۱۱ پاسخ

خدا خیرت بده اینقد همه ترسوندنمون فوبیا گرفتیم بخدا منم خیلیارو دیدم سزارین اونجوری که بعضییا میگن نبود اما اینقد بعضیا گفتم اینجوریه فلانه آدم استرس میکشتش

منم سزارین شدم خیلیییی راحت بودم خیلی هم راضی بودم صد بار هم برگردم عقب سزارین میکنم بقیه الکی فقط میترسونن بهترین کار کردی الان دوباره باردارم سزارین می‌خوام شم

سزارین خوبه راحته ولی سوند سوزش داره یا اولین راه رفتن سخته ۳ روز اول نشستن و بلند شدم یکم سخته درد هم نداره با شیاف حس هم نمیکنی دردارو یه سقط ۷هفته داشتم اون برام سخت تر از سزارین بود منم برگردم عقب سزارین انتخابمه باز

کجاش راحته خواهر😐😐من‌مردم زنده شدم از درد

سزارین به خود دکترتون خیلی بستگی داره چقد برش بزنه و چطور بخیه کنه دستش سبک باشه یا سنگین من پریسال ی خارج رحمی داشتم ک لوله ام و اسیب زده و ترکوند سزارینم کردن کامل درش اوردن دقیقا اولین راه رفتنم با کمک بود بقیش و خودم راه میرفتم مدام.ولی خب دردو داره نمیشه بگیم نداره ک من تقریبا بعد ۳روز کلا سرپا شدم و دردامم ب شدت کم شدو خفیف

خدارو شکر برات راحت بوده برا من سزارین اولم مردم زنده شدم الان باز پس فردا نوبت سزارین دارم از استرس اینکه دوباره قراره اون همه درد بکشم دارم میمیرم😢

دقیقا برا منم

خداراشکر که تجربه خوبی بوده براتون ، ولی واقعا بدن با بدن فرق داره ، من خیلی اذیت شدم و هیچوقت دیگه نمیخام تجربش کنم ، انشالله برای همه خوب باشه

منکه حالم از اتاق عملو زایشگا بهم میخوره

وای عزیزم حرفات قوت قلب من بود منو۴ساعت دیگه باید برم بیمارستان بستری شم واسه سزارین

دقیقا منم

سوال های مرتبط

مامان 🧸 اهورا 🍫 مامان 🧸 اهورا 🍫 ۹ ماهگی
تجربه زایمان سزارین»
سلام ب همه🥹🖐️
منو اهورا اومدیم تجربه زایمان سزارین براتون بزارم...
خیلی کلی میگم براتون....
سی و نو هفته بودم ک رفتم برا سز.از همون روز اول از طبیعی وحشت داشتم و با شناختی ک از خودم دارم حق داشتم...
خلاصه رفتم برا سزارین اختیاری با کلی زیر میزی دکترمو راضی کردم ب سزارین از مرحله سوند خیلی میترسیدم ولی اصلا اون چیزی ک فکر میکردم نبود خیلی راحت بود...
اما از بس منو ترسونده بودن وقتی اومد برام سوند بزارع همه بدنم می‌لرزید از شروع سوند گذاشتن تا پایان عمل و حتا بعد از اون همه بدنم استرس گرفته بود مثل بید میلرزیدم..‌
منو بردن اتاق عمل دل تو دلم نبود... آمپول بی حسی اصلا درد نداشت سرمو خم کردن و آروم برام آمپول و زدن پاهام سنگین شده بود خودشون جابه جاشون می‌کردن«سوندمو از بس ک نزاشتم پاهامو قشنگ باز کنه خوب نزاشته بود تو اتاق عمل باز شد و خود دکتر برام گذاشت وقتیکه کاملا بی حس بودم» خلاصه آمپول و ک زدن دیگه بدنم از لرزه وایستاد «من خیلی استرس داشتم و اصلا اوکی نبودم ن از درد ن از چیزی فقط میلرزیدم»
حس ک نمی‌کردم و نمی‌دیدم چون به پارچه سبز جلو چشمم زدن ولی وقتیکه شکممو باز کردن صداش میومد خش خش صدا میداد خلاصه شکممو که باز کردن یه فشار به سینم وارد شد درد نداشتااا ولی حس کردم دارن ی چیزیو ازم جدا می‌کنن خلاصه همون لحظه که سرم سنگین شد اهورام بدنیا آوردن صدای گریشو که شنیدم خود به خود اشگم اومد تو اتاق عمل دوتا پرستار کنار من بودن سعی میکردن منو آروم کنن باهام حرف میزدن مدام میگفتن حالت تهو نداری از این حرفا که نداشتم... فقط لبام رو هم نمیموند از شدت لرز منو 9 بردن اتاق عمل 9 و بیست دقیقه اهورام بدنیا اومد🥹💙🧿
ادامه پارت بعد»»»»
مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۹ ماهگی
پارت هشتم زایمان اول سزارین اختیاری🩵

من تو دو سه ساعت که از عمل دراومده بود فک کن دوتا شیاف استفاده کردم 😂 یکیو خودشون دادن ی بسته هم‌ من خودم داشتم همراه خودم 😂😂
میخاستم سومی هم بزارم دیگه ترسیدم نزاشتم اما اون مخدره دیگه دردم اروم کرده بود که دکترم اومد گفت در چه حالی گفتم الان یکم خوب شدم
گفت ۱۲ ساعت بعد اجازه خوردن بهت میدیم و بعد سوند میکشن که راه بری
که‌ اونم فرداش ساعت ۵ صبح میشد چون ساعت ۵ عصر عمل شده بودم ساعت ۵ صبح باید سوند میکشیدن قبل سوند کشیدن مامانم بهم چای داد با خرما و بعدش یکمی اش خوردم و ابمیوه هم داد بهم بعدش
اومدن سوندو کشیدن و گفتن از تخت بیا پایین که اونم یا خدا سخت ترین کار همین بود اولش یکم مامانم تختو اورد بالا و نشستم
بعدشم کم کم خودمو کشوندم و اومدم یواش یواش پایین فقط سخت ترینش باسنت بود که باسنتو نمیتونستی تکون بدی چون درد میکرد بخیه ها اما کم کم اومدم پایین و راه رفتم
ولی بعد اینکه یبار از تخت میای پایین بار های بعد تر هی راحت و راحت تر میشه واست و فقط اون اول اذیت میشی
من دو سه بار رفتم دسشویی و بعد راه رفتن خیلی بهتر شدم دردمم روز دوم فقط در حدی بود که یه دفعه مثل ضربان محکم میزد و ول میکرد در اون حد
مثل روز اولش خیلی شدید نبود
مامان 💙
بردین مامان 💙 بردین ۳ ماهگی
#پارت شیشم (تجربه من از سزارین)💐
بعد از ایستادن اولین قدم رو که برداشتم توی قسمت بخیه هام احساس درد کردم آدم نمیتونه گام بلند و کامل برداره گام های کوچیک و سخت حتی نمیتونی پات رو بزاری کم کم میکشی پا رو چند قدم اول اینطوره بعد کم کم بدن عادت به اون حالت میکنه
من با کمک میله های کمکی روی دیوار راه رفتم چیزی حدود طول یه راهرو رفت برگشت رفتم درد داشت اما قابل تحمل گاهیم سوزش که هرحا حس سوزش میکردم می ایستادم مجدد حرکت میکردم خوب میشد( البته قبل از بلند شدن روی تخت با پاهام بازی میکردم و حرکتشون میدادم که باعث شد راحت تر باشه راه رفتنم)
حین راه رفتن بدن آدم احساس ضعف داره که من با خوردن آبمیوه جلوی ضعفم رو میگرفتم بعد از پیاده روی مرحله سرویس بهداشتی رفتن بود که برخلاف تصور من که بنظرمیرسید خیلی سخته خیلیم ساده بود البته سرویس فرنگی و توی سرویس بیمارستان باز هم میله کمکی داشت که کارو راحت میکرد من وقتی که بلند شدم شرت یکبار مصرف و پوشک شورتی سایز بزرگ استفاده کردم که خیلیییی توصیه میکنم....
مامان دیار و درسین مامان دیار و درسین ۹ ماهگی
تجربه سزارین ۵
بعد از اینکه شروع کردم به خوردن ماما اومد و‌گفت که پاشو باید راه بری
وای چقدر من ازین مرحله میترسیدم چون از همه شنیدم سختترین قسمت سزارین همینه من پمپ درد گرفته بودم و قبل شروع کردن به راه رفتن چندبار دکمشو زدم بعد واس راه رفتن ازم جدا کردن پمپ و سرم رو ،خلاصه تختمو کامل دادن بالا حالت نشسته و آروم آروم پاهامو‌دادم پایین و با هزار سلام و صلوات اومدم پایین و راه رفتم خداروشکر در اون حد که فک میکردم وحشتناک نبود البته از قبلش هم برام هم شیاف گذاشته بودن و‌من چون اون‌موقع بی حس بودم خیلی متوجه نشدم خلاصه چندباری برام سرم و دارو تزریق میکردن و‌پمپ درد و هم وصل کردم اون شب چندباری پا شدم و راه رفتم و‌تمالت رفتم که اوکی بود چون میگفتن راه رفتن خوبه،تخت بیمارستانی خیلی کمک خوبیه من فک میکردم خب عالی دیگه همیطور راحت پا میشم و دراز میکشم ولی متاسفانه تو خونه و رو تخت معمولی اینجور نبود روز بعدش پاشدن برام سختترین کار شد حتما باید کسی دستمو میگرفت و تمام زورمو‌مینداختم رو دستم که شکمم چیزی حس نکنه شیاف استفاده میکردم تا حدودی کمک میکرد ولی درد و کامل از بین نمیبرد خداروشکر سردرد و گردن درد نداشتم ولی سوزش جای بخیه درد و‌گرفتگی عضلات شکم رو هنوزم بعد ۱۳ روز دارم هرروز جای زخممو‌میشستم با شامپو بچه و بعد سرم شستشو‌میزدم و با سشوار خشک میکردم و خداروشکر مشکلی پیش نیومد،امیدوارم زوزای آینده جسمم اوکی تر بشه که بتونم راحتتر به بچه ها رسیدگی کنم …
با ارزوی سلامتی برای همه مامانا بخصوص سزارینی ها چون مادری با زخم عمیق و بخیه خیلی سخته…
مامان نی نی مامان نی نی ۲ ماهگی
جربه سزارین پارت دوم:
اول از همه بگم از استرس و نگرانی که اطرافیان میدن کاملا دوری کنین .
باور کنین زایمان خیلی خیلی از چیزی که بقیه براتون میگن راحت تره.
من یادمه هر کی بهم میرسید میگفت وای سزارین بعدش نمیتونی بلند بشی از رو تخت . من از فردای زایمانم کامل سرپا بودم . روز سوم حمام شستم و همه کارهای بچه را خودم کردم . بخیه هام سوزش و درد داشت ولی قابل تحمله .
همه میگفتن اولین باری که میخوای بعد سزارین راه بری درد خیلی زیادی داره . ولی اگه پمپ درد بگیرین و شیاف بگذارین همه چی قابل تحمله . من اولین بار یه نیم ساعت قبل از پایین اومدن از تخت پمپ درد فشار دادم و وقتی از تخت پایین اومدم یه درد و سوزش خفیف داشتم . پس الکی استرس نگیرین و نگرانی به خودتون ندین .
من نمیدونم چرا همه از بدی های زایمان میگن و اینقدر بزرگش میکنن . من اون لحظه که رفتم داخل اتاق عمل از ترس داشتم میلرزیدم ولی اصلا نفهمیدم کی عمل تموم شد و چقدر همه چی ساده بود . حالا من اینقدر به خاطر انرژی منفی بقیه میترسیدم.
به خدا توکل کنین همه چی آسون میشه .