۱۰ پاسخ

تولدش مبارک باشه گلم 😘😍
هنوز تو گهواره مگه میخوابه

تولدش مبارک باشه عزیزم

تولدت مبارک کوچولوی دوست داشتنی

تولدش مبارک عزیزدلم گندم منم بعد جشن مریض شده سرما خورده

مبارکهههه😘😘😘😘

تولدش مبارک باشه هنوز از ننوش استفاده میکنه؟

یک کیک درست کن روش شمع چیزی بزار با عروسکاش برای خودش جشن بگیره
بعدا تولد براش میگیری

تولدش مبارک عزیزم دخترمنم امروز تولدشه ولی واسش فعلا کاری نکردم

تولدش کلی مبارک الهی صدو بیست ساله بشه دختر خوشگل زودی هم خوب بشه🥲💗

تولدش پر تکرار انشالله که بهترینا براش رقم بخوره 🌹😍♥️

سوال های مرتبط

مامان رهام 🧸🤍 مامان رهام 🧸🤍 ۲ سالگی
این سال برای خیلیامون سخت گذشت حتی این ماه های آخر سال که دیگه خیلی اذیت شدیم و روح و روانمون کاملا به هم ریخت ولی هممون مجبوریم به ادامه زندگی چون بچه هامون هیچ گناهی ندارن 🫠
توی این یکی دو ماه خیلی اتفاقا افتاد رهام مریض شد و اورژانسی سه چهار ساعت بستری بود و یه هفته کامل مریض بود هیچی نمیخورد و وزنش سه چهار کیلو کم شد و بخاطر این شرایطم نتونستیم برای تولدش آتلیه ببریمش و نتونستم حتی یه کیک سفارش بدم و خب چون خودشم حالش خوب نبود و نیاز داشت به یک خوشحالی از ته دل ، خودشم میدونست که تولدشه چون پیشش خیلی میگفتم تولد ۲ سالگیته ، میخواستم یاد بگیره و هرکی پرسید چند سالته بگه دو سالم بخاطر همینم همش میگف کیک و تولد منم دلم نیومد و نخواستم ذوقش کور بشه و یه تولد مینیمال و ساده براش گرفتم و خواستم چیزایی براش بگیرم که خودش دوسشون داره و باهاشون خوشحال میشه خودم براش کیک ترامیسو درست کردم و این شد تولد ۲ سالگی و واقعی ترین سوپرایز برای پسر خوشگل مامان ✨️🤍🥹

تولد گل پسرم ۳ اسفند بود و این عکسم مال ۳ اسفنده ولی الان وقت کردم بزارم که شما هم اگه لازم بود ایده بگیرین 🥰❤️

فرزندپروری.فرزندپروری
مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
مامانا لطفاً راهنماییم کنید من مامان دو تا بچه شیر به شیرم که همیشه ش خدا کلی کار دارم.به سختی نهار و شام و صبحونه حاضر میکنم و به سختی خونه رو تمیز میکنم چون نمی‌رسم واقعا‌.دخترم که کوچیکتره چنان انرژی از من میگیره که همیشه ی خدا خستم.همش گریه می‌کنه نق میزنه شب و روزم خواب نداره.حالا ۱۹ مهر تولد پسر عزیزمه‌الهی قربونش برم تولد یک سالگی رو بردمش آتلیه و یه تولد سه نفری کوچیک براش گرفتم .میخاستم دو سالگی جبران کنم و همه رو دعوت کنم ولی هرچی فکر میکنم تو خودم نمی‌بینم که از پیش بربیام.من کارهای روزمره رو به سختی میتونم مدیریت کنم حالا نمی‌دونم با یه تدلد بزرگ چطوری بتونم.بخاطر همین ب همسرم گفتم امسالم چار نفری تولد بگیریم و ببریمش آتلیه و شهربازی چون من نمیتونم.ولی بیش از اندازه عذاب وجدان دارم .خیلی ناراحتم من برنامه های زیادی واسه ی پسرم داشتم ک دخترم از وقتی ب دنیا اومده نمی‌ذاره مثل قبلا بهش برسم😭بنظرتون هرجوری که هست تولد براش بگیرم یا نه؟