۴ پاسخ

من تو بارداری دیابت داشتم از ترس حتی سیب زمینی هم نمیخوردم و‌کنترل شد اما هنوزم ترسش باهامه و میرم ازمایش میدم چند وقتی یکبار😑

ببین من حساسیت بارداری گرفته بودم بدنم کلا زخم بود ففط میخارید زیر ذوش حموم زندکی میکردن میخوابیدم ۲ ماه زجر کشیدم
ولی اللن منطقی فک میکنم قرار نیست بارداریای بعدیم اینحوری بشه

عزیزم یاد ی خاطره از بارداری خودم افتادم من ۱۶ هفته ک برا مراقبت بارداری پیش دکترم رفتم دکتر برام انومالی نوشت ک خداروشکر جوابش هم خوب بود بعده چند هفته اینجا یکی پرسیده بود ک چند هفته باید بریم انومالی ک مامانا گفتن از ۱۸ هفته ب بعد بعد من گفتم ک من ۱۶ هفته رفتم همه ریختن سرم ک چرا زود رفتی و مشکلش معمول نمی‌شده و اینا یعنی تا خوده صب گریه کردم گفتم اگه مشکل هم داشته باشه دیگ وقتش گذشته بعد ب دکترم ک گفتم گفت خیالت راحت بچت سالمه سالمه ولی باور کن تا آخر بارداری این فوبیا رو من داشتم
بنظرم تو بارداری آدم خیلی حساس و شکننده میشه هی فکر و خیال میکنه بنظرم ک عادیه دیک باید سعی کنی خیلی بهش فکر نکنی

ب این فککن ب هرچی فککنی داری صداش میزنی لطفا بعش فک نکن.

سوال های مرتبط