رفتم بغلش کردم شیر دادم خدایا حتی نمیرسم این وسطا یه لقمه یه چیزی کوفت کنم جون داشته باشم اعصابم داغون بار روانی که روته همه کارات بدوبدو با استرس اولش بچه رو بغل میکنی میگی به بغلت احتیاج داره باید اینکا و کنی چرا باید بعدش اینجوری بشی بخدا دارم میمیرم جون ندارم اعصاب ندارم سه ماه و ۲۴ روزه منتظرم یه روز راحت بیاد 😭🥺
مامان لنا✨ مامان لنا✨ ۵ سالگی
یه وقتایی خیلی خسته میشم از بچه داری ،خسته که میتونم بگم به آخر خط میرسم دیگه کشش ندارم 😭
چقدر بچه زور گو و بهونه گیر میتونه باشه خودم و همسرم به کنار خانواده منو هم اذیت میکنه خونه مادرشوهرم که نمیره بره هم هی میگه پاشین بریم یا من میرم خونه مامان جون ،
شب تا بخوابه منو لب مرگ میرسونه اول گشنشه بعد باید رو پای من بخوابه یه بالش میزاره دراز میکشه میگه قصه بگو اونم گوش نمیده فقط برا اذیت میگم باشه وسط قصه اونقدر حرصم میده نمیتونم داستان و ادامه بدم بعد مثل شکنجه میگه بگووووو بقیه اش و بگو بعد اون تشنه میشه یکم دراز میکشه میگه متکا سرد میخوام اونم برمیداره میزاره رو همون بالش میخوابه رو پای من بعد هم با پتو بازی میکنه هی بکش بردار بعد هم میگه پاهام و ماساژ بده یعنی هر شب تک تک اینا رو اجرا میکنه واقعا دیگه کشش ندارم حالم از هر چی بچه هست بهم میخوره در حدی که بیرون یه بچه ای گریه میکنه اعصابم خرد میشه این که گفتم فقط برا حوابیدتش هست طول روز هم کلی اینطوری زور میگه و بهونه میاره انگار با یه آدم بزرگتر از خودمون طرفیم به حدی رسیده همسرم اعصابش نمیکشه از بچه قهر میکنه البته تاثیری هم براش نداره عین خیالش نیست باباش قهر کرده من ناراحتم این حرف خودش و میزنه و رو خواسته اش هست یعنی من اون جا از دست این جون بدم ول نمیکنه میگه پاشو و اینکار رو بکن مثل قبل هم اعصابم نمیکشه داد میزنم سرش میگم نه نمیشه میبینه داد میزنم میره اتاقش از اونجا داد و بیداد مااااامان من میخوااااام
یعنی ببرمش پیش روانپزشک ؟ کسی بچه اش اینطوری هست یا فقط از شانس منه 🥲
مامان آرشا مامان آرشا ۵ سالگی
دوستان راهنماییم کنید من خیلی خستم فرسایش روحی روانی گرفتم از بس که پسرم نافرمانه و هیچ حرفی رو گوش نمیده و مدام کارای بد به عمد میکنه که بشین نکن بهش بگم خسته شدم کلافه شدم دلم ارامش میخواد
ایقد براکارای خوبش تشویقش میکنم ولی بیفایده اس به عمد اون کارو که تشویقش کردمو برعکسش انجام میده که بگم نکن
ایقد اروم و باحوصله بودم ولی چندمدته بی حوصله ترین شدم بخاطر کاراش
به حدی اذیتم میکنه که همه میگن هیچ بچه ای این کارا نمیکنه و البته خودمم. توی همسن و سالاش اصلا ندیدم که در این حد نافرمان باشه
حتی از خستگی زیاد و تموم شدن تاب و تحملمون چندین بار کتک خورده و حتی تهدید شده و ترسیده ولی انگااار نه انگار
موندم چکار کنم
دگه به مرحله ای رسیدم مه هم به اون هم خودم دارم اسیب میزنم
حتی ارزوی بیرون رفتن یا دورهمی باخیال راحت دارم
توماشین هم که دور میزنیم یه کاری به سرکون نیاره که صدبار پشیمون میشیم از بیرون رفتنمون
منم ادمم نیاز به ارامش دارم دگه موندم چطو باهاش رفتار کنم
جایزه و …بیفایده اس برا یه لحظه اش هس😔😔😔😔😔😔