۵ پاسخ

الهی عزیزم واقعا سخته خدا کمکت کنه

جاری منم اینجور بود ناگهانی بوده یا خودتون خاستید
عرب هستید فک کنم شما

نگران نباش عزیزم با وجود یه بچه کوچیک دومی سخته فقط مراقب باش ک مث من خدایی نکرده به مشکل نخوری منم از بس پا دخترم چرخیدم و بغل کردم تو ۲۶ هفته طول سرویکس شد ۱۸ و کامل استراحت مطلق شدم منت همه رو میکشم ک بتونم این روزا رو بگذرونم فقط مراقب خودت باش نزار بارداری رو برات سخت کنه بقیش میگذره

میدونم خیلی سخته که هیچ کس درکت نکنه زمان دخترم بارداریم وحشتناک بود تهوع های وحشتناک تا بعد زایمان درد شدید لگن و پا که گریه میکردم موقع راه رفتن و خونریزی دائمی
بعد زایمان افتضاح با سزارین اورژانسی که دخترم مدفوعش رو خورده بود و کلی سر همین بدبختی کشیدیم
چند روز بعد زایمان آنفولانزا گرفتم و تب و لرز شدید
بعد ۱۰ روز رفتم خونه خودم و چون خونه مادرم خیلی پله داره دیگه تا ۳ ماه نشد برم اونجا و حتی یکبار نیومد مادرم سر بزنه بهم
دخترم کولیک و رفلاکس شدید داشت و شبانه روز بیدار بود
همسرم سرش رو میکرد زیر پتو و میخوابید و من صبح تا شب و شب تا صبح بچه به بغل راه میرفتم تو خونه و گاها تا ۷۲ ساعت نمیشد حتی یک دقیقه بخوابم
بخیه هام باز شد
یک سال و نیم بدنم مدام عفونت میکرد و هرماه تعداد زیادی پنی‌سیلین میزدم ولی فایده نداشت تا یکم عفونت خوب میشد باز برمیگشت و یک سال و نیم من توی تب و لرز و بدن درد و گلو درد بودم
به همه چیز حساسیت پیدا کردم و هیچی نمیشد بخورم
تو تمام این مراحل تنهای تنها بودم نه همسرم درکی از وضعیتم داشت نه کس دیگه ای
بعد ۴۸ ساعت بیخوابی تا یک ساعت دخترم میخوابید همسرم توقع رابطه داشت و نه بیماری منو درک میکرد نه بیخوابی منو
دوسال و نیم زجر کشیدم با دختری که به خاطر معده ضعیفش هرچی میخورد رو مثل زن های باردار بالا میاورد با بیماری خودم و بیخوابی و درد بیماری و دندون درآوردن های وحشتناک دخترم
تا وضعیتم خوب شد و مریضیم خوب شد و دخترم خدا رو شکر از همه لحاظ عالی شد و اومدم یک نفس راحت بکشم دوباره باردار شدم
خدا رو شکر این بار هم همسرم درک میکنه و هم بارداریم راحته
اینا رو گفتم که بدونی کاملا درکت میکنم

منم این وضعم شده پسرت چند سالشه؟

سوال های مرتبط