۸ پاسخ

واقعا👌

دقیقا من الان کمرم وپاهام انگارتیکه تیکه شدن نمتونم حداقل ی دقیقه بشینم ولی مجبورم بخاطر بچم هم مازن هاهوای همونداریم تای چیزی میگی همه بهت می توپن مگه چیکار میکنی ازصبح تاشب، 😤

واقعا حرف دل همه هماهاس

مادرم از قول مادر بزرگم‌می گفت که همیشه تو اوج خستگی و فرسودگی می گفته غیرتم‌منو می کشه
و من اینو بعد مادر شدن بارها تجربه کردم😂

باورکن پسرم دیروزتاحالامریض دیشب تاصبح نخوابیدم الان این یکی راهی مدرسه کردم ولی هشکی درکم نمیکنه

اشتباه کردم بچه دار شدم تا عمر دارم باید تاوان اشتباهم رو تو بیخوابیاش بکشم

حرف دلمو زدی یه جوری حالم بد بود امروز ،شوهرم متوجه شد گفت انگار خیلی خسته ای گفت انقد خسته ام دلم میخواد همین الان دنیا تموم شه

باورت میشه از خستگی حالت تهوع گرفتم
همچنان دارم دخترم میخوابونمش 🫩

سوال های مرتبط

مامان 💙ایران💙 مامان 💙ایران💙 ۴ سالگی
سلام
منو همسرم ارتباطمون با آدمها خیلی زیاده
از لحاظ کاری، ورزشی، فعالیتهای جانبی
ارتباط با همجور قشری رو داریم
از اونجاییکه پسرم باهامون در تمامی برنامه‌ها حضور داره مثله همایش‌ها و جلسات کاری منو پدرش، باشگاه و …
برخوردش طوری شده که اول به ما نگاه میکنه و بعد انجام میدا
و بعد میره سراغ بازیاش

اما از اول کلماتی مثل عمو و خاله و دایی و … رو فقط و فقط مخصوص آدمهای نزدیک و فامیل درجه یک و دو گذاشتیم
و بقیه رو به خانوم فلانی و آقای فلانی میگفتیم

الان برای پسرم خیلی راحت شده صدا زدن اسمها و اینکه به همه میگه شما
دست دادن رو دو سه روز شروع کرده اگر ما دست بدیم
ما اصلاً کلمه تو رو نمیگیم همیشه شماست، و این خودش نشونه احترامه (البته منو همسرم با دوستان صمیمی و خواهر و برادرمون تو میگیم)
و وقتی بزرگترها میشنوند که راد اینجوری صحبت میکنه اونها هم محترم صحبت میکنند با بچه ( بعضیا دیدید که شوخیهایی از دید خودشون بامزه میکنند تا با بچه ارتباط بگیرند)
و از طرفی قبل از بچه دار شدنمون نگرانیهایی از طرف دوستاتموپ میشنیدم که بچه‌هاشون با غریبه‌ها ارتباط صمیمی داشتن و یا نه گفتن براشون سخته
و
این جریان ترس از ارتباط با آدمهای غریبه و مخصوصا سمّی باعث شد از وقتیکه بچه‌دار شدیم حد و مرز در صحبت کردن رو بزاریم

شماها چه نوع آموزشی دادید؟! تو این زمینه؟!